تبليغاتX
DreamyBlog
جمعه بیست و چهارم خرداد 1387
 

این سخنرانی جالب توجه که در دانشگاه بوعلی همدان صورت گرفته پیامدهای جالب در بر داشته از جمله بازداشت پالیزدار! اما باید دید هدف وی از این سخنرانی که قطعا او هم از عواقب کارش مطلع بوده چه چیزی بوده است. خصوصاً آنکه بصورت اجمالی بسیاری از مطالب گفته شده در سطح جامعه پراکنده گردیده بوده است. مثلا شخصاْ در جریان زمین خواری آقای امامی کاشانی قرار داشتم که چگونه از ملک دکتر عارف جهت اصلاح هندسی ملک خود استفاده نمودند.

نکته جالبتر آنکه ایشان مشاور آقای داود احمدی نژاد نیز بوده اند. « ماجرای لیستی که همواره در جیب آقای رئیس جمهور بود را که فراموش نکردید؟! »

 

متن سخنرانی عباس پالیزدار درباره نقش ... در مفاسد اقتصادی

بخش های مهمی از سخنان عباس پالیزدار در سایت‌های اینترنتی منتشر شده است. ولی با توجه به اهمیت ادعاهای ‏مطرح شده از سوی این عضو کمیته تحقیق و تفحص از قوه قضاییه، "روزآنلاین" برای اولین بار متن کامل اظهارات ‏نامبرده را - تا جایی که از نوار سخنان وی قابل فهم است – منتشر می کند. لازم به ذکر است که در متن زیر، هر ‏کجا که اظهارات پالیزدار قابل فهم نبوده ، از علامت [...] استفاده شده است:‏

‏[...] چرا ما نمی توانیم با مفاسد اقتصادی برخورد كنیم چون سران بزرگ مملكت در این رابطه دخیل هستند و در ‏حال حاضر دولت به تنهایی به مبارزه با این مفاسد برخاسته كه فكر می كم نتواند موفق باشد. اگر بخواهم فقط چند ‏پرونده كوچك مفاسد اقتصادی را بگویم آنوقت می بینید كه چه مصیبتی كشور را گرفته كه داد رهبر را هم ‏درآورده و به خاطر بعضی مسایل رهبر باید به صورت سربسته به مردم بگوید كه در كشور چه خبر است. ‏

كسانی كه به عنوان مفسد اقتصادی در كشور در حال فعالیت هستند تحت حمایت شاهرودی رئیس قوه قضاییه قرار ‏دارند. وقتی طی 16 سال گذشته پرونده هایی از مفاسد اقتصادی بررسی شده و مدیران به دادگاه معرفی و دادگاه ‏حكم 5 ریال 10 ریال برای متهمان داده، ببینید چه مصیبتی بر سر كشور آمده است. ‏

پرونده شهرام جزایری هم كه مطرح شد، مانند هزاران پرونده مفاسد اقتصادی دیگر است، ولی چون شهرام ‏جزایری اسامی یكسری مفاسد اقتصادی و افراد وابسته را اعلام كرد مورد ضرب و شتم قرار گرفت چرا كه منافع ‏بسیاری از علما و سران به خطر افتاده بود.‏

در حال حاضر 123 پرونده مفاسد اقتصادی كشور در كمیته تحقیق و تفحص مجلس در دست بررسی است ولی ‏اگر بخواهیم پرونده واقعی مفاسد اقتصادی را بیان كنیم، اصلاً نمی توانیم باور كنیم.‏

‏[مجلس خواست از خود قوه قضاییه تحقیق و تفحص كنند، كه مخالفت كردند و نگذاشتند] به رهبر انقلاب متوسل ‏شدند. مقام معظم رهبری نوشتند كه آقای شاهرودی، همانند دیگر دستگاه‌ها در تحقیق و تفحص عمل گردد. ‏كمیته‌بندی‌ها صورت گرفت و در دستگاه قضایی كمیته‌بندی شد و هر كمیته‌ای در یكی از دستگاه‌ها مستقر شد. ‏برای مسائل اجرایی این تفحص هم، ما مستقر شدیم در سازمان بازرسی كل كشور. ‏

