تبليغاتX
DreamyBlog
شنبه یازدهم خرداد 1387
 

متأسفانه به دلیل مشغله و دلسردی از دیدن روزگار موجود کمتر تونستم بنویسم. دلسردیم هم از اینجا سرچشمه گرفته که هرچه به جلو پیش می ریم قطعاً باید شاهد پیشرفت و ترقی باشیم اما همیشه این روند در کشور ما معکوس طی میشه و از همین رو سوژه برای نوشتن فوق العاده فراوانه اما نوشتن اونها بیشتر باعث انزجار و کدورت میشه!

مطلب زیر را شاید بارها خوانده باشید اما با آنکه از اصل ماجرا مدتی است که گذشته نتونستم عصبانیت و خشمم را فراموش کنم.

 

در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید:

هیچكس عصبانی نیست.

هیچكس سوار بر اسب نیست.

هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید.

هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست.

هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد.

از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد.

 

آری. اینها و همچنین منشور حقوق ملل، عدالت گستری حکومت، تمدن و فرهنگی غنی و بی نظیر، یکتا پرستی ایرانیان باستان حتی پیش از ورود اسلام، اقتدار و افتخار ایران در قرنهای متمادی، پرورش ملتی رشید و باهوش که در پیشرفت جهان گام های استوار و مقتدر برداشتند و ... نشان از هویت ملی ما ایرانیان بی هویت دارد!

باری، از همین روست که کژ خیالان و دوستان دشمن صفت و تنگ نظران باید آثار بجای مانده از دوران شکوه و عزت و افتخار این ملت را نماد دوران سیاهی و استبداد و ... بدانند.

 

و ما همچنان در خوابیم و از خواب خرگوشی خود مست و خرامانیم.!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:23  توسط Drmy  | 

جمعه سی ام آذر 1386
 

با تبریک فرا رسیدن عیـــد قـــربان و شب يلدا، توجه شما را به پيشينه باستاني يلدا جلب مي كنم.

شب یلدا يا شب چله، آخرين شب پاییز، نخستين شب زمستان و درازترين شب سال است. ايرانی‌‌ها اين شب را جشن می‌‎گيرند.
ايرانيان باستان با اين باور كه فردای شب يلدا با دميدن خورشيد، روزها بلندتر می‌‎شوند و تابش نور ايزدی افزونی می‌‌يابد، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌كردند. 

اكنون پس از ارائه نظريه كاربری تقويمی چهارتاقی نياسر در نزديكی شهر كاشان و امكان ديدار عملی طلوع خورشيد انقلاب زمستانی، عده‌ای اين شب را در انتظار تماشای خورشيد در كنار چهارتاقی برگزار می‌كنند. 

طبق سنت دیرینه در این شب کوچکترها در منزل بزرگ‌خانواده دور هم جمع می‌شوند و صاحب‌خانه، ديوان حافظ را به بزرگتر خانواده كه سواد دارد، می‌دهد. سپس هر يك از ميهمانان نيت كرده و بزرگ مجلس، اين جمله را می‌گويد و تفعلی به گنجينه حافظ می‌زند: ای حافظ شيرازی/ تو محرم هر رازی/ بر ما نظر اندازی/ . اين رسم يكی از رسوم پرطرفدار شب يلداست كه امروزه با فنآوری نيز به‌روز شده. به طوری كه در بعضی خانواده‌ها به جای دیوان‌حافظ، از فال‌نامه، نرم‌افزار تفعل مجازی در رايانه، پايگاه های اينترنتی ويژه فال، نرم‌افزارهای ويژه تلفن همراه، سامانه پيام كوتاه يا پيامك و... برای انجام اين رسم استفاده می‌كنند. 

شب يلدا


پبشينه جشن 
يلدا و جشن‌هايی كه در اين شب برگزار می‌شود، يك سنت باستانی است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار می‌كرده‎اند. در اين باور يلدا روز تولد خورشيد و بعدها تولد ميترا يا مهر است. 

اين جشن در ماه پارسی (دی) قرار دارد كه نام آفريننده در زمان پيش از زرتشتيان بوده است كه بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد. 

نور، روز و روشنايی خورشيد، نشانه‌هايی از آفريدگار بود در حالی كه شب، تاريكی و سرما نشانه‌هايی از اهريمن.

مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود كه شب و روز يا روشنايی و تاريكی در يك جنگ هميشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پيروزی روشنايی بود، در حالی كه روزهای كوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبه تاريكی. 

يلدا برگرفته از واژه‎ای سريانی است و مفهوم آن (ميلاد) است (زيرا برخی معتقدند كه مسيح در اين شب به دنيا آمد). ايرانيان باستان اين شب را شب تولد الهه مهر (ميترا) می‎‎پنداشتند، و به همين دليل اين شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پايكوبی می كردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و (ميزد) نثار می كردند. (ميزد) نذری يا وليمه‎ای بود غير نوشيدنی، مانند گوشت و نان و شيرينی و حلوا، و در آيين‎های ايران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آيينی، خوانی می‌گستردند كه بر آن افزون بر آلات و ادوات نيايش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان و غيره، برآورده‌ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراك‎های گوناگون، از جمله خوراك مقدس و آيينی ويژه ای كه آن را (ميزد) می‌ناميدند، بر سفره جشن می‌نهادند. باوری بر اين مبنا نيز بين مردم رايج بود كه در شب يلدا، قارون ( ثروتمند افسانه‌ای)، در جامه كهنه هيزم شكنان به در خانه ها می آيد و به مردم هيزم می‌دهد، و اين هيزم‌ها در صبح روز بعد از شب يلدا، به شمش زر تبديل می شود، بنابراين، باورمندان به اين باور، شب يلدا را تا صبح به انتظار از راه رسيدن هيزم شكن زربخش و هديه هيزمين خود بيدار می ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا می‌كردند .

