تبليغاتX
DreamyBlog
شنبه بیست و هشتم مهر 1386

 

بالآخره تونستم بعد از 20 روزی دوباره برگردم. راستش توی این مدتی که نمی تونستم بیام، اینقدر وقایع و اخبار جالبی رخ داده که نمی دونم چی باید بگم یا اصلاً ازکجا باید بگم.

 

  1. به مرحمت دولت کریمه و مهر ورز و سخنگوی نهم و حمایتهای بی دریغ و اصولی مجلس هفتم، ضمن تشکر ویژه از مهندس باهنر! بعد نظارتی مجلس دربست تعطیل شده و دولتی های عزیز تا می خواهند ازین به بعد می توانند بتازانند و هرچه می خواهند انجام دهند و حالشو ببرند! کی به کیه؟ به هر حال محمد رضا باهنر عزیز امر کردند که وکلا چون در روزهای پایانی عمر مجلس هفتم هستند و کارهای مملکت همه روی زمین میماند و فقط در همین چند ماه ممکنه که وقت مجلس کم بیاد! پس سوأل بی سوأل. وزرا کار دارند و نباید مزاحم اوقات شریف اربابان دولت کریمه شد! البته حداد کمی ÷ا در میانی کرده اما گویا فعلاً تاکتاک قبلی برقراره. یعنی تاکتیک شعار!

 

  1. نشریه مرکز پژوهشها و اسناد ریاست جمهوری در تازه ترین بیانات و مکتوبات خود جناب آقای رئیس جمهور احمدی نژاد را سقراط زمانه لقب داده.! ( زبان از سخن بند آمد! )

 

  1. جناب آقای معاون وزیر کشور در حمایت از کاهش سن انتخابات فرموده اند:

 

" دولت نهم و مجلس هفتم محصول رأی 15 ساله ها است. "

وی در ادامه از نمایندگان محترم خواسته مثل بچه های خوب به این قضیه رأی مثبت دهند. وی می گوید با این وضع ( حداقل 18 سال ) در بعضی حوزه ها افرادی با رأی کم هم میتوانند وارد مجلس شوند و خواسته تا با تصویب 15 ساله شدن رأی اولی ها آمار رأی صندوق ها بالا رود.

خدا را شکر که مسئولین همواره در پی حضور ملت در عرصه وقایع کشور هستند. حالا چه 18 ساله ها چه 8 ماهه ها.

راستی در اوج انتخابات ریاست جمهوری بازار داغ پیامک ها را به یاد دارید؟ یکی از پیامک ها شخصیت و قدرت کاندیدا ها را با فیلم های معروفی مقایسه کرده بود. در مورد رئیس جمهور فعلی نوشته بود " شهر در دست بچه ها ". نکته جالب اینجاست که از همان موقع هم باید متوجه می شدیم که این دولت توجه خاصی به بچه های مملکتمان دارد. این مسأله از مصاحبه معاون وزیر کشور کاملاً مشهود است.

 

  1. آقای کلهر هم در مورد حرفهای احمدی نژاد در کلمبیا آمده و کمی توضیح های جالب داده. ایشون که مشاور رسانه ای رئیس جمهوره در خصوص اینکه احمدی نژاد  روم به دیوار گفته: " همجنس بازی در ایران وجود نداره " توضیح فرمودند که این غربی های فلان فلان شده نامرد بازم بیانات رئیس جمهور مثل گلمون را تحریف کرده و اشتباه منتقل نموده اند! رئیس جمهور که اینو نگفته! احمدی نژاد گفته: بابا، ما در ایران ازین روم به دیواری ها هم داریم اما تعدادش کمتر از شما غربی های ... است!

راستش بعد از شنیدن حرفای آقای مشاور اول به گوش هام و بعد هم به چشم هام و در آخر هم به شعورم شدیداً شک کردم. چون تا جایی که به یاد دارم با همین چشم ها و گوش های ناقصم ایشان را از کانال های مستکبرین در کلمبیا دیدم و حرف هاشون را شنیدم.