نامه‌نگاری كردیم، اما برخلاف فرمایش مقام معظم رهبری، با وجود نامه‌هایی كه ما زدیم و نامه‌هایی كه [...] مثلا ‏ما گفتیم مسئله فروش سؤال‌های كنكور چه بود؟ پرونده‌اش را بدهید كه چه كسی [در این كار] دست داشت. اینها ‏پرونده‌های اصلی را نمی‌دادند كه ببینیم چه كسی دست داشت، پرونده‌های فرعی را می‌دادند. خلاصه ما هم دست ‏پیدا كردیم به كدهایی [...] به جاهایی كه رسیدیم، مرخصی‌ها شروع شد [...] خلاصه ما فجایعی كه اتفاق افتاده در ‏جمهوری اسلامی را دیدیم. خدا را شاهد می‌گیرم كه شبها خوابم نمی‌برد. گریه‌ام می‌گرفت كه ما این‌همه شهید ‏دادیم، این‌همه مصیبت‌ها مردم كشیدند. حالا بدون توجه به این‌همه فقر و مصیبت‌ها و مشكلاتی كه مردم دارند، ‏كسانی كه مردم پشت سرشان نماز می‌خوانند، رفته‌اند این كارها را كرده‌اند؟ خدا شاهد است خوابم نمی‌برد، هفته‌ها ‏خوابم نمی‌برد، روزها خوابم نمی‌برد.‏

خلاصه دیدم كه یك آقایی آمده و نامه زده كه پسرش معلول جسمی است. گفته می‌خواهم یك مؤسسه توانبخشی بزنم ‏كه پسرم هم برود در آن مؤسسه توانبخشی، دم دست خودم باشد. 100 تا، 200 تا، 300 تا معلول را نگهداری ‏كنیم در آنجا، پسرم هم مسئول آنها باشد. گفتند: باشد، خدا پدرت را بیامرزد. مؤسسه را كه ثبت كرده و كارش را ‏استارت زده، نامه زده به آقای [...] گفته كه من ساپورت نیاز دارم، نمی‌توانم خرج كنم كه، باید نظام به ما كمك ‏كند. چه‌كار كنیم؟ فلان معدن را، معدن سنگ دهبید فارس را بدهید به این آقا. آقا این سنگ مرمر بهترین سنگ ‏مرمر دنیاست، از منابع انفال جمهوری اسلامی است. بدهیم به شما؟ بله، بدهیدش به من. معامله انجام شد و این ‏معدن را به این آقا واگذار كردند. دوباره بعد از یك مدت گفت آقا این معدن كافی نیست، معدن [...] زنجان را هم ‏بدهید به ما. چهار تا را كه ما پیدا كردیم، چهار تا معدن را یك آقایی از علما گرفته، كه مردم هم پشتش نماز ‏می‌خوانند متأسفانه. ‏

‏[یكی از حاضر خواستار اعلام اسم فرد می‌شود] اگر اجازه بدهید، اسم نبرم. شاید بعضی‌ها خدای نكرده ... [تعداد ‏بیشتری خواستار اعلام اسم فرد مورد اشاره می‌شوند] خب بعضی‌ها معتقدند كه اگر اسم بیاورید مردم نسبت به ‏مذهبشان بی‌اعتقاد می‌شوند. من این اعتقاد را ندارم ها... مردم ما مذهبشان پایه و اساسش وصل نیست به علما، ‏ولیكن بعضی‌ها چون این اعتقاد را دارند من مراعات می‌كنم... [اعتراض جمعی. یكی از دانشجویان می‌گوید ‏بگویید تا پشت سرش نماز نخوانیم.] نه دیگر، اگر بنا باشد ما بگوییم و شما نماز نخوانید كه نمی‌شود... [ادامه ‏همهمه] باشد، من چند موردی را اسامی‌اش را می‌گویم. این یكی كه عرض كردم، آقای امامی كاشانی است. استاد ‏اخلاق و چه و چه و از این مسائل.‏

عرض شود خدمتتان كه، یك دانشكده‌ای را رفته‌اند از مقام معظم رهبری اجازه‌اش را گرفته‌اند كه برای خواهران ‏دانشكده علوم قضایی می‌خواهیم بزنیم در قم. چیز خوبی است كه خواهران هم در آن فضا حضور داشته باشند، اگر ‏متهمی از خواهران [بود] از او بازجویی كنند و از این حرفهای اینطوری. خلاصه نظر آقا را گرفتند كه این ‏دانشكده تأسیس شود. آقا استقبال كردند و مجوز صدور دانشكده را دستورش را دادند. مؤسسه این دانشكده بلافاصله ‏بعد از گرفتن مجوز رفتند دنبال ساپورت‌های مالی‌اش. [نوشتند:] جناب آقای نعمت‌زاده، محبت فرمایید در جهت ‏حمایت از تأسیس این دانشكده، كارخانه لاستیك دنا را كارشناسی كنید جهت این دانشكده. آورند كارشناسی رسمی ‏دادگستری را، چون آقایانی كه این مؤسسه را تأسیس كرده بودند در دستكاه قضایی هم بودند، آن كارشناسان رسمی ‏دادگستری هم می‌ترسیدند كه قیمتی تعیین كنند كه به اینها بر بخورد، حتما باید قیمتی می‌گفتد كه خوش به حال اینها ‏بشود. زدند 126 میلیارد. در صورتی كه ما معتقدیم 600 میلیارد هم بالاتر بود. تازه، 126 میلیارد كه ویلاهایش ‏در شمال را نزده‌اند، اصلا در آمار نیاورده‌اند، زمین‌های شیرازش را در آمار نیاورده‌اند، پول نقد موجود در ‏حسابش را هم در آمار نیاورده‌اند، این طوری به 126 میلیارد واگذاری كردند. ‏