منبع: آفتاب

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:13  توسط Drmy  | 

یکشنبه هشتم مهر 1386
 

روی دوشم بار سنگینی احساس می کنم.

خوشحالم که امروز بعد از مدتها روبه رویت ایستاده ام.

می دانم آدم خوبی نبوده ام.

آمده ام تا طلب بخشش کنم...

... گریه امانش نداد، به سجده رفت.

وقتی برخاست سبکتر از همیشه بود.

 

شبهای عزیز و زیبایی در پیش روست. کاش برخلاف همیشه، قدر ِ قـــدر را بدانیم!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:1  توسط Drmy  | 

جمعه سی ام شهریور 1386

 

 ورود همکار جدید

 

سلام دوستان

 

امیدوارم ماه رمضان پر برکتی را تا به حال گذرونده باشین

من از امروز میخوام شروع کنم به همکاری با دوست عزیز

و قدیمیم امیدوارم بتونم مطالب قابل توجهی رو ارائه بدم اگر

کمی کاستی هست به بزرگواری خودتون ببخشید ولطف کنید

با راهنمایی خودتون ما رو در بهتر شدن این وبلاگ یاری

 بدید.

ما رو از دعای خیرتون بی بهره نذارید.

 

حضرت علی(ع):

 

التماس به خدا شجاعت است

اگر برآورده شود رحمت است

اگر برآورده نشود حکمت است

 

التماس به خلق خدا ذلت است

اگر برآورده شود منت است

اگر برآورده نشود خفت است

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:2  توسط   | 

جمعه بیست و سوم شهریور 1386
 

دم افطار، شبکه 3، ماه عسل.

مهمان برنامه موسی سلامت.

 یه مرد.

یه جانباز.

25 سال قطع نخاع. طوری که نشستن روی ویلچیر هم براش سخته.

25 سال ناشنوا.

نقاشی میکنه.

درس میخونه.

دارت میزنه.

پر از عشقه. پر از شور. پر از انرژی.

 

واقعاً نمیدونم چی باید گفت. ما کلی نا شکری میکنیم اونوقت این آدم با این وضع هنوز مملو از انرژیه. پر از عشق به خانواده، زندگی و همسر.

 

واقعاً اینا کین؟ چه روحی دارن؟

موندم که چی میشه گفت. کاری ندارم طرفدار چه دسته و حزبه. کاری ندارم به احمدی نژاد اعتقاد داره یا نه. اما اینا بخاطر ما خیلی کارا کردن که حالا نشستیم وبلاگ می نویسیم...

 

درسته که خیلی از همین آدما خیلی از همین هم سنگرها به جاهایی رسیدن که خدا را هم بنده نیستن. قدرت فاسدشون کرده و عوض که نه، عوضی شدن. قیمت معامله خودشون با خدا را هم از ملت میخوان بگیرن. اما اینجور بچه ها چی؟ این بزرگ مردا چی؟

جواب اینها را چطور باید داد؟

اینایی که بی هیچ حرف و طلبی سر معامله عشقشون با خدا موندن.

 

آی اونایی که نشستین اون بالاها.

آی اونایی که خدا، مردم، قوا و قراراتون و حتی رفقاتون رو هم فراموش کردین و بعضی وقتها اونم برای ریا و خبر سلزی بهشون سر میزنین.

آی به قدرت رسیده های نامشروعی که برای معامله خودتون با خدا هم قیمت گذاشتین و مردم رو متهم به پرداخت بهای این معامله کردین و ثروت و روح مردم را دارین شخم میزنین و می چاپین.

چطور میخواین جواب مردم را بدین؟ جواب خدا را بدین؟ جواب همسنگر های هم پیمانتون را بدین؟

 

آی هم نسلهای من، جوونا، دخترا، پسرا، چرا همه این بزرگ مردها و دل داده ها و شیدا ها را با اون فاسدان قدرت طلب سودجویی که برای هر چیزی قیمت گذاشتن یکی میدونیم؟

چرا فریفته اون فاسدان شدیم ولی هنوز از این بزرگان طلب کاریم و به چشم بد نگاهشون میکنیم؟

 

آخ که ما چه آدمهای عجیبی هستیم.امثال اینا بی هیچ چشم داشت و توقعی از ما گوشه خونه هاشون یا آسایشگاه افتادن و دم نمیزنن.

کاش اونایی که رفتن یه روز میشد بیان و شاهکار چپاول همسنگران پیمان شکنشان را ببینند.

آدمهای دروغ گوی شعار گوی و طلبکار و فاسد و مستان قدرت و کاخ نشینان غارتگر!

 

دلم خیلی گرفته.

اذان گفتن.

افطار شد.

التماس دعا.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:41  توسط Drmy  | 

شنبه بیست و سوم تیر 1386

 

تو می توانی به هر مکان و هر زمان،هرگاه که آرزو کنی بروی. من به هر جا و هر زمانی که می توانم به آن اندیشه کنم رفته ام.

... شگفتا،آنان که از ترس دشواری سفر،کمال یافتن را خوار می شمارند، به هیچ جا نمی رسند. اما آنانی که دشواری سفر را به مید یافتن کمال نادیده می انگارند، در دمی به همه جا می رسند...

 

... بهشت مکان و زمان نیست زیرا که مکان و زمان بسیار بی معنی اند.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:18  توسط Drmy  |