تبليغاتX
DreamyBlog
شنبه سی و یکم شهریور 1386

 

 

اجلاس سالانه سازمان ملل در پیش است و به میمنت و مبارکی رئیس جمهوری محترم هم فردا عازم دیار کفر و جور و مستکبرین است.

دو عدد یادداشت به برخی مسئولین نوشتم که رونوشت آنها را برایتان درج می کنم:

 

1-     ریاست محترم آقای دکـتــــر احمــــدی نـــژاد:

 

آقای رئیس جمهور سلام.

 

حالتون که شکر خدا خوبه؟ ... خوب خدا را شکر.

راستش پیرو فرمایش حضرتعالی که فرمودین " زمین زیر پای مومنان نمی لرزد! " خواستم بگویم شما را به خدا حالا که دارین می رین سرزمین کفر و شرکت و مرتجعین، حواستان را جمع کنین و مراقب خودتون باش که زبانم لال، خدای ناکرده در سرزمین کفر اگه بلای زلزله نازل شد شما کنار کفار موجود در سازمان ملل نباشید و زمین زیر پاهای مقدس مومنی چون شما نلرزد.

ما شما را دوست میداریم و نمیخواهیم بی احمدی نژاد شویم.!

ازین به بعد هم به همه بمی ها، بوئین زهرایی ها، بلده ای ها و... عرض میکنم که ای کافران، ای نا مومنان، دیدید چه بلایی سرتان آمد؟ مومن شوید وگرنه به فرموده دکتر پرزیدنت دمار از روزگارتان در می آید.

 

2-     ریاست شورای شهر نیویورک؛

شهردار محترم نیویورک؛

ریاست محترم برق منطقه ای نیویورک؛

ریاست محترم نیروگاه نیویورک؛

مسئول برق سازمان ملل متحد،

 

ضمن عرض سلام و خسته نباشید،

 احتراما ً به استحضار می رساند با توجه به قدم رنجه فرمودن و تشریف فرمایی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران برای ایراد نطق در سازمان ملل متحد که در شهر شما واقع شده و با توجه به اینکه آقای احمدی نژاد فردی مومن و رئیس جمهوری با تقوا است که زمین هم زیر پایش نمی لرزد و به همین دلیل همواره هاله ای نورانی با تابش و انرژی بسیار قوی ایشان را احاطه فرموده و نور افشانی شدیدی دارد لذا خواهشمند است برای جلوگیری از هرگونه افزایش ولتاژ و نوسانات الکتریکی و زبانم لال انفجار لامپها و یا حتی انفجار نیروگاه ها به دلیل انتقال ولتاژ قوی ایشان، برق کلیه مناطق این شهر را در زمان نطق ایشان قطع فرمایید و یا ولتاژ انتقالی نیروگاه را به حداقل رسانده تا خدای ناکرده هیچیک از حکام را خطر تهدید نکند و دوباره به ما نگویید حامی تروریست.

راستی خیلی نامردین که اجازه ادای احترام ایشان به قربانیان برجهای دوقلو را ندادین. ( جدی گفتم اینو )

                                                                                                           

با سپاس فراوان

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:46  توسط Drmy  | 

جمعه سی ام شهریور 1386

 

 ورود همکار جدید

 

سلام دوستان

 

امیدوارم ماه رمضان پر برکتی را تا به حال گذرونده باشین

من از امروز میخوام شروع کنم به همکاری با دوست عزیز

و قدیمیم امیدوارم بتونم مطالب قابل توجهی رو ارائه بدم اگر

کمی کاستی هست به بزرگواری خودتون ببخشید ولطف کنید

با راهنمایی خودتون ما رو در بهتر شدن این وبلاگ یاری

 بدید.

ما رو از دعای خیرتون بی بهره نذارید.

 

حضرت علی(ع):

 

التماس به خدا شجاعت است

اگر برآورده شود رحمت است

اگر برآورده نشود حکمت است

 

التماس به خلق خدا ذلت است

اگر برآورده شود منت است

اگر برآورده نشود خفت است

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:2  توسط   | 

سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386

 

    ۱- در حال آماده کردن چند مطلب جدیدم. برای همین چند نظر سنجی اضافه کردم که امیدوارم فکر نکنین کاغذ دیواره و با ارائه نظرتون کمکی در بهتر نوشتنم کنین.

 

   ۲- در این پست سعی کردم تا خیلی ساده با بیان ضعیفم مطالبی را با هم مرور کنیم و از شما هم میخواهم در راستای اینکه نباید حداقل در اندیشه همانند سیب زمینی بود و با وجود طولانی بودن مطلب در آن شرکت کنید تا بشود به نتیجه رسید.

منتظر نظراتتون هستم.

 

  

پیش درآمد!

 

بچه های رشته های مدیریت و اقتصاد با مفهوم مزیت مطلق و مزیت نسبی آشنا هستند.

بطور ساده و مختصر در اینباره ی توان گفت:

وقتی 2 کشور را که مثلاً 2نوع کالای مشابه گندم و فولاد تولید میکنند با هم مقایسه می کنیم و مشاهده می کنیم که کشور A در هر سال توان تولید 50 اتومبیل و 600 تن گندم را دارد و کشور B نیز در هر سال توان تولید 1000 اتومبیل و 30 تن گندم را دارد می توان فهمید که کشور A در تولید اتومبیل و کشور B در تولید گندم دارای ضعف در تولید هستند ولی کشور A در تولید گندم و کشور B در تولید اتومبیل دارای مهارت و تخصص می باشند.

 

در اینجا میتوان بیان داشت کشور B در تولید اتومبیل و کشور A در تولید گندم دارای مزیت مطلق می باشند.

از اینرو این کشورها میتوانند فقط کالایی را که در آن دارای مزیت مطلق هستند را تولید کرده و کالای دیگر را از کشوری که در تولید آن دارای مزیت است تهیه و وارد نمایند. به همین دلیل هر کشور می تواند نیرو و سرمایه تولیدی خود را معطوف به تولید کالای با مزیت کرده و تولیدش را افزایش داده و هزینه های تولید را کاهش دهد. به همین دلیل کشور ها با هم وارد مبادله شده و از توانایی های هم سود میبرند. به همین شکل می توان مزیت نسبی را هم در کنار مزیت مطلق تعریف کرد و در آن امکان تولید هر محصولی وجود دارد اما با شرایطی ویژه.