آن آقا نامه نوشتند كه آقای نعمت زاده: محبت كنید تخفیف منظور فرمایید. آقای نعمت‌زاده هم نوشتند 50 درصد ‏تخفیف [خنده حضار] از مال بابایش می‌خواست ببخشد. دوباره نوشتند كه محبت كنید تخفیف دیگری منظور ‏بفرمایید. خلاصه پنج بار نامه‌نگاری انجام شده، معدن 126 میلیاردی به 10 میلیارد واگذار شد. بعد از آن دوباره ‏نوشتند كه ما حالا امكان پرداخت این پول را نداریم، ترتیباتی فراهم نمایید تا امكان پرداخت این پول برای ما فراهم ‏شود. نوشتند كه 80 درصدش را اقساط بلندمدت و 20 درصد یعنی 2 میلیاردش را هم نقدی پرداخت كنید. گفتند ما ‏آن 2 میلیارد را هم نداریم نقدی بدهیم، ما بررسی كرده‌ایم كه اموال كارخانه لاستیك دنا به این مقدار می‌رسد، از ‏شما مهلت می‌خواهیم كه اینها را بفروشیم تا بتوانیم این پول را بدهیم. گفتند كه باشد، سفته‌ای ارائه بدهید به مدت 9 ‏ماه و ما این را نقد از شما می‌پذیریم. گفتند آقا پول هم نداریم كه سفته بخریم! نوشت كه آقای محمدتقی بانكی، ‏مدیرعامل سازمان صنایع ملی ایران، 23 میلیون تومان از صندوق سازمان صنایع ملی ایران برداشت كنید و سفته ‏بخرید، بروید آیت‌الله فلانی و فلانی امضا كنند و كارخانه را تحویلشان بدهید. و بعد از چند وقت دیدیم كه كارخانه ‏هم در بورس فروخته شد و واگذار شد كه به آن پشت پرده‌ای‌هایی كه اینها را هدایت می‌كنند. اینها آلوده دست آنها ‏شده‌اند، [کسانی] مثل آقای گنجی. نه، آن گنجی سیاسی را نمی‌گویم، آن آقای گنجی [را می گویم] كه صاحب ‏كارخانه مهرام است و تمام كارخانه‌های سرایه‌گذاری بانك ملت و سرمایه‌گذاری‌های بانك صادرات و چه و چه. ‏واگذار شد به آنها و رفت، چند میلیارد هم زدند به جیب و رفتند. این كه عرض كردم لاستیك دنا، مال آقای یزدی ‏بود - آقای محمد یزدی رئیس قوه قضاییه - در زمان ریاستش و آقای محمدعلی شرعی نماینده خبرگان استان قم.‏

مجددا آقای یزدی برمی‌دارد می نویسد كه جناب آقای فروزش، حمید ما بیكار است! ترتیبی اتخاذ فرمایید كه از ‏جنگل‌های شمال جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد. آقای حمید یزدی، پسر آقای یزدی، مدیركل حوزه ریاست قوه ‏قضاییه بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگل‌های شمال را [این طوری] به تاراج بردند و رفتند. یعنی طوری شده بود ‏كه در این پرونده من دیدم كه یكسری مردم بیچاره شمال كه حق قانونی‌شان بود، و به اندازه هیزمشان و به اندازه ‏مصرفشان چوب انبار كرده بودند، یا شاید یك خورده بیشتر مصرف كرده بودند یا حتی برده بودند و فروخته بودند ‏یا انبار كرده بودند یا هرچی، [آنها را] گرفته بودند بازداشت و پاسگاه و بگیرد و بنند، كه خانواده شهدا ریخته ‏بودند جلوی زندان. علت آنكه این پرونده هم ثبت شده بود، این بود كه كسی به اینها را گفته بود كه آقای حمید یزدی ‏چطور اینهمه چوب را به تاراج می‌برد و ما كه یكی دو تا یا چند تا هیزم و چوب برداشت كرده‌ایم، شما ما را به ‏عنوان متهم گرفته‌اید؟ بعد از آن بود كه دیدند دارد مشكل می‌شود، آنها را آزاد كردند. اسنادش هست، به موقعش ‏اگر لازم باشد و یك موقع دوستان اطلاعات به ما نگویند كه آقا اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادی و اینها ‏طبقه‌بندی دارد و چه و چه، اسنادش را هم داریم.‏

