1- روزگاری سهم ما در خـــــزر را می شد 50 درصد دانست که به شکرانه سفــــر جناب آقای پوتیـــــن به کشور و دیدار وی با رهبـــر انقلاب و تأثیر پذیری وافـــر پوتین از ایشان، اکنون بر سر سهم 20 درصدی مجادله میکنیم تا بتوانیم به 11 درصدی که آقای متکی هم بدان اشاره فرمودند برسیم که این به نوبه خود دستاوردی بـــــزرگ در دیپلماسی فعلی کشور محسوب می شود.
پس از پرتاب آزمایشی راکت سفبـــــر به فضا که خود کشف (!) جالب توجهی برای کشور می باشد، روسیه هم در راستای ادامه روند حمایتی خود از کشورمان دستاوردهای علمی ما را تسلیحاتی خوانده و پرتاب راکت تحقیقاتی ایران به فضا را « تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای نامید. !؟
همچنین می توان به ماهواره مصباح اشاره کرد که با توجه به اهمیت آن در کاربری چند منظوره و هزینه 10 میلیارد تومانی ساخت آن در ایتالیا که هنوز وزارت دفاع و ارتباطات برنامه این ماهواره را معرفی نکرده اند.این ماهواره قرار بود بر اساس برنامه قبلی مدتها قبل با راکت روسی پرتاب شود که هنوز این هدف تحقق نیافته و جالب آنکه شایعه مزایده این ماهواره به شدت قوت یافته است. حال با این وجود دولت از پروژه ماهواره " امـیــــد " پرده برداشت در حالی که مصباح هنوز بر زمین مانده.!
در این پست قصدم تخریب دستیابی به چنین تکنولوژیی نبود اما رفتار دوگانه روسها و بی توجهی دولت به سرمایه گذاری ها و برنامه ریزی های کلان توسط دولت توجیه پذیر نمی باشد و متأسفانه ملت ما همچنان ساده لوحانه خام تبلیغات و فریبکاری های رسانه ای می گردند.
2- گویا این روند چند شغله بودن در دولت نهم به یک سنت حسنه تبدیل گردیده و همچنان ادامه دارد. در همین راستا " اسفندیار رحیم مشایی " معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و رئیس مرکز مطالعات جهانی – که اخیراً با دستور رئیس جمهور مرکز گفت و گوی تمدنها هم زیر مجموعه این بخش گردید – به عنوان نماینده رئیس جمهور در کارگروه " نفت " نیز منصوب گردیدند.!
ایشان در پاسخ به این پرسش که عضویت وی در این کارگروه تا چه حد با تخصصش سازگار است، گفته اند: در این حوزه به تخصص نیاز نیست و مسأله مهم تخصص مدیریتی وی می باشد که بنا به نظر ایشان، واجد آن می باشند.!
نمونه هایی از کفایت و صلاحیت ایشان در مدیریت را می توان در منصب سازمان میراث دید که چگونه در مقابل خروج و حراج آثار باستانی و ادعای همسایگان بر مشاهیرمان و همچنین تخریب و تغییر کاربری اماکن تاریخی – فرهنگی و ... سینه سپر کرده اند.!
بازهم چشمانمان را ببدنیدم.
بازهم به خود دروغ بگوییم.
بازهم فهممان را در اختیار دیگران گذاریم.
بازهم دل خوش به حرف و وعده و شعار باشیم.
باز هم با تعصب و جهل همچون کوران و کران، به به و چه چه کنیم.
بازهم به دلسوزان ( نه معاندین ) حمله کرده و آماج دشنام قرارشان داده و ابله و قر قرو بنامیمشان و کوته نظر پنداریمشان...
بازهم ...