 

  1. گویا شمس الواعظین، مزروعی و جناب جوانفکر (یکی دیگه از مشاورین) در یک مناظره رادیویی به بحث می پردازند در مورد آزادی بیان و مطبوعات در دولت. جناب جوانفکر هم به عقیده بنده کوچک در خنده دار ترین لطیفه سال می فرمایند " دولت نهم آزادترین فضای سیاسی و نقادی را پس از انقلاب فراهم کرده اند. "

کجایی روزنامه شرق، روزنامه هم میهن. یادتان به خیر. گویا اصلاً کسی نمی خواهد به روی مبارک هم بیاورد که جناب رئیس جمهوری که با آن همه روی باز دانشجویان و اساتید امریکایی را به ایران دعوت میکرد تا مناظره کنند و به آنهایی که به وی گفتند آزادی را بلعیده اید در پاسخ گفت که بهترین و آزادترین و سالم ترین نوع آزادی را  " بومی ایزه " کرده ایم تا هم آزادی داشتم باشیم و هم آزادی مد نظرمان را اعطا کرده باشیم! آنوقت همین هفته گذشته دانشجویان خودی را به محفل نقد فرمایشی راه ندادند و اجازه مباحثه را از ما گرفتند. این نکته قابل توجه دوستانی است که با چشم گوش بسته، متعصبانه از آزادی فرمایشی از نوع دولت کریمه ای و مهر ورز دفاع جانانه میکنند.

 

  1. به حمد الهی و به لطف میراث دیرین این سرزمین درآمد نفتی به بشکه ای 84 دلار رسید. البته کاری به مبحث پیش فروش و اینکه ما در تحریمیم و اینکه چطور از ما میخرند کاری ندارم. اما به هر حال گران شد و درآمد خزانه بالا رفت. البته اگر کسی دنبال نحوه مصرف آن است باید رنج تحقیق را به جان بخرد تا چیزی که همه اقتصاد دانان از آن سر در نیاورده اند را کشف کند. البته اگر مایل باشید میتوانید از ماجرای هزینه شدن چند میلیارد تومان وجه رایج مملکت که هیچ سند موجه ای نداشت در دوره شهردار پیشین تهران آغاز کنید. باشد که به داد مدیران و اقتصاد دانان انگشت در دهان مانده برسید.

 

  1. نرخ بیکاری بالآخره با سعی و کوشش دولت مردان مهر ورز به زیر 10 رسید. یعنی تک نرخی شد. که خوب با درآمد کلانی که داریم و لطف و درایت مدیران و وزرای دولت مسلماً دور از انتظار نبود. راستی شما در این آمار جزء نرخ شمارش شده اید یا شما را هم از قلم انداخته اند؟ تقصیر خودتان بود. مگر اعلام نکردند در هنگام آمار گیری اینقدر وول نزنید و یک جا بنشینید تا به شمارش برسید؟!

 

  1. انتخابات فدراسیون فوتبال لغو شد.! این که دیگه اصلاً توضیح نمی خواهد. یک سالی است بی رئیس فدراسیون را چرخانده اند. الآن هم طوری نمی شود. میگویند هر جامعه کوچک نمادی از یک اجتماع بزرگتر است. راست گفته اند. چه چیزی به درستی مدیریت میشود که اینجا شود؟ مگر اینهمه مدیر داریم گلی به سرمان زده اند که اینجا که بی مدیر است بزند؟

 

 

به هر حال در مملکت ما جریانات زیادی رخ میدهد اما هیچیک از اینها مانند اظهارات اخیر رئیس جمهور در مورد آزادی در دانشگاه کلمبیا با نمونه  اجرا شده در تهران قابل مقایسه نیست.

تا به کی میخواهیم با این کبر و تعصب از اشتباهاتمان حمایت کنیم و چشمانمان را بسته نگاه داریم؟ تا به کی میخواهیم اجازه دهیم به فهممان توهین شود؟ آیا واقعاً باید بپذیریم که سطح درک و فهممان در مرحله بحرانی است؟

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:6  توسط Drmy  | 

دوشنبه شانزدهم مهر 1386
 

 

مردمی که پیش از این می زیستند

خوار گردیدنـد و دیگر نیستنـد

حــق مـردم را ز ریشه سوختـنــد

رشوه بگرفتند و دین بفروختند

خلـق را بردنــد سوی گمــــرهـی

خلــق هم دادند دل از ابـلهـــی

واقعاً چه امروزی و برای ما و دوران ما به یکی از فرماندهانش نامه نوشته. گویی جهل و درکمان از عرب جاهل فراتر نرفته و درکمان فزونی نیافته.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:50  توسط Drmy  | 

چهارشنبه یازدهم مهر 1386

 

لطفاً اگه ظرفیت برخورد با واقعیات را ندارید متن این پست را نخوانید.