آقای یزدی از این دست كارها در كارهای قضایی می‌كند، حالا یك وقتی بر اثر فشار مردم [عقب نشینی هایی ‏صورت می گیرد] چطوری است فشار مردم؟ اینطوری [که بالا گفتیم]...‏

هر كارخانه‌ای ضایعات دارد، ضایعات صنعت خودرو یك چیزی نیست كه بریزند بیرون یا بخواهند بازسازی‌اش ‏كنند. مثلا جك آن شكسته یا درش خط افتاده یا چراغش شكسته یا از این دست چیزها. اینها را قانون می‌گوید ‏‏"ماشین‌های كارشناسی" است و به صورت صفر كیلومتر طبق مزایده به مردم واگذار می‌شود [...] ‏

ایران خودرو می‌آید به دستگاه قضایی اعلام می‌كند كه ما به همه قاضی‌ها ماشین [کارشناسی] می‌دهیم، ماشین ‏پرشیا می‌دهیم و زیر قیمت. خب چجوری؟ این ماشین كارشناسی است، ما هم تشخیص می‌دهیم كه اینها را 8 ‏تومان، 9 تومان بدهیم. دیدیم كه كارخانه ایران خودرو بدون هیچ ضابطه‌ای به قضات قوه قضاییه ماشین پرشیا به ‏نصف قیمت داده، بقیه‌اش را هم به اقساط، خیلی‌ها هم كه ماشین به نامشان شد قسط‌ها را هم نپرداختند. همین بذل و ‏بخشش‌ها باعث شد صدای خیلی‌های دیگر در بیاید، از همین نهادها و بنیادها. مثلا "بنیاد نهج‌البلاغه"، [که گفتند] ‏‏500 دستگاه به‌اش بدهید آقا! دید كه بدش نمی‌آید، گفت 517 تا دیگر هم بدهید. بنیاد نهج البلاغه كی هست؟ علی ‏اكبر ناطق نوری، حسین دین‌پرور، معزی، عسگراولادی، رفیق دوست... یا مثلا می‌آیند می‌دهند به باشگاه ‏پرسپولیس. باشگاه پرسپولیس كیست؟ آقای عابدینی. 2000 دستگاه بهشان بدهید. بنیاد دیگری به نام "همگرایی ‏اندیشه"، كیست این بنیاد؟ آقای فلاحیان، آقای علم الهدی، آقایX‏ و ‏Y، تعاونی وزارت كشور، 2000 دستگاه ‏‏[گرفتند آنها هم] ... [یا] صنایع هوافضای وزارت دفاع، فلان قدر. موشك كروز، فلان قدر. حوصله خواندن ‏همه‌اش را ندارم، یك لیست 30 تایی از اینها هستند كه این ماشین‌ها را زیر قیمت به آنها واگذار كردند. كدام ‏ماشین‌ها؟ ماشین كارشناسی؟ نه، به اسم كارشناسی. شروعش با ماشین كارشناسی وارد شد، بعد ماشین صفر ‏كیلومتر می‌آوردند می‌دادند به آقایان، به اسم كارشناسی. جالب است كه آن 9-8 میلیون را هم پول نقد نمی‌گرفتند ‏ها، از دم قسط. باز جالب است بدانید كه چون اینها هم كار سرشان می‌شد، دو سه قسط را می‌دادند و بقیه‌اش را ‏نمی‌دادند.‏

‏[این طور بود که] مردم صدایشان درآمد، چطوری صدایشان درآمد؟ وقتی كه ماشین‌های كارشناسی خواستند به ‏مردم بدهند. ماشین‌های دیگر را كه به نام كارشناسی داده‌اند و رفته، چطوری به مردم بگویند ما هنوز ماشین ‏كارشناسی داریم[؟] نمی‌توانند بگویند. حالا ماشین كارشناسی و ماشین خراب را به عنوان صفر به مردم ‏می‌فروشند. حتما برای بعضی از شماها هم اتفاق افتاده كه ماشین صفر خریده‌اید، اما هنوز راه نیفتاده‌اید اتفاقی ‏برای ماشین افتاده. نگاه می‌كنید می‌بینید داخلش چیزی شكسته یا بدنه‌اش آسیب دیده یا خط افتاده، ولی به آنها، ‏رئیس دفتر آقای ادبی، رئیس اداره فروش ایران خودرو، در بازرسی كل كشور اعتراف كرده بود كه بله، آقای ‏ادبی ساعت 8 شب به بنده گفته بود كه این پرشیای صفر را ببر بده به آقای ‏X‏ معاون سازمان بازرسی كل كشور. ‏بعد صدایم كرده كه یك برف‌پاك‌كن آن را بشكن، به عنوان ماشین كارشناسی می‌خواهد بدهد دیگر، یك برف‌پاك‌كن ‏نو هم بگذار در ماشینش.‏