 

خیلی ساده میتوانیم این اصول علمی و مدیریتی تجربه شده را در کشورمان مشاهده کنیم!

مسئولان ما همواره شعار ما میتوانیم را سر می دهند و کشور را به ملت بی نیاز از هرگونه مراوده خارجی در خبرسازی هایشان جلوه می دهند.

اینکه ما توان تولید همه نوع محصولی را داشته باشیم بی شک عالی است اما در این میان باید از خبر سازی و بزرگنمایی و ایجاد غرور و توقع بیجا جلوگیری کرد.

 

در این بحث  به هیچ وجه منکر توانایی های متخصصان و دانشمندانمان نیستم و فقط قصد دارم واقع بینانه موضوع را با هم بررسی کنیم و امیدوارم که شما هم در این بحث شرکت کنید.

 

با یک نگاه به وضعیت صنعتی کشور می توان نمونه هایی را در هر زمینه پیدا کرد.

 

سالهاست که از آغاز فعالیت شرکت ایران ناسیونال می گذرد. شرکتی که قرار بود با ایجاد اولین خط مونتاژ خودرو در دهه 40 کشور را آماده تولید خودروی داخلی کند. همان خط مونتاژ بعد از سالها، شیک و زیبا تر شده. مدرن گشته اما هنوز هم خط مونتاژی که مملو از اشکالات فنی و تولیدی است بیش نیست!

 

افتخار تولید خودروی ملی را در کارنامه داریم. خودرویی که بعد از کلی کش و قوس با کلی تغییر نسبت به طرح اولیه ( اگر فیلم سرعت به کارگردانی آقای لطیفی را دیده باشید در آن، طرح اولیه پیکان مدرن به نمایش گذاشته شده بود ) به خاطر گرانی قالبها و هزینه تولید به شکل امروزی در آمد و سمند تولید شد...

خیلی خوش به حالمان شد. پزش را با کلی آب و تاب دادیم. صادرش هم کردیم. اما به این فکر نکردیم که با این همه پز و افتخار، حالا خودمان هیچ اما وقتی یک خارجی کافر! درب موتور – کاپوت -  سمند گوگولیمان را باز کند و روی موتور خودروی ملی ایرانی آرم پژو را ببیند با آن علامت سوأل و تعجب روی سرش چه کند؟ حال آتش سوزی خودرو های تولید داخل بماند... حالا هم باز با افتخار خبر از تولید سمند مدرن بنام " سورن " را میدهیم که تنها فرقش بازهم در شکل و شمایل چراغهایش است...

 

تونل کندوان را در عصر رضا شاه همان شاه چکمه به پا و مستبد فراری، با قلم و پتک در یکی از 10 جاده زیبای دنیا حفر کردند. یک ده پیش خواستیم تعریضش کنیم. دادن پروژه به سپاه همانا و بسته ماندن و تونل برای سالیان سال همانا... و بالاخره یک پیمانکار کافر خارجی به داد رسید. چیزی که در پروژه بزرگراه تهران – شمال به سرمان آمده و چینی های کوچولو برایمان با سالها تأخیر قرار شد بسازند.

اما خوب در احداث سد و جاده های صاف و بی دردسر بد کار نکرده ایم. حالا کاری با حرف و حدیث ها نداریم!

 

ادعا می کنیم شمال ایران یکی از بهترین مناطق تولید چای است و امکان فرآوری بهترین چای را دارد. به همین ادعا با کلی سرمایه گذاری و تبلیغ کارخانه ای را احداث کردیم.

چای نمونه را به یاد دارید؟ همین 2-3 سال پیش بود که کلی تبلیغ کرد. کلی وعده داد. مسئولین حمایت کردند. اما حالا کجاست؟ خبری از آن دارید؟ بسته های چایش را در کدام فروشگاه می شود خرید؟

شما را به خدا نگویید این واسطه ها و دلالان بین المللی کمرمان را شکسته اند و نمی گذارند پیشرفت کنیم. این حرف درست است اما مگر بک دلال چقدر قدرت دارد که دودمانمان را به باد دهد؟ این دلال نیاز به قدرتی عظیم دارد که این قدرت را فقط حکومت در دست دارد. پس اگر این دلالان قدرت یافته اند نشانگر فساد قدرت در منشاء و سرچشمه آن است که به بهای نابودی صنعتگر و کشاورز و تولید کننده ایرانی منجر شده.

 

امروز هم داریم پز تولید موبایل تولید داخل را میدهیم و میگوییم خودمان تولید میکنیم و دانش ساختش را هم وارد کرده ایم ولی یواشکی این را هم با صدایی آرام که کسی خدای نکرده بیدار نشود میگوییم که قطعات را از کره می آوریم و در اینجا زحمت سرهم بندی میکشیم و بعد دوباره با صدایی رسا و بلند میگوییم کارمان با کلاس و اقتصادی است.!

 

نمونه های این ادعاها بسیارند. ادعای انجام کارها و پروژه های علمی را میکنیم ولی بودجه پژوهشی کشور % 0.6 از بودجه کل مملکت است! ( البته اگر همین هم به دست صاحبانش برسد. ) آنوقت در یک اقدام ژانگولرانه و جالب باز ادعا می کنیم فرار مغزها نداریم! مغز ایرانی چه اینجا چه آنجا به هر حال ایرانی است! و از تبلیغات دشمنانمان هم که خلاف این را با مدارک نشان میدهند ناراحت می شویم. ولی به این نکته فکر نمی کنیم که این مغز ایرانی اگر در آنجا باشد سودش هم به آنجایی ها می رسد. حتی آنها افتخارش را هم به ما نمیدهند.

 

قصه مزیت ما هم در همین جاست. جهان در مرحله ایست که مملو از متخصص و دکتر و مهندس و پژوهشگر و ... است و به حق که نیاز دنیا هم می باشد و این نیاز بیشتر هم خواهد شد منتها استفاده از این منابع مدیریت و برنامه می خواهد. و این هنر مدیریت است که منشاء تحول های بنیادی میگردد.

سال گذشته در همین روزها بود که گوشمان با نام " انوشه انصاری " آشنا شد و در همان هنگام که نگاهی به آسمان برای رویت هلال ماه رمضان داشتیم مشتاق بودیم تا انوشه را نیز رصد کنیم.