 

قبل از هر چیز شهادت یگانه عادل و بزرگ مرد جهان، علی علیه السلام را تسلیت عرض

 میکنیم.                   

 

 

آقای احمدی نژاد قبل از عزیمت به نیویورک در مراسم بازگشایی مدارس شرکت کرده بود. رئیس جمهور محترم در این مراسم به دانش آموزان گوگولی مگولی و نازنین یک خبر خوب داد. خبر از یک هدیه بزرگ و عالی برای بچه ها...

یادتون هست در خلال برگذاری انتخابات بازار SMS خیلی گرم بود. یکی از این پیامک ها در مورد احمدی نژاد می گفت " شهر در دست بچه ها ".

در راستای همین جمله آقای رئیس جمهور و دیگر اعضای کابینه شریف دولت کریمه نهم لایحه کاهش سن رای دهی از 18 سال به 15 سال را تقدیم مجلس محترم هفتم که به گفته آقای جنتی، امام زمان آنان را انتخاب فرموده اند کرد.

جالبه بدانیم این موضوع بارها بحث مجلس بوده. مجلس پنجم سن را کم کرد و مجلس ششم دوباره افزایش داد و حالا هم ...

 

هدیه ایشان به بچه ها هم همین لایحه بود.!

 

واقعا ً دولت در چه فکریست؟ آیا افزایش آمار شرکت کنندگان در انتخابات ارزش کاهش وجهه آنرا دارد؟

 

همه ما این سنین را پشت سر گذاشته ام و میدانیم دورانی است که شخصیتمان در حال شکل گیری است. دورانی پر از هیجان.

مسلما ً آثار تبلیغات کاذب و دروغها و شعارهای نامزدها بیشتر از همه روی این طیف موثر خواهد بود و همراه با شور و هیجان رأی اولی بودن در آن سن نتیجه فاجعه باری همراه خواهد داشت.

 

آقای رئیس جمهور گویا واقعاً قصد دارند که مملکت را در دست کودکان نگه دارند و از این بین به نتایج دلخواهشان برسند.

 

بیاییم کمی صادق باشیم و بدون تعصب با هم حرف بزنیم.

تا بحال در حوزه ای رأی گیری به عنوان یکی از مسئولین بوده اید؟ مخصوصاً در شهرستانها...

متأسفانه مردم ما هنوز درک و منش اجتماعی لازم را ندارد. کسانی بودند که به خوش تیپی رأی میدادند. در همین فاصله 350 کیلومتری تهران در مرکز یک استان پر ادعا در انتخابات شورا ها به شکر خدا و به لطف درک بالای مردم خانمها رای بالا را آوردند و جالب اینکه اولین منتخب کسی بود که عکسی آرایش کرده و بسیار زیبا و دل انگیز داشت. کسی که حتی به گفته همشهری هایش کار مدیریتی نکرده.

 

این است بینش مردم ما.

 

وقتی به رئیس جمهورمان معترض میشویم که گوجه گران است با همان لبخند ملیح میگوید سر کوچه منزلش 400 تومان ارزانتر از همه جای مملکت میشود خرید! جالب اینکه وزیر بازرگانی هم امسال همان حرف را تکرار کرده و گفته گوشت 8000 تومان نیست و 3900 تومان است! منتها آدرس نداده اند. هیچکس هم نیست دلیل این برخوردهای زننده دولت مردان یک جامعه پر ادعا را جویا شود.

 

مانده ام این لبخندهای رئیس جمهور بخاطر دانستن تعداد دندانهای ملت است یا لبخندی از سر کودکی!

 

تعارف نکنیم. ما ملت حرفیم. ما ملت عمل بدون تفکریم. همه اعصار تاریخمان این واقعیت را بیان میکند.

ما هنوز منش یک جامعه با فرهنگ را نیاموخته ایم.

در انتخابات شرکت میکنیم برای " نه " گفتن نه برای " آری " گفتن.

به "احمدی نژاد" رأی دادیم تا به رفسنجانی بگوییم نه. جالب اینکه کسانی را سراغ دارم که هیچ دل خوشی از حکومت نداشتند اما به احمدی رأی دادند.

به خاتمی رأی دادی تا فقط به ناطق و حاکمیت بگوییم "نه". و همینطور الی اول!

