تبليغاتX
DreamyBlog
سه شنبه سوم مهر 1386

 

 

متأسفانه بازم طولانی شده اما وقتی ماجرا یادم اومد نتونستم عصبانیتم را مخفی کنم.

 

 

به مناسبت بازگشایی مدارس و دانشگاه ها مرحله جدید طرح ارتقای امنیت اجتماعی از دیروز وارد مرحله جدیدش گردیده است. ( جراید اول مهر )

 

مقابله با اشرار و مزاحمین و افراد لاابالی و اراذل و اوباش وظیفه هر دولت و پلیس هر کشور است تا جامعه ای سالم و ایمن داشته باشیم. به همین دلیل نفس مقابله با اراذل و اوباش و ارتقای امنیت اجتماعی ضروری است. چراکه در همین تهران خودمون کلی فجایع و مزاحمت ها جود داشت که مسلما ً خیلی ها از شرح ماجرا با خبرین. فجایع و جنایات پارک لویزان و سرخه حصار تا جایی بود که به تشکیل باندهای وحشتناک کشیده شده بود تا آنجا که در پارک سرخه به عروس و دامادهایی که برای گرفتن فیلم به این پارک رفته بودند حمله و  مقابل چشمان داماد به عروسش تجاوز کرده و داماد را به قتل رساندند. ازین دست جنایات کم روی نداده.

 

بگذریم. چراکه مقابله با این حیوان صفتان واجب و پسندیده است. اما متأسفانه همیشه ما باید یک جای کارمان بلنگد و ارزش کارهایمان را زیر سوأل ببریم.

قبل از هرچیز ابتدا چند جمله از بیانات انتخاباتی رئیس جمهور در دوران تبلیغات را با هم مرور میکنیم:

 

واقعاً مشکل مردم ما الآن شکل موی بچه های ماست؟

بچه ها دوست دارن هر طور که میخوان موشون رو بزنن، به من و تو چه ربطی داره؟

دولت باید بیاد اقتصاد را سامان بده، فضای کشور رو آرامش ببخشه.

امنیت روانی درست کنه.

پشتیبانی کنه از مردم.

مشکل کشور ما مثلاً اینه که فلان دختر ما فلان لباس رو پوشیده؟

مشکل کشور ما اینه؟

مشکل مردم  اینه؟

            ...........

خوب، در اینکه جوونای به اصطلاح نسل سومی امروز هنجار شکن شدن شکی نیست و مسلماً وقتی برخلاف عرف یک جامعه عمل کنی همون عرف و هنجار با این رفتار مقابله میکنه اما این مقابله چه قیمتی داره و چه بهایی باید براش پرداخت؟

حرفهای بالا، وعده های رئیس جمهور بود در دوران مبارزات انتخاباتی اما ایشون هم با به قدرت رسیدن تمام فرمایشاتشون را فراموش کردن و در نهایت حتی برخلاف حرف هاشون هم عمل کردند آن هم با آن وضعیت زننده و زشت و خشن!

از طرفی هم جناب آقای صفار هرندی، وزیر محترم ارشاد که علاوه بر این مقام حائز پست مدّاحی و تمجید و جان نثاری دولت نهم بویژه شخص رئیس جمهور هستند نیز هرچند بعداً تکذیب کرد اما بطور ضمنی امر کردند تا هیچ کدام از مطبوعات به نقد این طرح و این رفتار نپردازند وگر نه...!

 

و اما صدا و سیما

 

در جامعه ای که مردمش عادت به مطالعه نداشته و حال و حوصله تفکر و اندیشیدن را ندارند و طبق آمار رسمی کشور ضریب نفوذ کامپیوتر در خانواده ها 27% است، قطعاً تلوزیون و رادیو عامل اصلی انتشار اخبار در جامعه محسوب می شود.

در این میان مغرض نبودن، جانب دارانه عمل نکردن و گزینشی خبر رسانی نکردن وظیفه ای رسانه ای است که با دولتی بودن و نداشتن فضای رقابتی این وظیفه به خطر می افتد.

نوع برخورد و خبر رسانی تلوزیون کشورمان در این زیمنه نیز مانند بسیاری خبرهای دیگر جای سوأل داشت.

در حالیکه سیمای کشور خانمی چادری که به ارشاد دختران در خیابان می پرداخت را نشان می داد، عکسها و فیلمهای زیادی در اینترنت و حتی رسانه های خارجی و موبایل ها منتشر می شد که رفتاری زشت و زننده را به تصویر می کشید که برای بیننده خارجی جای سوال فراوان از فرهنگ و حتی دینمان داشت. ( به موقعش در مورد اثرات منفی کارهامون بر جلوه کشور، فرهنگ و دین در نظر بیننده خارجی صحبت می کنم. )

از فحاشی و داد و بیداد گرفته تا مشت و لگد برادران ناجا که انگار بر چهار پایی زبان نفهم میکوبند! جالب اینکه در همان روزها فعالان و مدافعین حقوق زنان از جلال و شکوه زن در فرهنگ ایرانی - اسلامی دم می زدند.

واقعاً میخوام بدونم که هرچند بعضی هامون دیگه توی پوشش و لباس و... خلاف عرف حرکت کردیم اما اینگونه رفتارها واقعاً شایسته جامعه ایرانی است؟

 

فرزاد حسنی را که خوب می شناسید. در برنامه ای از کوله پشتی سردار رادان را به باد انتقاد و چالش کشید و خوب، چوبش را هم خورد و از 3 برنامه بعد دیگر خبری از او نشد! ازش خوشم نمیاد چون غرور زیادی داره اما کارش جالب بود.