او یکی از همین مدیران و هنرمندان است. شرکت T-Com را می شناسیم. شرکتی که انوشه با هنرش آنرا مدیریت کرده و به سود دهی رساند، آنگاه هنرش را به بهای میلیونها دلار فروخت. ( هنر یک مدیر اجرایی )

هنری که در ضمیر رئیس جمهوری محترم نیز به وفور یافت می شود. با لبخند ملیح و ایرانی خر کنش ادعای فرار مغزها را رد میکند و استدلال می کند که در ایران همه مغزند. اینجا و انجایش هم فرقی ندارد و ایرانی ایرانی است و من و شما و خود گوگولی اش را هم سنگ و هم وزن امثال حسابی و انوشه و ... میداند. تا همین جا کمر اقتصاد مملکت را شکسته و باز هم به مردم با لبخند ملیحش وعده مدینه منوره را میدهد. لبخندی که از صدها فحش خار و خاشاک بدتر است چرا که به شعورمان حمله کرده و ما بازهم در جایی که قدم میگذارد جمع میشویم و میخواهیم گوش شهردار، فرماندار و ... مان را بکشد! و حال با این اقتصاد ویرانه و شخمی که به صندوق ذخایر ارزی زده سودای " رفرم " پولی را در سر می پروراند. ( رفرم اصطلاحی اقتصادی و حساب شده است که در آن برای افزایش ارزش پول ملی چند صفر آنرا حذف میکنند. مانند حذف 6 صفر از پول ترکیه تا هر واحد پولش برابر یک یورو شود ) سودایی که شمشیری دو لبه و بازی با آتش است و نتیجه اش ممکن است به تاراج ثروت کشور مبدل شود!

 

 

 در فکر چنگ زدن به...!

 

 

در کنار همه اینها نیز قدرت و آمادگی و توان نظامی و دفاعیش را به همه گوشزد میکند و بطوری ضمنی همه را به میدان فرا میخواند.

 

 آمادگی همه جوره برای دفاع ار مملکت!

 

کافی است تا از این همه ادعای پوشالی دست کشیم و بی خودی دلمان را خوش نکنیم چرا که هنوز در بسیاری امور نهایت تخصص و تلاشمان رسیدن به مونتاژ و سرهم بندی بوده است.

نساجیمان را با مدیریت فاسد و رانت و بی کفایتی به زمین کوبیدیم تا جولانگاه آشغالهای یکبار مصرف چینی باشیم. بازار فرشمان با این همه هنر و قدمت به دست چین و هند و پاکستان افتاد. پسته را از دستمان گرفتند و ....

 

اگر این همه سیاسی کاری، وقت و انرژی و نیرویی را که در جهت کمک به نمک نشناسان دیگر ملل کردیم تا پشتمان باشند، کسانی که خود به هزاران ملت برای بقا نیازمندند و در شانتاژهای خبری و ایجاد توهم خود بزرگ بینی نمودیم، صرف اموری میکردیم که همین اصل ساده مزیت بیان میدارد مسلماً حال و روزمان بهتر از این می بود. اصول علمی و مدیریتی و سیاسی دیگر و پیشرفت کردن که جای خود را دارد.

 

 

به قول آرش صبحانی:

تو محور شرارت، ژیان و عشق سرعت؟!!!

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:30  توسط Drmy  | 

جمعه بیست و سوم شهریور 1386
 

دم افطار، شبکه 3، ماه عسل.

مهمان برنامه موسی سلامت.

 یه مرد.

یه جانباز.

25 سال قطع نخاع. طوری که نشستن روی ویلچیر هم براش سخته.

25 سال ناشنوا.

نقاشی میکنه.

درس میخونه.

دارت میزنه.

پر از عشقه. پر از شور. پر از انرژی.

 

واقعاً نمیدونم چی باید گفت. ما کلی نا شکری میکنیم اونوقت این آدم با این وضع هنوز مملو از انرژیه. پر از عشق به خانواده، زندگی و همسر.

 

واقعاً اینا کین؟ چه روحی دارن؟

موندم که چی میشه گفت. کاری ندارم طرفدار چه دسته و حزبه. کاری ندارم به احمدی نژاد اعتقاد داره یا نه. اما اینا بخاطر ما خیلی کارا کردن که حالا نشستیم وبلاگ می نویسیم...

 

درسته که خیلی از همین آدما خیلی از همین هم سنگرها به جاهایی رسیدن که خدا را هم بنده نیستن. قدرت فاسدشون کرده و عوض که نه، عوضی شدن. قیمت معامله خودشون با خدا را هم از ملت میخوان بگیرن. اما اینجور بچه ها چی؟ این بزرگ مردا چی؟

جواب اینها را چطور باید داد؟

اینایی که بی هیچ حرف و طلبی سر معامله عشقشون با خدا موندن.

 

آی اونایی که نشستین اون بالاها.

آی اونایی که خدا، مردم، قوا و قراراتون و حتی رفقاتون رو هم فراموش کردین و بعضی وقتها اونم برای ریا و خبر سلزی بهشون سر میزنین.

آی به قدرت رسیده های نامشروعی که برای معامله خودتون با خدا هم قیمت گذاشتین و مردم رو متهم به پرداخت بهای این معامله کردین و ثروت و روح مردم را دارین شخم میزنین و می چاپین.

چطور میخواین جواب مردم را بدین؟ جواب خدا را بدین؟ جواب همسنگر های هم پیمانتون را بدین؟

 

آی هم نسلهای من، جوونا، دخترا، پسرا، چرا همه این بزرگ مردها و دل داده ها و شیدا ها را با اون فاسدان قدرت طلب سودجویی که برای هر چیزی قیمت گذاشتن یکی میدونیم؟

چرا فریفته اون فاسدان شدیم ولی هنوز از این بزرگان طلب کاریم و به چشم بد نگاهشون میکنیم؟

 

آخ که ما چه آدمهای عجیبی هستیم.امثال اینا بی هیچ چشم داشت و توقعی از ما گوشه خونه هاشون یا آسایشگاه افتادن و دم نمیزنن.

کاش اونایی که رفتن یه روز میشد بیان و شاهکار چپاول همسنگران پیمان شکنشان را ببینند.

آدمهای دروغ گوی شعار گوی و طلبکار و فاسد و مستان قدرت و کاخ نشینان غارتگر!