ببینید با مردم چطوری بازی می‌كنند. فساد اقتصادی تا كجا، اینقدر جسارت پیدا می‌كنند، با مردم بازی می‌كنند، تا ‏هرجا كه دلشان می‌خواهد. مردم سر و صدایشان درآمد. حدود هزار و سیصد و خورده‌ای از این ماشین‌ها – که ‏آدمهایش آدمهایی بودند كه پیگیر مطالباتشان بودند - می‌روند شكایت می‌كنند كه به بازرسی كل كشور. سازمان ‏بازرسی كل كشور می‌گوید اهه، این همان‌هاست كه ما گند زده‌ایم، حالا چكارش كنیم، پرونده را نه می‌توانیم بازش ‏بكنیم، نه می‌توانیم ببندیمش و بگوییم به ما ربطی ندارد. نمی‌شود، یكی دو تا نیستند كه، حدود هزار وسید چهارصد ‏تا آدم ریخته‌اند آنجا. مجبور می‌شوند كه پرونده را ادامه بدهند. آن كارشناس‌هایی كه وسط كار بودند چیزی بهشان ‏نرسیده بود دیگر، نمی‌دانستند كه قصه چیست. آنها پرونده را ادامه می‌دهند و می‌روند جلو و نهایتا به جایی ‏می‌رسد كه همه مسائل رو می‌شود. تا به جایی می‌رسند كه پرونده ماستمالی می‌شود و می‌رود.‏

من در مقابل شهید باكری ها و شهید همت‌ها و شهید زین‌الدین‌ها و... مجبورم، نمی‌توانم سكوت كنم. [تشویق ‏حضار] آنها رفقای من بودند... به ما می‌‌گفتند راه شهدا را ادامه دهید، امام را هوایش را داشته باشید، نگذارید امام ‏تنها شود. ما چطوری می‌توانیم اینها را ببینیم و ساكت باشیم؟

بخواهم وقت شما را با این موارد بگیرم، زیاد است. مثلا معدن ذغال سنگ طبس، دوازده تا از معادن در استان ‏خراسان توسط آقای واعظ طبسی. پرونده المكاسب مال پسر آقای واعظ طبسی [است].‏

اینها همان‌طور كه جناب آقای احمدی نژاد گفتند در طول 16 سال گذشته، البته نمی‌خواهم بگویم در آن 10 سال ‏اول نبوده، چون شواهد نشان می‌دهد كه آن موقع هم اتفاقاتی افتاده، ولی عمده اتفاقات در 16 سال دولت آقای ‏هاشمی و خاتمی بوده، و آقای احمدی نژاد گفتند اینها در این 16 شانزده سال یك شبكه مافیایی فامیلی ایجاد كرده‌اند ‏و تنیده‌اند در هم، كه پاره كردن این شبكه مفاسد خیلی سخت شده است.‏

از هر زاویه ای بخواهیم به مفاسد اقتصادی بنگریم مصیبت بیشتری را خواهیم دید. اما رئیس جمهور در برخورد ‏با مفاسد اقتصادی با هیچ كس تعارف ندارد. وقتی گزارش‌هایی مبنی بر تخلف برادر ریس جمهور به عنوان ‏بازرس ویژه به رئیس جمهور می رسد، احمدی نژاد فوراً او را بركنار می‌كند كه بعداً مشخص می‌شود این ‏گزارش‌ها بی‌پایه و اساس بوده است، كه این اقدام رئیس‌جمهور می تواند امتیاز بزرگی برای ملت ایران باشد.‏

احمدی نژاد می خواهد دست مفاسد اقتصادی را از امكانات دولتی كوتاه كند. در حال حاضر دولت به تنهایی به ‏مبارزه مفاسد اقتصادی برخاسته و هیچ كس دولت را حمایت نمی كند.‏

