تبليغاتX
DreamyBlog
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388


خداوندا، هزاران بار تورا شاکرم که چنین معانی تجاهل و تعصب و حماقت و عوام فریبی و تظاهر و ریا و وقاحت و بدعت و ... را به من نمایاندی.

دیدن اید دو عکس برای من که خیلی جالب بود.




در مورد اولی تنها میتونم بگم تا جایی که به یاد دارم و خوندم و شنیدم کسی که ما مثلاً خودمون رو شیعه و پیرو او میدونیم و براش سر و دست میشکونیم با اون همه درجات و منش و انسانیت و ... هم اجازه نداده بود کسی دستش رو ببوسه. حتی برای بیعت با ایشون هم زنان در ظرفی که امام در آن دست زده بود دست گذاشته اند ( بنا به شنیده های متعدد ) و بیعت کردند و حال رئیس جمهور ما که هیچ مقام شامخ نخست کشور بیاد دارم که این مشکل محرمیت را با قرار دادن تکه ای پارچه بر دست و بوسه بانوان بر آن حل نمودند!



پ.ن.  ستاره های نشسته بر شانه این نظامی محترم و نوازش دستان محترم رییس جمهور محترم بر لبان ایشان با آن چهره زیبا و مملو از آرامش و نحوه قراردادن دستش بر لبان این نظامی فقط مرا به یاد دوران خدایگانی آمون و ... انداخت!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:39  توسط Drmy  | 

سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
 

شما فکــر می کنید عکس های زیر متعلق به چیست؟

 

 

 

 

 

 

 فکر می کنم عکسها گویای این مطلب که متعلق به مرمت ( ! ) یکی از آثار باستانی کشور می باشند هستند!

نکته حائز اهمیت در این عکسها نحوه عملکرد گروه مرمت است که خود به راحتی و با دقت در عکس ها می توانید به عمق فاجعه در نوع مرمتی که بدتر از هرنوع تخریب می باشد پی برید. اینکه چگونه بجای تعویض قطعه سنگهایی که دچار مشکل شده اند با سنگهای جدید و انتقال سنگهای قدیمی به موزه و یا کارگاه های مرمت و نگهداری ( ! ) همین سنگهای چندین هزار ساله را تراشیده و تخریب نموده اند و منافذ ایجاد شده را با ملات سیمان پر نموده اند.

اما یکی از مهمترین نکات موجود در عکس زیر نهفته است، نمایان شدن تکه استخوانی است که از زیر سنگ های در حین مرمت یافت گردیده است:

 

آری... این تصاویر متعلق به مرمت - شما بخوانید تخریب فاجعه آمیز - سقف مقبره کورش درپاسارگاد به دستان توانمند کارشناسان خبره ( ! ) سازمان آقا اسفندیار ( ! ) می باشد.


پ.ن:

تا چه زمان باید میراث ثبت شده کشور در معرض نابودی بواسطه نالایقی و عناد نامسئولان کشور با این میراث باشیم؟ خطر حذف نقش جهان و نقش رستم از فهرست یونسکو کم بود؟

چند سال پیش مقاله ای را خواندم از باستان شناس آلمانی - مولف کتاب کورش کبیر - که در آن از احتمال دفن کورش در سقف مقبره سخن گفته بود و دلایلی را نیز برای آن بر شمرده بود. حال با توجه به این استخوان، آنهم در زیر سنگ های سقف مقبره آیا باید از کنار این مسایل به سادگی گذشت؟!!!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:11  توسط Drmy  | 

سه شنبه سی ام مهر 1387
 

ابتدا از طولانی شدن این پست عذر میخواهم ولی شاید اگر حوصله داشته باشید خواندن این سطور خالی از لطف نباشد.

 

ما ایرانی ها واقعاْ آدمهای جالبی هستیم. گاهی از در دروازه هم نمیتونن ردمون کنن و گاهی هم از سوراخ سوزن رد می شیم.

همیشه هم توجیه و بهانه و انتقاد و ... را در جیب داریم و در همه امور متخصص و اهل فن هستیم. نسخه می پیچیم، راه کار سیاسی و اقتصادی از خود در می کنیم! فیلسوف می شویم و این روزها هم شکر خدا متفکر و روشنفکرنمایی در بین ما رایج گردیده.!