 

دلم خیلی گرفته.

اذان گفتن.

افطار شد.

التماس دعا.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:41  توسط Drmy  | 

جمعه بیست و سوم شهریور 1386

 

در در ادامه پستهای قبلی یک نمونه خیلی با مزه ولی تأمل برانگیز دیگر در راستای شیره مالیدن بر سر خود! وجود دارد که یادم رفت در پست قبلی بنویسم و آن هم عبارت است از اینکه:

 

طبق فتوا و دستورات شریعت هیچ زن مسلمان حق عقد دائم و یا موقت با مرد غیر مسلمان را ندارد و هیچ مرد مسلمان نیز حق ازدواج دائم با زن غیر مسلمان را ندارد.

اما نکته جالب اینجاست که مرد مسلمان میتواند زن غیر مسلمان را به عقد موقت - همان صیغه دوست داشتنی! برای بعضی ها - خود در آورد!

 

خوب، همانطور که میبینیم عشق و علاقه و تفاهم بین مسلمان و غیر مسلمان برای ازدواج و زندگی بی ارزش و فاقد وجاهت شرعی است اما از آنجا که ما مردم سودجو، فرصت طلب و... هستیم در اینجا هم نتوانستیم خود را از فیض لذت و کام گیری از غیر مسلمان محروم کنیم و حداقل برای لذت جسمی برای خود راه گشوده ایم تا با رسمیت بخشیدن به افکار سودجو و لذت طلب و سیری ناپذیر! از این احکام نیز به نفع خود سود بریم. تا این حد که عشق و علاقه و زندگی یک زوج را تا به اندازه بهره کشی جسمی و شهوت طلبی به پایین آورده و لگد مال میکنیم...

 

ما ایرانی ها آدم های جالبی هستیم.!

از هر آن چه داریم برای استفاده از نداشته هایمان به هر شکلی میخواهیم استفاده کنیم تا جایی که دینمان، پیامبرمان و امامانمان را وسیله ای برای سودجویی قرار داده ایم.!

 

دکتر شریعتی به خوبی دینی که ما ساخته ایم را توصیف نموده.

 

" اسلام جیبی و شکمی!!! "

 

رمضان 86 هم آمد. ماهی پر از لطافت و آرامش و زیبایی. کاش بتوانم این بار خوب درکش کنم. بجای روخوانی قرآن، ترجمه – منهای تفسیر و الحاقیاتش – را بخوانم. کاش بشود بر این جهل پایان داد.

 

التماس دعا

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:27  توسط Drmy  | 

چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386

 

طبق تعریف، صیغه یا عقد موقت عقدی است که در آن زن و مردی که بخواهند با یکدیگر رابطه داشته باشند، جهت شرعی شدن آن رابطه صیغه ازدواج موقت بین آنها جاری میشود.

این نوع ازدواج برای جلوگیری از به انحراف کشیده شدن افرادی است که توانایی و یا موقعیت نکاح دایم را ندارند.

صیغه بین زنان بیوه و یا مطلقه و مردان مجرد و حتی متأهل جاری میگردد. این نوع عقد بین دختران باکره مرسوم نیست چراکه این دسته دختران نیاز به اجازه پدر یا ولی دارد. اما در حال حاظر و طبق نظر برخی مراجع این دختران نیز به شرط ضایع نشدن بکارت، بدون اجازه ولی نیز امکان ازدواج موقت را دارند.

 

برای جاری شدن عقد کافی است خطبه نکاح موقت ( در همه رساله ها موجود است ) بین طرفین خوانده شود و مدت و مهریه نیز در آن تعیین گردیده باشد. این عقد نیاز به شاهد ندارد و حتی اگر طرفین خواندن توانایی بیان عربی آن را نداشته باشند می توانند به فارسی آنرا بیان کنند که مدت آن بسته به توافق طرفین است که میتواند برای یک روز و یا مدتها بیشتر باشد.

 

            خوب طبق تعریف، این ازدواج پسندیده و موثر است اما مشکل سوءاستفاده هایی است که این میان همیشه از احکام دین صورت گرفته.

مردهایی که با داشتن خانواده فقط جهت هوسرانی خود زن و یا زنانی را صیغه میکنند. روسپیانی که جهت مشروعیت به کار خود این کار را می کنند و...

 

ما تا کی می خواهیم سر خود را کلاه بگذاریم؟ نه. فراتر هم رفته ایم. سر خدا را هم به خیال خود کلاه گذاشته ایم.

 

بیایید صادق باشیم.

-         مگر نه اینکه میتوان صیغه را بدون شاهد خواند؟

-         مگر نه اینکه میتوان صیغه را به هر زبانی خواند؟

-         مگر نه اینکه رضایت طرفین ملاک است؟

-         مگر نه اینکه تعیین مقدار زمان صیغه توافقی است و بعد از انقضای آن بدون نیاز به طلاق دادن

خود به خود باطل میشود؟

-         مگر نه اینکه تعیین مهریه در آن واجب و توافقی است؟

-         مگر نه اینکه میتوان با دختران باکره نیز ازدواج موقت داشت؟

-         مگر نه اینکه به هر طریق به هر حال طرفین میتوانند با هم آشنا شوند؟

-         مگر نه اینکه صیغه احتیاج به ثبت رسمی ندارد؟

 

خوب پس میتوان گفت:

کسی که مثلاً کنار خیابان جلوی دختری ترمز میکند. شیشه را پایین میدهد خانم سوار میشوند ( ظاهر هم را پسندیدند )

پیشنهاد می دهد که برای ساعاتی، شبی، چند روزی و... را با هم باشند و با کمی تبادل نظر توافق می کنند. ( مدت آن نیز تعیین شد )

چانه زنی بر سر قیمت و نرخ مدت زمان توافقی آغاز میشود و در نهایت در یک نرخ به توافق می رسند.! ( این هم از مهریه )

حتی گاهی مکان خاصی را هم تعیین و بر سر آن نیز توافق می کنند.