 

گروهی انتخابات را تحریم میکنند اما حتی نمیدانند تبعات تحریم در جامعه ایرانی چیست! در مملکت ما همواره حتی کسانی که مخالفند رأی میدهند و همین سبب میشود تحریم معنا نگیرد. تحریم جمعی و برای اعتراض است. اما وقتی عده ای تحریم میکنند و باقی ملت کار خود را میکنند چگونه معنای تحریم نمود پیدا میکند؟ با این کار تنها سبب میشویم کسانی که خوب کذابانی هستند رأی آورند. تحریم برای جوامع متعادل و متفکر است نه برای ما.

این را فراموش نکنیم، به هر شکل ما در جمهوری اسلامی ایران زندگی میکنیم. به درست یا غلط نسل قبلی ما یک تحول بزرگ و تاریخی بوجود آورده. پس بهتر است حال در همین فضا بهترین زندگی را برای خود تهیه کنیم. چرا که به هر حال آرمانی که برای آن انقلاب شده آرمانی بزرگ و زیباست. حال اگر از آن آرمان منحرف شده ایم مقصر جهل و غیر اجتماعی بودم ماست و باید آنرا اصلاح کنیم.

 

و حال دولت شریفه کریمه خواسته سن رأی دادن را کاهش دهد. به سنی پر از هیجان و سنی که تأثیر می پذیرد ولی تأثیری نمی گذارد.

 

واقعاً شهر در دست بچه ها است. شهر را بزرگانی می چرخانند که اندیشه ای کودکانه دارند. و گویا هنوز در همان سنین 15 تا 18 سالگی هستند. سنی که هنوز خیلی چیزها را درک نمیکنند. درست مثل نصایح پدر به پسر 15 ساله ای که همچون فحش و دشنام میماند و شاید سالهای بعد معنایش را درک کنیم.

 

تنها جای شکرش باقی است که حتی حامیان دولت هم مخالف این لایحه اند و فوریت های آن به تصویب نرسیده.

 

از نظر شخصی من این سن برای جلوگیری از هرگونه هیجان پذیری و تأثیر پذیری حتی لازم است افزایش داشته باشد. سنی که در ان تفکر و منش اجتماعی افراد به پختگی رسیده باشی. یعنی سنی بین 20 یا 21 سالگی.

 

قبول کنیم که ما ملتی هیجانی و بی فکریم. واقعیت تلخ است اما من و تو با جد 500 سال پیشمان در درک مسایل روز یکسانیم بلکه آنان از ما شاید بهتر باشند. فقط شعار متمدن بودن را میدهیم. اینکه چه بوده ایم به کارمان نمی آبد جز برای اینکه شاید سکویی برای پرش باشد اما مهم این است که چه هستیم. نگوییم همه چیز دست این انگلیس پدر سوخته است. پس من و تو چه کاره ایم. همیشه سر افراد ساده و کم تجربه را میتوان کلاه گذاشت اما به کسی که میداند 4=2+2 نمیتوان 3 را خوراند.

 

قبول کنیم که مشکل خود ماییم. مشکل تنبلی و بی فکری ماست. نگوییم کاری نمی شود کرد. کافیست درک و منش جامعه به حد کافی رشد کند. همین باعث میشود تا کسب جرأت نکند بگوید سر کوچه اش گوجه ارزان است. مانند مدیران مدرسه نایستد و بگوید گوش فرماندار و... را بکشم و ما هم هورا بکشیم و برایش ماچ بفرستیم. این توهینی به شعور من و تو نیست؟

 

من و تو شهر را به کودکان سپردیم.

 

از ماست که بر ماست.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:5  توسط Drmy  | 

یکشنبه هشتم مهر 1386
 

روی دوشم بار سنگینی احساس می کنم.

خوشحالم که امروز بعد از مدتها روبه رویت ایستاده ام.

می دانم آدم خوبی نبوده ام.

آمده ام تا طلب بخشش کنم...

... گریه امانش نداد، به سجده رفت.

وقتی برخاست سبکتر از همیشه بود.

 

شبهای عزیز و زیبایی در پیش روست. کاش برخلاف همیشه، قدر ِ قـــدر را بدانیم!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:1  توسط Drmy  | 

چهارشنبه چهارم مهر 1386

 

خدا را شکر که رئیس جمهور محترم این دفعه گاف جدیدی ندادند و در دانشگاه کلمبیا انصافا ً بد ظاهر نشده و خوب صحبت کرد.