بطور مثال حدوداً ۱۰ روز پیش فیلم " دروغ ها - ‌Body Of Lies " اکران شد. فیلمی که گلشیفته فراهانی در آن بازی کرده بود. برایم جالب بود که چرا فراهانی در این فیلم بازی کرده بود. فیلمی که هنوز ۱۰ روز از اکران آن نگذشته و در کنار خیابانها پر شده و بخاطر حضورش همه ما را شیفته تماشای آن نموده. ( همان شیفتگی که با پخش شدن CD روابط شخصی یکی از هنرپیشه ها به سراغمان آمد!!! )

من هم بعد از دانلود فیلم دروغها با دقت آنرا دیدم! فراهانی شاید کمتر از ۱۵ دقیقه در این فیلم ۱۲۰ دقیقه ای حضور داشت اما خوب به هر حال نقش اول زن فیلم محسوب میشود.

کاملاْ پوشیده است و فقط موهایش مشخص است که خوب با فیلم های ایرانی اش از این نظر آنچنان فرقی ندارد! 

پس اینهمه هیاهو و جنجال و شایعه برای چه بود؟ نامه هایی که برایش نوشتند و مذمت نمودند برای چه بود؟ مگر نه اینکه این انتخاب باعث ارتقای نام هنرمندان ایران می تواند باشد؟ پس نامه یک مادر به گلشیفته برای چه بود؟ نامه ای که آبروی حرفه ای او را زیر سوأل می برد؟

و...

اما چیزی که ما به آن اهمیت ندادیم نکته ظریف دلیل انتخاب گلشیفته برای این نقش ۱۵ دقیقه ای بوده. نقشی که در آن صراحتاً ایرانی تبار بودنش اعلام می شود!

سکانسهای انتهایی فیلم توجهمان را چرا به اندازه نام گلشیفته جلب نکرد؟! لباس آن مبارز عرب ( رسماً وحشی و تروریست ) که عبا و عمامه به تن داشت؟ آن هم عمامه مشکی!

مگر نه اینکه نماد روحانی شیعه این لباس است؟ مگر نه اینکه ما ایرانیان مظهر تشیعیم؟

مکالمه ها و خشونت و پوشش شخصیت های این لحضات فیلم هم باز برایمان به اندازه گلشیفته مهم نبود.!

چرا؟

چرا بلافاصله و همزمان با اکران این فیلم نسخه های آن در اینترنت و در بین CD فروشهای کنار خیابان پخش شد و ما ایرانیان مشتاق گلشیفته را برای تهیه آن عازم نمود؟

آیا سازندگان آن روی اشتیاق ذهنی و قلبی ما مطالعه نکرده بودند و باید اتفاقی بودن همه چیز از جمله مکالمه شیخ و دی کاپریو، لباس شیخ و ... را در کنار حضور گلشیفته بپذیریم؟

نمونه نه چندان دور دیگر را می توان مجموعه " بزنگاه " معرفی نمود.

این مجموعه با همه زشتی هایش اما به خوبی زشتی های زندگی اجتماعی ما را نشان داد.

قسمت اول را اگر دیده و به یاد داشته باشید حتماً سکانس خنده دار بنزین تمام کردن ماشین صابر در راه را از یاد نبرده اید. خصوصاً آنجا که صابر برای گرفتن بنزین از تکه ای مقوا که دخترانش به او دادند و در پشتش هم نوشته شده بود " گوسفند زنده " استفاده کرد.

آیا از سروش صحت و عطاران هم باید پذیرفت که این جمله اتفاقی بوده؟ من هم چنین فکر می کردم تا زمانیکه متوجه شدم در صفحه نیازمندی های روزنامه ها از این جمله مختصر جهت ... ( ! ) استفاده می شود و با تماس با اینان به راحتی می توان گوسفند زنده مورد علاقه را با قیمتهای متنوع یافت. البته از نوع دوپا و تحویل در محل!

دور از ذهن نیست چنین آگهی هایی. چراکه درخواست منشی با ظاهر مناسب و فن بیان قوی در جذب مشتری و " اندام مناسب " را در همین نیازمندی ها دیده و شنیده ایم!