 

خوب حالا با این وضعیت که همه چیز معین و رضایت طرفین نیز برقرار شده آیا باز هم مشکلی است؟

 

سر خودمان را کلاه می گذاریم؟

این همه جست و جو در لابه لای دستورات و مسایل شریعت و قوانین حکومتی و تحریف آنها جز برای کلاه برداری و ارضای حوائج و خواسته هایمان است؟

 

خوشحال میشم در مورد 3 پست آخر، شما هم نظراتتون را بگین.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:49  توسط Drmy  | 

چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386

 

" هر آن چیز که عقل آنرا حکم کند، دین نیز همان را حکم کرده و هر آن چیز که دین آنرا حکم کند، عقل نیز همان را حکم نموده "

قرآن کریم

 

قبل از اینکه ادامه بدهم باید بگم اگر پست قبلی را نخوندی از اون شروع کنی و یاد آور شوم که در قرن 21 کافرها و 14 خود شاخ شمشادمان هستیم! پس سعی کنیم کمی عاقلانه فکر کنیم! فکری که خدا هم در آیه فوق بیان نموده. یعنی فکری با عقل سلیم.

 

در اینکه هر فنی متخصص خود را لازم دارد و نمیتوان در همه فنون متبهر بود شکی نیست. اما مسأله اینجاست که بالاخره میتوان در حد روزمره مسائل خودمان را حل کنیم. و نیاز نداشته باشیم که مثلاً برای آب خوردن به راهنمای جامع نوشیدن مایعات مراجعه کنیم!

 

تا بحال شده حس کنید به شعورتان توهین میشود؟

سری به رساله های موجود ار آیات عظام زده اید؟!

مگر نه اینکه همه ادیان یک چیز را بیان میکنند و فقط در شرایط و زمانهای متفاوت، بنا به مقتضی روز نازل شده اند؟ مگر مسلمان به معنی تسلیم شده نیست و بنا به قرآن همه مومنان مسلمان محسوب نمیشوند؟

پس به چه اجازه به مومنان دیگر مذاهب کافر میگوییم و نجس می دانیم شان؟

 

در رساله میخوانیم:

کافر یعنی کسی که خدا، یا پیامبر اسلام را قبول ندارد یا برای خدا شریکی قرار می دهد، بنابر احتیاط نجس است. هرچند به یکی از ادیان آسمانی مانند یهودی و نصاری ایمان داشته باشد.

( ما مسیحیان را به دلیل گفتن " پدر، پسر و روح القدس " و اینکه مسیح را از خدا میدانند به گفتن کفر متهم کرده ایم. و همچنین عقیده مبلغین معظم بر این است که در معاد چیزی جز اسلام ناب خودمان از هیچ کافر نصرانی و... پذیرفته نمیشود!)

 

            لباسی که بر تن کافر است وقتی اسلام آورد پاک نمی شود!

( بدون شرح! )

 

            اگر انسان جماع کند! و به اندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، مرد وزن هر دو جُنُب می شوند، خواه بالغ باشند یا نا بالغ، منی بیرون آید یا نه. این در صورتی است که جماع در قُبُل باشد و اگر در دُبُر باشد بنابر احتیاط واجب باید جمع کند بین غسل و وضو.

            اگر شک کند که به مقدار ختنه گاه داخل شده یا نه!، غسل بر او واجب نیست.

یعنی اینکه شیوخ ما خیلی به ادوات جبر و هندسه و علم ریاضی و اندازه گیری و فیزیولوژی علاقه مند هستند و در هر لحظه، حتی هنگام ... باید خط کش در دست داشته باشیم.

 

            اگر مردی با زن حائض زنا کند، یا با زن حائض بیگانه ای به گمان اینکه همسر خود او است!!! نزدیکی کند، احتیاط آن است که کفاره دهد.

الهی من بمیرم... اصلاً ناراحتی نداره. اینجا منظور آدمهای کور، کر، لال یا بهتر بگم که فاقد تمامی حواس 5گانه است که نمیتوانند هم بستر خود را تشخیص دهند!

 

همچنین آمده:

جماع در هنگام حیض و از طریق مقعد از گناهان است. اما در هنگام حیض اگر آقا هوس کنند می توانند تا ختنه گاه از مقعد دخول کنند.

گفتم که، خط کش را اصلاً فراموش نکنید چون به هنگام ... از لوازمات لازمه محسوب می شود.

 

و یا:

اگر شما وارد منزل شدید و شب بود و همه خواب بودند و دوست داشتید کنار همسر مکرمه لذت ببرید  ایضاً کمی آن طرف تر هم کسی خواب بود و شما هم بستر شدید، به ناگاه در حین مجامعت متوجه شدید که ای داد و بیداد. اشتباه گرفته اید و هم بستر مثلاً خواهر زن شده اید، در هر حالی خود را کنار کشیده و ... اصلاً طوری نشده که... بندهای خدا هر دو از همان افراد لا حواس 5 گانه! هستند.

 

راستی تا بحال خمس و زکات داده اید؟ اصلاً شده به آن فکر کنید؟

1400 سال پیش وقتی امام علی گفت راه هایی در آسمان پدید خواهد آمد، قطعاً ایشان امروز را دیده و خطوط هوایی.

زکات (طبق تعریف رساله مالیات بر دارایی) و خمس (طبق تعریف رساله – مالیات بر درآمد) ابزار گرداندن حکومت اسلامی در 1400 سال پیش بوده است تا مخارج حکومتی تهیه شده و به مستمندان از درآمد توان گران بوده است. امروز مالیات و عوارض ها بر آن افزوده شده که دولت اخذ می کند و خمس و زکات را آیات عظام تا در راهش خرج کنند و به چه خوبی اینکار را میکنند و در اختیار نیازمندان قرار می دهند!

 

یکی از وظایف  شیوخ هم انطباق مفاهیم الهی 1400 سال پیش با مسائل و جوامع امروزی است. وظیفه ای که همگی به خوبی شعارش را سر میدهند ولی جسارت انجامش را هر کسی ندارد!

کاری که آیت الله خمینی به خوبی انجام داد مانند فتوی شترنج!

اما چرا امروز کسی جرأت این گونه تطبیق ها را ندارد؟ آیا جز این است که در چنین حالتی مجبور می شوند چیزهایی بیان کنند که شاید جامعه را شوکه زده کند؟

 

آیا تا بحال از خود پرسیده ایم که ذوالقرنین کیست؟ چرا باید نامش در کتاب آسمانی ما آمده باشد؟

چرا از معرفی او هراس داریم؟ چرا نگرانیم کسی را که در دو کتاب آسمانی " تورات " و " قرآن " به خوبی معرفی کنیم؟

چرا کورش را که نجات بخش قوم یهود و بشارت موسی (ع) در تورات  به قومش بوده را فراموش کرده ایم؟ کورشی که بنا به اجماع آراء محققین همان " ذوالقرنین " در قرآن و [ به گفته استاد تاریخ اسلام خودم ] احتمالاً یکی از پیامبران یا مصلحین مومن است.