در مورد نطق رئیس حتاک دانشگاه چیزی جز اینکه شئون دانشگاه را زیر سوأل برد و به ریاست جمهوری ایران توهین کرد چیزی نمی شود گفت چرا که مشخصا ً کاری غیر آکادمیک، لحنی زشت و توهین آمیز و کاملا ً سیاسی بود و ناخودآگاه سبب شد احمدینژاد در آن جلسه چهره ای شاخص ظاهر شود.

اگر ما از احمدی نژاد انتقاد کنیم و بگوییم شرایطی دیکتاتوری در کشور حکم فرما است قطعاً حق شهروندیمان است اما خارجی ها حق اینگونه توهین کردن را ندارند.

 

در مورد دیشب و نطق وی در صحن سازمان ملل هم باید حق را بیان کرد و گفت که حرف جدیدی نداشت و تکرار مکررات کرد. کاش او هم مانند خاتمی آنقدر در کنار همه نقصانش توان ایده پردازی داشت و همانند خاتمی ایده ای مثل گفتگوی تمدن ها را میداد تا کمی در جامعه بین الملل وجاهت می یافت.

 

تنها نکته بحث برانگیز حرفهایش ایرادی بود که از غرب به جهت سستی بنیان خانواده گرفت. از کم شدن ارزش زن صحبت کرد و تلاشهایی که برای از بین بردن نظام خانواده صورت می گیرد!

دکتر عزیز ما لازم بود وقتی این حرف را زد نیم نگاهی هم به نابسامانی زندگی های امروزی میداشت. به افزایش صعودی آمار طلاق و خیانتها و ... که ناشی از دلایل اقتصادی و ... هستند.

همچنین لازم بود هنگام تهیه متن نطقش به یاد لایحه اخیر و مضحک و توهین آمیز حمایت از خانواده از نوع ایرانی و دولت نهمی می افتاد. لایحه ای که مردان را مجاز به تعدد زوجه میکند و همسر اول را دیگر به حساب نمی آورد.

دکتر جان، مثل رطب خورده را برای این وقتها گفته اند! مابقی صحبتها و مقایسه هایت بماند.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:48  توسط Drmy  | 

سه شنبه سوم مهر 1386

 

 

متأسفانه بازم طولانی شده اما وقتی ماجرا یادم اومد نتونستم عصبانیتم را مخفی کنم.

 

 

به مناسبت بازگشایی مدارس و دانشگاه ها مرحله جدید طرح ارتقای امنیت اجتماعی از دیروز وارد مرحله جدیدش گردیده است. ( جراید اول مهر )

 

مقابله با اشرار و مزاحمین و افراد لاابالی و اراذل و اوباش وظیفه هر دولت و پلیس هر کشور است تا جامعه ای سالم و ایمن داشته باشیم. به همین دلیل نفس مقابله با اراذل و اوباش و ارتقای امنیت اجتماعی ضروری است. چراکه در همین تهران خودمون کلی فجایع و مزاحمت ها جود داشت که مسلما ً خیلی ها از شرح ماجرا با خبرین. فجایع و جنایات پارک لویزان و سرخه حصار تا جایی بود که به تشکیل باندهای وحشتناک کشیده شده بود تا آنجا که در پارک سرخه به عروس و دامادهایی که برای گرفتن فیلم به این پارک رفته بودند حمله و  مقابل چشمان داماد به عروسش تجاوز کرده و داماد را به قتل رساندند. ازین دست جنایات کم روی نداده.

 

بگذریم. چراکه مقابله با این حیوان صفتان واجب و پسندیده است. اما متأسفانه همیشه ما باید یک جای کارمان بلنگد و ارزش کارهایمان را زیر سوأل ببریم.

قبل از هرچیز ابتدا چند جمله از بیانات انتخاباتی رئیس جمهور در دوران تبلیغات را با هم مرور میکنیم:

 

واقعاً مشکل مردم ما الآن شکل موی بچه های ماست؟

بچه ها دوست دارن هر طور که میخوان موشون رو بزنن، به من و تو چه ربطی داره؟

دولت باید بیاد اقتصاد را سامان بده، فضای کشور رو آرامش ببخشه.

امنیت روانی درست کنه.