در پرونده قاچاق كالا از فرودگاه پیام، قاچاقچی بزرگ فرودگاه پیام هزار و صد پرونده قاچاق كالا دارد، اما هنوز ‏موفق به بازداشتش نمی‌شویم، چرا كه تحت‌الحمایه آقای ناطق نوری است. در مورد سلطان شكر و مافیای شكر هم ‏باید بگویم كه آقای مدلل، داماد یكی از علمای بزرگ بوده است. مدلل با همكاری شخصی به نام محمدرضا یوسفی ‏اقدام به این كار می‌كردند كه پس از رو شدن فعالیتشان حاضر شده بودند 700 میلیارد تومان برای مختومه شدن ‏این پرونده بپردازند.‏

در مورد قاچاق سیگار، اساسا تولید و قاچاق سیگار تولید توتون ایران را فلج كرده و كارگران این كارخانه‌ها را ‏بیكار كرده. ‏

‏[در پاسخ به سؤالی درباره سقوط هواپیمای شهید كاظمی] این پرونده را من بررسی نكرده‌ام، اما طبق آنچه از ‏شواهد پیداست، می‌توان ماجرا را عمدی داشت و دست یكی از سران وقت سپاه در آن دخیل بود. ما دو سقوط ‏هواپیما داشتیم. یكی شهید كاظمی و دیگری شهید دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدی بود، پرونده‌ای هزار ‏صفحه‌ای این را می‌گوید.‏

البته تصادف و كشته شدن كریمی وزیر دادگستری سابق یك حادثه طبیعی بود. كریمی از جمله كسانی بود كه در ‏مبارزه با مفاسد جدی بود اما در بعضی موارد خیلی زیاده‌روی می‌كرد، به طوری كه در قضیه خاك سرخ جزیره ‏هرمز بدون دلیل معدن را متوقف كرد به خاطر اینكه اعلام كردند این معدن وابسته به آیت الله خزعلی است كه ‏مشخص شد چنین چیزی در كار نیست.‏

درباره مفاسد اقتصادی آقای هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش هم، آن قدر مفاسد اقتصادی این خانواده زیاد است كه ‏اصلاً قابل گفتن نیست. اما یكی از مفاسد اقتصادی این خانواده كه میلیاردها دلار [بوده] از محل عدم پرداخت ‏عوارض به دولت [بوده و] پول را بالا كشیدند، واردات خودروی دِوو بود. یك سوم جزیره كیش، پارك جنگلی در ‏شمال [؟] را هم باید از دیگر مفاسد اقتصادی خانواده هاشمی بیان كرد.‏

در حال حاضر اسطبل اسب های دختر هاشمی فقط روزی 100 هزار تومان پول هندوانه‌هایی است كه برای ‏اسب‌ها می ریزند. شركت نفتی این خانواده به همراه عمه خانم یعنی خواهر هاشمی در كانادا هم كه دیگر قابل ‏گفتن نیست.‏

پسر وسطی هاشمی به نام مهدی كه در سازمان مدیریت بهینه سوخت مدیریت می‌كرد، با استخدام زیباترین ‏دختران از آنها چه سوء استفاده‌هایی كه نمی‌كرد و بعداً كه فیلم از اتاق او كشف شد عمق كثیف‌كاری‌های او ‏مشخص شد...‏

 

توضیحات روزآنلاین دررابطه با این افشاگری:

فردی كه سخنان وی در دانشگاه همدان در حال تبدیل به یك جنجال رسانه‌ای است، خود را "دبیر كمیته تحقیق و ‏تفحص مجلس از قوه قضائیه مستقر در سازمان بازرسی كل كشور" معرفی كرده است. با این حال خبرگزاری ‏فارس گزارش كرده كه "عباس پالیزدار" تنها "مدتی را با هیات تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه همكاری ‏می‌كرده‌" است.‏

اما بررسی‌های بیشتر نشان می‌دهد كه وی در واقع برای مدتی "دبیر اجرایی" كمیته تحقیق و تفحص مجلس هفتم ‏از قوه قضاییه بوده و مسئولیت اصلی او نیز ریاست "دفتر مطالعات زیربنایی" در "مركز پژوهش‌های مجلس" ‏است. وی طراح اصلی طرح اعمال مجازات اخلال‌گران اقتصادی و نیز قانون تصویب شده علیه شركت‌های ‏هرمی بوده است و پیش از آنكه مدیر امور زیربنایی مركز پژوهش‌های مجلس شود، مشاور كمیسیون اقتصادی ‏مجلس و قبل از آن هم سخنگو و دبیر هیات امنای خانه صنعت‌كاران ایران بوده و از چند سال پیش در تلاش بوده ‏تا فتوای مراجع تقلید را برای تحریم جریمه دیركرد تسهیلات بانكی و سودهای مضاعف دریافت كند.‏