حالا سر خودش، ساخته هایش و تمدن زمان او را به راحتی زیر آب می کنیم...!

 

به غسل تا بحال فکر کرده اید؟

در آن روزگار که عرب ها پاکیزگی را نمی شناختند رسول خاتم فرمود " النظافة من الایمان " و به هر بهانه ای مومنان را ترغیب به غسل می نمودند تا مطهر و پاک باشند. در روزگاری که حمامی وجود نداشت!

احکام غسل را که در همین رساله ها تورق کنیم میبینم که درست همان روش حمام نمودن امروزی است.

پس چرا این دستور دین را برای مومنان شفاف سازی نمی کنند؟ چطور به راحتی این حدیث را که:

 

در شب هیچ گاه از ظرفی که رویش گشوده بوده آب ننوشید، چرا که شیطان در آن حلول میکند "

 

را بدین معنا تفسیر کرده اند که در آن زمان مردم میکروب را نمی شناختند و منظور از شیطان هم همان میکروب است.

 

واژه عــده و نگهداشتن آن بعد از طلاق یا فوت همسر برای خانم ها آشناست.

سه ماه و ده روز زن نه میتواند مجدداً ازدواج کند و نه به عقد موقت مردی در آید. دلیل آن هم واضح است. چون باید معلوم باشد از همسر قبلی خود باردار است و یا خیر؟

باور کنید علم پیشرفت کرده. نیازی به سه ماه نیست! یک آزمایش بارداری به راحتی همه چیز را مشخص می کند.

 

همه حرص و ناراحتی من هم به خاطر این است که اشتباهات، خود خواهی ها، فرصت طلبی ها و ... را میخواهیم به اسم خدا و دین محمد تمام کنیم و همه دین گریزی امروز و نگاه بد به اسلام فقط به همین خاطر است که خود را به دست دیگران سپرده و میگوییم ما کاری نمی توانی انجام دهیم.

 

باعث و بانی این دیدگاه و این پس ماندگی تنها و تنها جهل و بی اطلاعی و تنبلی ما ایرانی ها است که جسارت هرگونه دست درازی به سرنوشتمان را به هر کلاشی داده.

 

                                                                          به زودی مطلبی در مورد ازدواج موقت

یا همان صیغه که کلاهبرداری ای بیش نیست مینویسم

 ممنون میشم در مورد دو پست آخر نظراتتون را بگذارین.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:53  توسط Drmy  | 

چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386

 

قبل از هر چیز باید بگم که مسلمانم و به دینم و اعتقاداتم علاقه دارم. اما به شدت از تعصب که آدمها را کور و بی منطق میکنه متنفرم و به هیچ وجه قصد توهین ندارم. ولی چیزهایی هستند که مدام آزارم میدهند. می خواهم با شما درد دل کنم و از شما هم میخوام که نظرات خوتان را بگین.

 

عامل اصلی بدبختی ما آدمها جهل و کوری و داشتن تعصبات مسخره و احمقانه است و منشاء خرافات و خرافه پرستی. چیزی که امروز در جامعه خودمون به وفور یافت میشه! چیزی که خدا هم شدیداً تأکید کرده که ازش دوری کنیم.

یک روز خدایگان دانستن شاهان باستان. روزی زنده به گور کردن دختران و امروز...

 

این جهل در همه زمینه ها دامن گیر ما شده و قبول واقعیات را برامون غیر ممکن کرده. جهل از واقعیات اجتماعی گرفته تا حتی خود دین. دینی که شرط پذیرفته شدنش از ما علم به آن و ایمان آوردن به آن با یقین قطعی است.

 

واقعاً چند نفر ما مسلمان واقعی هستیم؟ چند نفرمون اون چیزی را که خدا گفته تا دینمون قبول باشه را انجام دادیم و با تحقیق بهش رسیدیم؟ چند نفرمون فقط به دلیل داشتن پدر مسلمان و حک شدن نام الله روی شناسنامه مسلمون شدیم؟ ( روی سخنم فقط با کسایی هست که به اسلام ایمان دارند )

 

چرا ما نباید خودمون را به زحمت بیاندازیم و کمی در مورد چیزهایی که بهش معتقدیم فکر کنیم؟ چیزی که خصلت ما ایرانی های متمدن! و با فرهنگ! شده.

چرا کافرها از ما اطلاعاتشون در دین و اجتماع و طرز فکرمون بیشتره؟ چرا باید بزرگترین مرکز اسلامی در بریتانیا باشه و معتبرترین مدارک اسلامی از این مرکز برای شیوخ صادر شود؟

شیوخی که ما بخاطر تنبلی و علاقه به جهل! مشی زندگیمان را به آنها سپردیم.

چرا ما نباید دستوراتی را که دینمون مشخص کرده، از منبع واقعی استخراج کنیم؟

 

در پستای بعدی این بحث را ادامه میدهم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:6  توسط Drmy  | 

سه شنبه سیزدهم شهریور 1386

 

 

خوب شکر خدا برنامه های آنقدر متنوع، جذاب و پر محتوایی داره که هیچکس حاضر نیست برنامه های این کانالهای اجنبی و فاسد و ضد بشریت ماهواره ای را ببینه. ( مثلا چارخونه!)

برای همین فقط جهت اطلاع رسانه به جوانان همیشه در صحنه میخوام در مورد برنامه های دیشب یکیشون صحبت کنم.

کانال ضد انسانیت و انقلاب صدای امریکا (VOA) را حتما شنیدین... منظورم توهین بهتون نیستا چون میدونم جز من کسی اینجا این کانال ها که برای استکباره نگاه نمیکنه...!

 

-         البته من هنوز نفهمیدم که اگه این یه شبکه تلوزیونیه پس چرا اسمش صدای امریکاست؟!  (حالا گیر نده که اصلش برنامه رادیویی بوده. مهم اینه که توی TV میبینیم.)