 

حال بیایید باز هم در کنار هم به هرآنچه در اطرافمان در حال وقوع است لبخند بزنیم و سرمان را زیر برف کنیم و به خود دروغ بگوییم.دروغ هایی در ملامت گلشیفته ها و اعتراض به عطاران ها. و باز هم از سطحی نگری و از کاه کوه ساختن ها و شایعه پردازیها و... لذت ببریم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:44  توسط Drmy  | 

شنبه نوزدهم مرداد 1387
 

این روزها وقت کمتری برای نوشتن پیدا میکنم. گاهی هم هرچه میگردم از تکراری شدن و تکراری نوشتن می هراسم و توان نوشتن را از دست می دهم. اما چه کنم که هرچه تلاش می کنم نگاهم را تغییر دهم بازهم لحظه به لحظه سیاهی هایی را می بینم نمی توانم از کنارشان به ساده گی عبور کنم.

اینبار بی هیچ توضیح و تفسیری مطالبی را که در این مدت رخ داده تنها بصورت نقل خبر منعکس می کنم تا دوستانی مه مرا متهم به سیاه نمایی و خیال پردازی می کنند درکنار دوستان دیگر خود از این مطالب برداشتی آزاد ارائه دهند.

 

۱- امام جمعه مشهد گفت: زمينه ظهور حضرت حجت (عج) با خواندن ترانه و شعر و ايجاد عشق مبهم در اذهان ايجاد نمي‌شود بلكه بايد با رفتار و كردار زمينه ظهور را فراهم كرد.

آيت‌الله سيد احمد علم‌الهدي با بيان اينكه انقلاب اسلامي ايران تنها يك انقلاب سياسي نبود، گفت: ما براي تصرف سرزمين‌ها انقلاب نكرده‌ايم بلكه انقلاب ما انقلاب ارزش‌ها است و اين تحول ايجاد شده تا دنيا با ارزش‌هاي اسلامي آشنا شوند و اسلام در جهان گسترش يابد.

امام جمعه مشهد خطاب به مسئولان، احزاب و گروه‌ها افزود: اگر بخواهيم در عرصه‌هاي مختلف از اصول انقلاب اسلامي كوتاه بياييم، خود مانعي براي ظهور حضرت حجت (عج) خواهيم بود.

وي با اشاره به برگزاري مراسم ويژه المپيك در چين اظهار داشت: متأسفانه در اين مراسم يكي از بانوان ورزشكار جلودار حركت گروه ورزشكاران بوده و اين مخالف اصول اسلام و نظام و شعارهاي دولت و ارزش‌هاي انقلاب است.

امام جمعه مشهد با اشاره به جايگاه زن در اسلام گفت: جلودار قرار دادن زنان در اين مراسم‌ها به معناي اين است كه دنيا بداند ما به دنبال اشاعه فرهنگ علوي نيستيم.
وي با بيان اينكه اين حركت ضد‌ارزشي بود، گفت: همانگونه كه قبلا هم در خطبه‌هاي نماز جمعه مشهد گفته شد، شركت بانوان در مسابقات بين‌المللي و نمايش آنان در كشورهاي بيگانه مخالف اصول اسلامي است و امروز متأسفانه نه تنها زنان به اين مسابقات اعزام مي‌شوند بلكه ‌آنان به عنوان جلودار حركت ورزشكاران انتخاب مي‌شوند.

وي به مراسم جشني در قائمشهر اشاره كرد و گفت: در اين مراسم كه به منظور ظهور هر چه سريعتر حضرت حجت (عج) برنامه‌ريزي شده بود متأسفانه زنان به آوازه‌خواني در جلوي تعداد زيادي از مردان مشغول شدند.

علم‌الهدي افزود: مسئولان بايد بدانند در برنامه‌هاي خود نبايد خودشان اجتهاد كنند و از متخصصان دين چگونگي اجراي برنامه‌ها را بايد سوال كنند.

وي اظهار داشت: مسئولان، انتخاب شده مردمي هستند كه قوام و دوام انقلاب به حضور آنان بستگي دارد و اين مردم با جان و خون خود شعائر اسلامي را حفظ كرده‌اند.

 

۲- روح‌الله حسينيان نماينده مردم تهران در مجلس در جلسه راي اعتماد سه وزير پيشنهادي رئيس‌جمهور در مخالفت با كردان وزير پيشنهادي كشور گفت: دولت احمدي‌نژاد با شعار عدالت و دولتي از بين مردم و كساني كه درد مردم را در دل و عشق اسلام را در سر داشتند، جوان‌هايي به كار گمارده شدند كه 8 سال در قربت انقلاب در دانشگاه‌ها مبارزه مي‌كردند، اما متاسفانه مدتي است كه اميدم به ياس دار تبديل مي شود.