 

اصل کلام

 

تمام اینها را گفتم تا برسم به برنامه ای که دادستان مرتضوی ( همان قاضی مرتضوی سابق که قاضی دادگاه روزنامه های توقیف شده فله ای بود ) در آن حضور داشت و در مورد مقابله با اراذل و اوباش، مجازاتها و اعدامشان توضیح میداد.

کاری با حرافی کنار گود نشسته های اینور و اونوری ندارم که مدام دم از ضایع شدن حقوق این ها می زدند چراکه کورند و مغرض و نمی دانند که همین اوباش چه جنایاتی نکردند که حتی برای برخی ازین جانوران اعدام عروسی بوده.

مسأله اصلی یک گزارش در آن شب بود.

اون شب گزارشی از تجاوز به یک دختر توسط دو پسر پخش شد که علاوه بر آن با چاقو هم به جانش افتاده بودند که جان سالم به در برده بود.

چیزایی در اون گزارش پخش شد که توهین به جامعه بود که صدا و سیمای به اصطلاح اسلامی برای رسیدن به هدفش در آن از هر حماقتی کوتاهی نکرده بود.

 

شرح واقعه

 

بعد از اینکه گزارشگر ماجرا را از دختر و آن دو پسر پرسید ئ اونا هم توضیح دادند کم کم چیزهایی گفت که من از شدت عصبانیت داشتم سکته میکردم.

به نظر شما اینکه گزارشگر احمق و بی شعور از دختری که بهش تجاور شده و مورد اصابت چاقو قرار گرفته بپرسه:

            در اون لحظه که اونا داشتن کارشون رو میکردن چه احساسی داشتی؟

چی میگفتی بهشون؟

چه کار میکردی؟

یعنی چی؟ وقتی این آدم احمق می پرسه که:

            چطوری بهت تجاوز کردن و با شما چه کردن؟

باید در مورد این برنامه، گزارشگرش و مهمتر از اونا، صدا و سیما چه تصوری داشت؟

 

یعنی روشنگری تا این حد لازم بود که تا همه جزء جزء ماجرا و نحوه تجاوز به یک آدم را بدونند؟

 

اینکه چطور لختش کردن؟ اینکه چطور...؟!!!

 

لابد گزارشگر محترم با پرسیدن اینکه:

 شما در اون لحظه چه میگفتی ؟

اونا چکار میکردن باهاتون و ...

میخواسته مردم ما را که الی ماشاالله قدرت تخیل و تصور بالایی بخاطر سانسورها و در کل اینجور چیزها دارند را راحت به مقصود برسونه!

 

اینه اون صدا و سیمای اسلامی؟

هیچ کسی هم نگفت آخه این چه برنامه ای بود.

فقط خدا رحم کرد که نخواسته بودند که صحنه جرم را هم رسماً بازسازی کنند وگر نه صدا و سیما یک فیلم پورنوی کامل و خشن را به زیبایی تولید میکرد!

 

این گزارش نکته های جالب دیگه ای هم داشت.

گزارشگر در آخر از دختر بیچاره که هق هق گریه میکرد پرسید: " لباست چطور بوده؟ "  و کشف کرد که لباس باز و تنگی داشته و محرک متجاوزین گشته و گفت: اگه لباس خوبی میپوشیدی که اینجوری نمیشد.!

 

من میخوام بدونم خارج از این مملکت که اینهمه آدم زندگی میکنند و ما میگیم همشون کافرند و فقط ماییم که میریم بهشت! از اینجور اتفاقها به همین شدت هم دارند؟

مثلاً وقتی تابستون همه میرن ساحل و حتی بعضی از خانم ها هم کاملاً لخت میشن و آفتاب میگرن هر کسی که از اونجا رد بشه باید با دیدن این منظره چون خانم خودش را جمع نکرده و ما را تحریک کرده بپرن روش و ...؟ یا توی خیابون دامن کوتاه دیدن چشمشون رو ببندن و ...؟ یا نه، این فقط ماییم که این همه مشکل را ساختیم و با کوچکترین تحریکی خودمون را میبازیم؟

باور کنین اصرار برای دونستن جزئیات  اینجور مسائل فقط از کسانی سر میزنه که مریض جنسی هستن.

 

شرم آوره. هم برای من و شما اگه چنین باشیم و هم رسانه ای ملی که مدعی اسلامی بودن هست و در فیلم و سریال های اجنبی برای خانمها لباس کوتاهشون را وصله میندازه که من و شما به گناه نیوفتیم و به موقع هم دست به تهیه یک داستان پورنوی کامل میزنه فقط به بهانه شفاف سازی!

اینه سیمای مغرض! سیمایی که فیلم های خودی را هم سانسور میکنه. بنام پدر را که دیدین؟ فیلمی به اون زیبایی که دیالوگ های اساسی فیلم چون به مزاج آقایان خوش نیامد را حذف کردن.

 

اینمه کثیفی و خبر سازی و دروغ و گزینیشی بودن تا کجا؟ آنهم برای رسنه ملی که از بیت المال تغذیه میشه.

 

شرم آوره. 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:38  توسط Drmy  |