پشتیبانی کنه از مردم.

مشکل کشور ما مثلاً اینه که فلان دختر ما فلان لباس رو پوشیده؟

مشکل کشور ما اینه؟

مشکل مردم  اینه؟

            ...........

خوب، در اینکه جوونای به اصطلاح نسل سومی امروز هنجار شکن شدن شکی نیست و مسلماً وقتی برخلاف عرف یک جامعه عمل کنی همون عرف و هنجار با این رفتار مقابله میکنه اما این مقابله چه قیمتی داره و چه بهایی باید براش پرداخت؟

حرفهای بالا، وعده های رئیس جمهور بود در دوران مبارزات انتخاباتی اما ایشون هم با به قدرت رسیدن تمام فرمایشاتشون را فراموش کردن و در نهایت حتی برخلاف حرف هاشون هم عمل کردند آن هم با آن وضعیت زننده و زشت و خشن!

از طرفی هم جناب آقای صفار هرندی، وزیر محترم ارشاد که علاوه بر این مقام حائز پست مدّاحی و تمجید و جان نثاری دولت نهم بویژه شخص رئیس جمهور هستند نیز هرچند بعداً تکذیب کرد اما بطور ضمنی امر کردند تا هیچ کدام از مطبوعات به نقد این طرح و این رفتار نپردازند وگر نه...!

 

و اما صدا و سیما

 

در جامعه ای که مردمش عادت به مطالعه نداشته و حال و حوصله تفکر و اندیشیدن را ندارند و طبق آمار رسمی کشور ضریب نفوذ کامپیوتر در خانواده ها 27% است، قطعاً تلوزیون و رادیو عامل اصلی انتشار اخبار در جامعه محسوب می شود.

در این میان مغرض نبودن، جانب دارانه عمل نکردن و گزینشی خبر رسانی نکردن وظیفه ای رسانه ای است که با دولتی بودن و نداشتن فضای رقابتی این وظیفه به خطر می افتد.

نوع برخورد و خبر رسانی تلوزیون کشورمان در این زیمنه نیز مانند بسیاری خبرهای دیگر جای سوأل داشت.

در حالیکه سیمای کشور خانمی چادری که به ارشاد دختران در خیابان می پرداخت را نشان می داد، عکسها و فیلمهای زیادی در اینترنت و حتی رسانه های خارجی و موبایل ها منتشر می شد که رفتاری زشت و زننده را به تصویر می کشید که برای بیننده خارجی جای سوال فراوان از فرهنگ و حتی دینمان داشت. ( به موقعش در مورد اثرات منفی کارهامون بر جلوه کشور، فرهنگ و دین در نظر بیننده خارجی صحبت می کنم. )

از فحاشی و داد و بیداد گرفته تا مشت و لگد برادران ناجا که انگار بر چهار پایی زبان نفهم میکوبند! جالب اینکه در همان روزها فعالان و مدافعین حقوق زنان از جلال و شکوه زن در فرهنگ ایرانی - اسلامی دم می زدند.

واقعاً میخوام بدونم که هرچند بعضی هامون دیگه توی پوشش و لباس و... خلاف عرف حرکت کردیم اما اینگونه رفتارها واقعاً شایسته جامعه ایرانی است؟

 

فرزاد حسنی را که خوب می شناسید. در برنامه ای از کوله پشتی سردار رادان را به باد انتقاد و چالش کشید و خوب، چوبش را هم خورد و از 3 برنامه بعد دیگر خبری از او نشد! ازش خوشم نمیاد چون غرور زیادی داره اما کارش جالب بود.

 

اصل کلام

 

تمام اینها را گفتم تا برسم به برنامه ای که دادستان مرتضوی ( همان قاضی مرتضوی سابق که قاضی دادگاه روزنامه های توقیف شده فله ای بود ) در آن حضور داشت و در مورد مقابله با اراذل و اوباش، مجازاتها و اعدامشان توضیح میداد.

کاری با حرافی کنار گود نشسته های اینور و اونوری ندارم که مدام دم از ضایع شدن حقوق این ها می زدند چراکه کورند و مغرض و نمی دانند که همین اوباش چه جنایاتی نکردند که حتی برای برخی ازین جانوران اعدام عروسی بوده.

مسأله اصلی یک گزارش در آن شب بود.