 

این کانال هرشب یه بخش یک ساعته داره به اسم " میزگردی با شما ". شب گذشته ( 3شنبه) موضوع این برنامه بود " موسیقی زیر زمینی در ایران " و کیوسک را هم دعوت کرده بود که خوب آرش چند سالی هست که از ایران رفته. مجری برنامه هم یه آدم خیلی بامزه به اسم ناطقی بود.

 

شرح واقعه:

خوب موضوع برنامه برام خیلی جالب بود و به همین خاطر نشستم ببینم.

جالبی این برنامه این بود که در مورد بچه های ایران بود اما بچه هایی که الآن توی ایران کار میکنند با این همه بگیر و ببند و مشکلات اصلا صحبتی باهاشون نشد. فقط 2 تا کلیپ از سروش (هیچکس) پخش کردن و دیگر هیچ. مطمئن نیستم اما فکر میکنم آرش هم از نشستن توی اون برنامه واقعه کلافه بود مخصوصا از نبوغ و بلاغت آقای مجری.

صحبت به کنسرت کرج هم کشید و با یکی به اسم صوفیا هم که میگفت اونجا بوده صحبت کردند. راستش منکه نفهمیدم بالاخره اونجا چه خبر بود. رادیو گفت  سربازان گمنام امام زمان کنسرت رپ کشف و ضبط! کردند. شب اخبار گفت شیطان پرست بودن و دیشب هم گفتن راک بوده.

بگذریم...

مسأله اینجاس این کاسه های داغتر از آشی که اونور دنیا نشستن دارن مشکلات ما را آنالیز میکنند اصلا میفهمن اینجا چه خبره؟

همه اینجا مشکل داریم. از اقتصاد و سیاست بگیر تا ممنوعیت نفس کشیدن و ... اما اینا به اسم نگرانی برای مردم ایران هرچی دری وری که میخوان میگن.

تعارف هم که نداره. ما ملت ایران واقعا ساده ایم و حزب باد...! هرچیم که تو مخمون میکنن بی چون و چرا قبول میکنیم. گاهی از دز دروازه تو نمیریم گاهی هم راحت از سوراخ سوزن رد میشیم.

اینجا به حرف کسایی گوش میدیم که به اسم خدا و دین خدا قرنهاست که خرافه پرستمون کردن و دارن ازمون سواری میگیرن.

از طرفی هم نگاهی به اونوری ها داریم که بیان و مارا ازین بدبختی نجات بدن. اونا هم همچین حرف میزنن که انگار عاشق چشم و ابروی ما هستن و بی هیچ چشم داشتی میخوان منجی ما باشن و بیان نجاتمون بدن.

همونایی که یه روز یکی را میکنن پیراهن عثمان و چند روز بعد هم همون آدم، گروه و حزب و میکنن دشمن بشریت، تروریست و باید نابود شن.!

هیچ وقت یادم نمیره که سال پیش توی یکی از همین برنامه ها سید حسن نصر الله را آدم با سیاست و شاگرد امام موسی صدر معرفی کردن و گفتن که ایران مجبورش کرده با نذوراتی که از جیب مردم داده بهش پایگاه ایران باشه و درست چند روز بعد با شروع جنگ حزب الله با اسرائیل در یک چرخش معنا دار هرچی لعن و نفرین بود بارش کردن. یا توی همین ایران خودمون یه روز خاتمی و رفسنجانی را کوبیدن بعد هم اینا شدن گلهای سرسبد مدنیت!

ما همیشه توی تاریخمون ازین کاسه ها زیاد داشتیم اما نمیدونم چرا عاقل نمیشیم و از این عامل تمایز انسان و حیوانی مه خدا بهمون داده استفاده نمیکنیم.

آخه تا کی میخوایم آقا بالا سر داشته باشیم؟ تا کی میخوایم وایسیم تا یکی مثل رئیس جمهورمون بیا وایسه پشت تریبون و بگه از فرماندار، شهردار و... راضی هستین؟ گوششون را براتون بکشم؟ بعد هم با اون لبخند ملیح توی دلش به ریشمون بخنده.

بگه میخواد قیمت ها را به اسفند 85 برگردونه و درست از همون موقع تورم کمر خمیده مارا خورد کنه. مسکن و زمین که جای خود داره...

 

اون وری ها هم که برای رضای خدا میخوان گنجشک بگیرن... کسایی که اصلا نمیدونن این مردم کین، چی می خوان و...

برای همین از 5 نفری که دیشب از ایران به VOA  زنگ زدن 3 نفر راحت مجری نمکی را سر کار گذاشتن. ( یکی از لرستان گفت بعد کلی زحمت مادی و معنوی بهش مجوز کاستش را ندادن. بعد هم قسمتی از آهنگ " قیسمت نمیشه این بار ... ( جواد رضویان 4خونه)" خوند و مجری گرامی هم کلی تشویق کرد و ابراز نگرانی کرد ازین ندادن مجوزها...

اینا که میدونن ما ملت عاشق مسخره کردن و سر کار گذاشتن همدیگه هستیم و تجربه داشتن نمیشینن یه نگا به برنامه های ایران کنن که اینجوری ضایع نشن.! اونوقت میخوان بیان منجی ما هم بشن.

کاش آرش شعر اون آهنگی رو که برای مجری های ایران خونده بود برای ناطقی عزیز هم میخوند تا کمی میخندیدیم.

" کتهای قهوه ای، خنده های لوس، مجری های بی معنی و چاپلوس. میگه همه دزدن بقیه جاسوس، لعنت به هرچی آدم ...!"

 

یکم به خود اومدن ضرر نداره. نه اینجا و نه اونجا کسی به فکر حال ما نیست.همشون فقط کاسه داغتر از آشن. فقط فکر منافع خوشونن.چه از نوع طالب مدنیت و چه از نوع مقدسش!

 

کار فقط کار خودمونه...

 

لینک آهنگ واقعا زیبای کیوسک را گذاشتم و حتما دانلود کنین و لذت ببرین. ( جاهایی را که نگفته، دشنام هموزن مورد نظر را بگذارین!)