عباس پالیزدار در انتخابات دوره سوم شوراهای شهر و روستا از حوزه انتخابیه تهران نامزد شده بود و در لیست ‏‏"ستادهای مردمی حامیان احمدی نژاد" نیز قرار گرفت، اما نتوانست به شورای شهر تهران راه یابد.‏

 

تعطیلی تشكل محافظه‌كار و تكرار اتهامات

افشاگری دبیر هیات تحقیق و تفحص مجلس علیه روحانیان سرشناسی همچون محمد امامی كاشانی (عضو شورای ‏نگهبان و امام‌جمعه تهران)، محمد یزدی (عضو شورای نگهبان و مجلس خبرگان، دبیر جامعه مدرسین حوزه ‏علمیه قم و رئیس سابق قوه قضاییه)، ابوالقاسم خزعلی (عضو جامعه مدرسین و عضو سابق فقهای شورای ‏نگهبان)، علی‌اكبر ناطق نوری (رییس بازرسی ویژه دفتر آیت الله خامنه ای و عضو مجمع تشخیص مصلحت ‏نظام)، معزی (معاون رئیس دفتر رهبری)، محسن رفیق‌دوست (رئیس سابق بنیاد مستضعفان)، حبیب‌الله ‏عسگراولادی (دبیركل سابق مؤتلفه)، ... باعث شد كه "جامعه اسلامی دانشجویان" دانشگاه همدان كه برگزاركننده ‏این جلسه بود، با گزارش حراست دانشگاه و شكایت وزارت علوم تعطیل شود و فعالیت آن به حال تعلیق در بیاید.‏

حكم تعلیق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان روز هشتم خرداد ماه به خبرگزاری‌ها اعلام ‏شد، اما درست در همین روز "شبكه خبر دانشجو" وابسته به "سازمان بسیج دانشجویی" اقدام به انتشار گزارشی ‏از سخنان جدید عباس پالیزدار كرد كه این بار در جلسه با عنوان "مافیای اقتصادی، توهم یا واقعیت" و به دعوت ‏جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز مطرح شده بود.‏

پالیزدار این بار در سخنان خود دستگاه قضایی را "محور مفاسد اقتصادی كشور" توصیف كرد و این قوه و به ‏خصوص سازمان بازرسی كل كشور را به عدم همكاری با تحقیق و تفحص مجلس متهم كرد. وی گفت: "سازمان ‏بازرسی كل كشور تلاش داشت كه هیات تحقیق و تفحص از قوه قضائیه به پرونده های فعلی دسترسی پیدا نكند و ‏به همین دلیل مسئولان پرونده ها را به مرخصی اجباری می فرستاد، اما پس از گذشت یك سال اطلاعات به دست ‏ما رسید... این اطلاعات شامل پرونده های فروش سئوالات كنكور، فروش كارخانجات دولتی به بخش خصوصی، ‏كارخانه ایران خودرو، شركت های خادمی، ذوب آهن اصفهان و پرونده های زمین خواری در وزارت جهاد ‏سازندگی و همچنین احداث پاركینگ طبقاتی در فرودگاه مهرآباد بود."

 


در همین زمینه:

لینک فیلم سخنرانی

هدف افشاگری عباس پالیزار چه می تواند باشد؟

عباس پالیزدار به چه کسی خدمت می کند

افشاگری عباس پالیزار در دانشگاه بوعلی همدان

افشاگری مستقیم در مورد مفاسد اقتصادی روحانیان سرشناس ایران(با اشاره مستقیم به نام و لینک فیلم سخنرانی)

 این افشاگری ها بوی خون می دهند (حسین باستانی

جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي همدان بدلیل افشاگری در مورد مفاسد اقتصادی تعليق شد

شباهت عجیب دو عکس:‌ سعید امامی و عباس پالیزار   (فوق العاده جالب توجه)

نظر یک مقام آگاه وزارت اطلاعات ایران در مورد سخنان دکتر عباس پالیزدار دبیر و سخنگوی سابق خانه صنعتکاران

 عبور طیف احمدی نژاد از خط قرمزها؟ (‍در رابطه با افشاگری های اخیر پالیزدار

افشاگری تند و برهنه به چه دلیل و بر اساس کدام ضرورت(محمد آقا زاده)

 نیمه خالی لیوان افشاگری پالیزارچه وقت پر می شود-وبلاگ من و شما-سپیده دبیری

ما سمک عیار نمی خواهیم... ما صدای آزاد می خواهیم  

واکنش‌ها به سخنرانی پالیزار درباره فساد اقتصادی

 ادعاي بركناري مقطعي برادر رئيس جمهور

بعد از سگ‌هاي رييس جمهور فعلي، حالا نويت اسب‌هاي رييس‌جمهور قبلي است!