اون شب گزارشی از تجاوز به یک دختر توسط دو پسر پخش شد که علاوه بر آن با چاقو هم به جانش افتاده بودند که جان سالم به در برده بود.

چیزایی در اون گزارش پخش شد که توهین به جامعه بود که صدا و سیمای به اصطلاح اسلامی برای رسیدن به هدفش در آن از هر حماقتی کوتاهی نکرده بود.

 

شرح واقعه

 

بعد از اینکه گزارشگر ماجرا را از دختر و آن دو پسر پرسید ئ اونا هم توضیح دادند کم کم چیزهایی گفت که من از شدت عصبانیت داشتم سکته میکردم.

به نظر شما اینکه گزارشگر احمق و بی شعور از دختری که بهش تجاور شده و مورد اصابت چاقو قرار گرفته بپرسه:

            در اون لحظه که اونا داشتن کارشون رو میکردن چه احساسی داشتی؟

چی میگفتی بهشون؟

چه کار میکردی؟

یعنی چی؟ وقتی این آدم احمق می پرسه که:

            چطوری بهت تجاوز کردن و با شما چه کردن؟

باید در مورد این برنامه، گزارشگرش و مهمتر از اونا، صدا و سیما چه تصوری داشت؟

 

یعنی روشنگری تا این حد لازم بود که تا همه جزء جزء ماجرا و نحوه تجاوز به یک آدم را بدونند؟

 

اینکه چطور لختش کردن؟ اینکه چطور...؟!!!

 

لابد گزارشگر محترم با پرسیدن اینکه:

 شما در اون لحظه چه میگفتی ؟

اونا چکار میکردن باهاتون و ...

میخواسته مردم ما را که الی ماشاالله قدرت تخیل و تصور بالایی بخاطر سانسورها و در کل اینجور چیزها دارند را راحت به مقصود برسونه!

 

اینه اون صدا و سیمای اسلامی؟

هیچ کسی هم نگفت آخه این چه برنامه ای بود.

فقط خدا رحم کرد که نخواسته بودند که صحنه جرم را هم رسماً بازسازی کنند وگر نه صدا و سیما یک فیلم پورنوی کامل و خشن را به زیبایی تولید میکرد!

 

این گزارش نکته های جالب دیگه ای هم داشت.

گزارشگر در آخر از دختر بیچاره که هق هق گریه میکرد پرسید: " لباست چطور بوده؟ "  و کشف کرد که لباس باز و تنگی داشته و محرک متجاوزین گشته و گفت: اگه لباس خوبی میپوشیدی که اینجوری نمیشد.!

 

من میخوام بدونم خارج از این مملکت که اینهمه آدم زندگی میکنند و ما میگیم همشون کافرند و فقط ماییم که میریم بهشت! از اینجور اتفاقها به همین شدت هم دارند؟

مثلاً وقتی تابستون همه میرن ساحل و حتی بعضی از خانم ها هم کاملاً لخت میشن و آفتاب میگرن هر کسی که از اونجا رد بشه باید با دیدن این منظره چون خانم خودش را جمع نکرده و ما را تحریک کرده بپرن روش و ...؟ یا توی خیابون دامن کوتاه دیدن چشمشون رو ببندن و ...؟ یا نه، این فقط ماییم که این همه مشکل را ساختیم و با کوچکترین تحریکی خودمون را میبازیم؟

باور کنین اصرار برای دونستن جزئیات  اینجور مسائل فقط از کسانی سر میزنه که مریض جنسی هستن.

 

شرم آوره. هم برای من و شما اگه چنین باشیم و هم رسانه ای ملی که مدعی اسلامی بودن هست و در فیلم و سریال های اجنبی برای خانمها لباس کوتاهشون را وصله میندازه که من و شما به گناه نیوفتیم و به موقع هم دست به تهیه یک داستان پورنوی کامل میزنه فقط به بهانه شفاف سازی!

اینه سیمای مغرض! سیمایی که فیلم های خودی را هم سانسور میکنه. بنام پدر را که دیدین؟ فیلمی به اون زیبایی که دیالوگ های اساسی فیلم چون به مزاج آقایان خوش نیامد را حذف کردن.

 

اینمه کثیفی و خبر سازی و دروغ و گزینیشی بودن تا کجا؟ آنهم برای رسنه ملی که از بیت المال تغذیه میشه.

 

شرم آوره. 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:38  توسط Drmy  |