 

لینک دانلود: آهنگ بی تربیت از کیوسک

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:47  توسط Drmy  | 

دوشنبه دوازدهم شهریور 1386

 

قدرت اجرايی کنوانسيون طبق ماده 49 دوم سپتامبر 1990

مصوبه 20 نوامبر  1989

 


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:5  توسط Drmy  | 

دوشنبه دوازدهم شهریور 1386

 

 

قطعنامه شماره 48/104 مجمع عمومی سازمان ملل متحد

مصوبه 23 فوریه 1994

 


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:40  توسط Drmy  | 

یکشنبه یازدهم شهریور 1386

 

On December 10, 1948 the General Assembly of the United Nations adopted and proclaimed the Universal Declaration of Human Rights the full text of which appears in the following pages. Following this historic act the Assembly called upon all Member countries to publicize the text of the Declaration and "to cause it to be disseminated, displayed, read and expounded principally in schools and other educational institutions, without distinction based on the political status of countries or territories."

 

Click on continue...


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:0  توسط Drmy  | 

یکشنبه یازدهم شهریور 1386

 

10دسامبر ١٩٤٨
د يباچه

از آن جا كه شناسايی حيثيت و كرامت ذاتی تمام اعضای خانوادهء بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است؛

برای مشاهده کامل اعلامیه روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:47  توسط Drmy  | 

جمعه نهم شهریور 1386

 

نوجوانان کشور متأسفانه با یک مربی خرجی توانستند جام قهرمانی والیبال جهان را کسب کنند...

حالا هی میگیم بابا، این مربی های خارجی بدرد نمی خورند. اینقدر این دلارهاتون را حیف و میل نکنید. پدر این صندوق ذخیره ارزی را درآوردین ( اگه چیزی تهش مونده باشه ). یک مربی Made In I.R.Iran میفرستادین تا مثل فوتبال یک حال اساسی به ملت همیشه در صحنه میداد و آخرش با نهایت تواضع همه تقصیرات را گردن میگرفت. این فرنگی ها که جرأت ندارند و فرافکنی میکنند.

اصلا همه تیم ها را به دست توانمند و متواضع امیر خان میسپردید تا دیگه ننگ قهرمانی با یک مربی فرنگی آن هم از همان خانواده " ویچ " های آشنا بر پیشانیمان نمیخورد.!

 

البته مسئولین و نظریه پردازان و استراتژیست های مملکت فکر اینجا را هم کرده بودند تا اثرات این بدنامی را تا حدودی خنثی کنند.

تقریبا 24 ساعت پیش که این قهرمانان خائن به مهر آباد رسیدند یک مقام مطلع اعلام کرد که:

 آقای " ست کوویچ " مربی تیم، از آنجا که هنگام صیغه قرارداد (همان عقد موقت) شدیدا متأثر از فرهنگ بسیج شده و به عضویت بسیج فدراسیون والیبال درآمده و به همین منظور به هنگام ورود دور گردنشان یک عدد چفیه متبرکه را با حلقه گل پیچیدیم و وی را برادر ویچ خطاب کردیم! ( پخش مستقیم یا اخبار را ندیدید به من مربوط نیست ).

به همین منظور کسی نمی تواند زیادی به ایشان فرنگی بگوید چون ایرانیزه شده. حق درآوردن هرگونه حرف و حدیث را هم ندارید! ازین به بعد هم هفته ای یکبار پیش امیر خان میره تا ازش درس فتوت بگیره...

 

خبرهای کاملا ناموثق هم حاکیست که دکتر محمود قراره در نامه دومش به جورج W بوش یک عدد چفیه جهت صادرات فرهنگی به وی هدیه کند تا وی را هم ایرانیزه و بسیجی ایزه! کند و از آنجا که با  American Express مراوده نداریم ( چون مال استکبار جهان خواره ) براش DHL  میکنه...

 

و به همین راحتی فرهنگی به ضد فرهنگ تبدیل میشود!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:29  توسط Drmy  | 

جمعه نهم شهریور 1386
 

در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست.

هیچكس سوار بر اسب نیست.

هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید.

هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست.

هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد.

از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:28  توسط Drmy  | 

سه شنبه ششم شهریور 1386

 

حتما همگی تا بحال ماشینهای تعلیم رانندگی را دیدین که مربی های آقا و خانم با تبحری شوماخرانه میکوشند تا به جوانان تازه هجده ساله شده فنون رانندگی را بیاموزند تا بعد از اخذ گواهینامه بتوانند یکی از ماشین این پارکینگ بزرگ متحرک را بتازانند.

خوب تا اینجا که عادیه...

اما تا حالا از خودتون پرسیدید که چرا اگر یک خانم مربی آقا را انتخاب کنه ملزمه که حتما یه همراه ( همون آدم بیکار و الاف ) با خودش بیاره حتی یه بچه گوگوری مگوری 4 – 5 ساله؟!!!

خوب این چند دلیل احتمالی داره...

 

-         حتما مردان ایرانی چشم و دستاشون زیادی کار میکنه و قابل اعتماد نیستند.

-         حتما خانم های ایرانی سر و گوششون زیادی میجنبه و تنوع طلب شدند حتی بعد از ازدواج.

-         مسئولین خیر، نگران آخرت ما هستند و هرجور شده میخوان ما را با زور توی بهشت جا کنند.

 

واقعا ما به خودمون و خانوادمون شک داریم؟ به زن و دختر و مرد هامون بدجوری بد بینیم؟

یعنی اگه ما بدیم و فکرای کثیفی داریم یه بچه 4 – 5 ساله کاری میتونه بکنه؟

یعنی توی اینجور کارها اصلا سوابق کارمندها و اعتبارشون مورد نظر نبوده؟

اصلا همه نگرانی ها درست و بجا ست. پس اگه اینطوره راننده آژانس ها و اینگونه شغلها که خانواده ها را در اختیارشون قرار میدیم نیاز به مراقب ندارند؟

پس حتما با این اوضاع مربی های آموزشگاه رانندگی باید آدم های مشکوک الحالی باشند...!

نظر شما چیه؟

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:20  توسط Drmy  | 

دوشنبه پنجم شهریور 1386
 

برای مشاهده وصیتنامه بنیانگذار ایران روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:28  توسط Drmy  | 

دوشنبه پنجم شهریور 1386

 

اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران، بابل و کشورهای چهارگانه را بر سر گذاشته ام اعلام می کنم که:

 


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:23  توسط Drmy  | 

دوشنبه پنجم شهریور 1386
 

کوروش دوم از کشورگشایانی بوده است که بیش از هر کشورگشای دیگر او را دوست می‌داشته‌اند...


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:18  توسط Drmy  |