 آب در لانه مورچه ها

این تبر دست به دست می‌چرخد و از هر طرف که کشته شود،به سود ایران است(درباره‌ی افشاگری پالیزدار- ساسان آقایی )

توضيح مرکز پژوهش‏های مجلس درباره همکاری آقای عباس پاليزدار با اين مرکز

جبهه گیری جناحی بر سر سخنرانی جنجالی (گزارش BBC)  

پالیزدار، کارمند احمد توکلی بود (رجانیوز)

مقاله عبدالله شهبازی پیرامن افشاگری های اخیر دکتر عباس پالیزار

در ضمن در این گیر و دار تحصن و اعتصاب غذای دانشجوهای تربیت معلم رو فراموش نکنید

منابع:

روزآن لاین

بند 209

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:4  توسط Drmy  | 

دوشنبه سیزدهم خرداد 1387
 

جناب آقای ... ( ! )؛

بدینوسیله خبر مسرت بخش تخریب بیش از ۷۰ درصد از کتیبه باستانی منسوب به دوره " هخامنشی " در جزیره خارک را که در آن به صراحت از نام دریای پارسی یاد شده و نشانی مستدل بر حاکمیت ایران بر خلیج فارس می باشد را به شما و ملت غیور و همیشه در خواب کشور تهنیت عرض می نمایم.

هچنین لازم می دانم از بی کفایتی های مکرر آقای اسفندیار رحیم مشایی در کسوت ریاست سازمان معظم میراث فرهنگی و گردشکری کمال تشکر و قدر دانی را داشته باشم چراکه در دوره ریاست ایشان بر این سازمان بوده که پاسارگاد، این نماد تجاوز و استبداد را به صورت تدریجی در آب فرو بردیم و در همین ایام انواع میراث باستانی اجدادمان را به دلیل مفسد بودنشان به ملل دیگر اهدا نمودیم و تنی چند از شعرا و عرفا و علمای کشور را به نام همسایگان خود نمودیم و همچنین جزایر سه گانه و خلیج مجعول فارس را آماده اهدا به ناپدری های عرب تبارمان داریم.

در پایان باز هم این مناسبت را از صمیم قلب و خالصانه به شما و همه همفکرانتان و ملت غافل و ... ایـــران تبریک عرض می دارم و امیدوارم دیگر آثار به جای مانده از دوره ننگین استبداد امپراتوری ایران یکی پس از دیگری به دست دوست داران ایران نابود گشته و نام ننگین امپراتوری ایران و سهم آن از پیشرفت تاریخ بشر از صحنه تاریخ باستان پاک گردد.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:30  توسط Drmy  | 

شنبه یازدهم خرداد 1387
 

متأسفانه به دلیل مشغله و دلسردی از دیدن روزگار موجود کمتر تونستم بنویسم. دلسردیم هم از اینجا سرچشمه گرفته که هرچه به جلو پیش می ریم قطعاً باید شاهد پیشرفت و ترقی باشیم اما همیشه این روند در کشور ما معکوس طی میشه و از همین رو سوژه برای نوشتن فوق العاده فراوانه اما نوشتن اونها بیشتر باعث انزجار و کدورت میشه!

مطلب زیر را شاید بارها خوانده باشید اما با آنکه از اصل ماجرا مدتی است که گذشته نتونستم عصبانیت و خشمم را فراموش کنم.

 

در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید:

هیچكس عصبانی نیست.

هیچكس سوار بر اسب نیست.

هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید.

هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست.

هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد.

از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد.

 

آری. اینها و همچنین منشور حقوق ملل، عدالت گستری حکومت، تمدن و فرهنگی غنی و بی نظیر، یکتا پرستی ایرانیان باستان حتی پیش از ورود اسلام، اقتدار و افتخار ایران در قرنهای متمادی، پرورش ملتی رشید و باهوش که در پیشرفت جهان گام های استوار و مقتدر برداشتند و ... نشان از هویت ملی ما ایرانیان بی هویت دارد!

باری، از همین روست که کژ خیالان و دوستان دشمن صفت و تنگ نظران باید آثار بجای مانده از دوران شکوه و عزت و افتخار این ملت را نماد دوران سیاهی و استبداد و ... بدانند.

 

و ما همچنان در خوابیم و از خواب خرگوشی خود مست و خرامانیم.!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:23  توسط Drmy  |