وي افزود: بنده يكي از مدافعان سرسخت آقاي احمدي‌نژاد بودم و الان هم به خاطر دلسوزي به دولت احمدي‌نژاد اين تذكر را مي‌دهم و هنوز هم معتقدم بايد دفاع كنيم ولي اگر راه خطايي وجود دارد نبايد آن را تاييد كنيم.

حسينيان تصريح كرد: اگر دوستان به آينده خودشان فكر نمي‌كنند، من نگران آينده اصولگرايي هستم كه نكند با حضور برخي در مسئوليت‌ها و اين رفتار و منش‌ها زمينه‌اي فراهم شود كه نيروهاي مذهبي به خاطر بدعت‌هايي كنار گذاشته شده و حكومت دو دوستي به همان‌هايي كه 8 سال با ارزش‌ها مخالفت كردند، تحويل شود.


در همين حين كواكبيان نماينده مردم سمنان با فرياد به اين سخنان حسينيان معترض شد كه حسينيان گفت: آقاي كواكبيان شما كه دم از آزادي مي‌زديد اين قدر تحمل داشته باشيد كه دو دقيقه انتقاد من را بشنويد.

وي ادامه داد: جناب آقاي احمدي‌نژاد در انتخاب و معرفي دو وزير يك بدعتي گذاشت كه اگر به همين سمت و سو برود، بايد منتظر باشيم يك روزي از وزراي رژيم گذشته بياورند و به عنوان متخصص منصوب كنند.

حسينيان تصريح كرد: اگر جلسه علني نبود و شرعا مجاز بود، وارد بعضي از مسايل مي‌شدم، كسي كه مي‌خواهد وزير كشور جمهوري اسلامي شود بايد فردي امين باشد همانطور كه مدرسه را دست كسي كه امين نباشد، نمي‌سپارند.

وي با تاكيد بر اينكه وزارت كشور با اين عظمت احتياج به فردي امين دارد، به جلسه خود با كردان اشاره كرد و گفت: در آن جلسه از آقاي كردان راجع به دكتراي افتخاري حقوق اساسي از دانشگاه آكسفورد سوال كرديم كه اين دكترا را از كجا گرفتيد زيرا اين دانشگاه به راحتي دكترا افتخاري به كسي نمي‌دهد كه ايشان فرمود بنده يك رساله‌اي در خصوص تربيت و تعليم در اسلام نوشتم و برايشان فرستادم و آنها نيز اين مدارك را برايم فرستادند.

وي افزود: به ايشان گفتيم تعليم و تربيت در اسلام ربطي به دكتراي حقوق اساسي ندارند و چگونه در مقابل نوشتن چنين رساله‌اي به شما دكتراي حقوق اساسي دادند.

حسينيان گفت:‌ مجدا از ايشان سوال كرديم كه آيا شما از اين رساله دفاع هم كرديد كه ايشان فرمودند نه دفاع نكردم.

نماينده مردم تهران ادمه داد: ايشان صبح همان روز هم در جلسه‌اي گفته بودند كه من از رساله دفاع كردم و وقتي از ايشان پرسيده بودند كه شما كه انگليسي نمي‌دانيد چگونه دفاع كرديد ايشان فرمودند كه مترجم گرفتم.

وي گفت: از ايشان پرسيديم كه شما در جلسه صبح گفتيد دفاع كردم، چه طور الان مي‌گوييد دفاع نكردم كه رسما فرمودند خلاف گفتم. از او سئوالاتي كردند كه چرا دروغ گفتيد، فرمودند كه اشتباه كردم.
وي گفت: بنده مجددا از آقاي كردان سئوال كردم كه شما تاكنون بر چه مبنايي حقوق مي‌گرفتيد، فرمودند بر مبناي همين دكترا. سپس من از او سوال كردم كه شما كه چندين سال بر اساس مدرك خلاف حقوق مي‌گرفتيد براي اين كار خود چه توجيهي داريد؟ كه فرمودند من از جناب آقاي لاريجاني اجازه گرفتم بعد هم توضيح دادند من ماموريت زياد رفتم حق ماموريت نگرفتم و اين مبلغ اضافه را بر مبناي آن حق ماموريت‌ها حساب كردند.

حسينيان تصريح كرد: مرا متهم مي‌كنند به اينكه رقيب كردان هستم، اين حرفها را مي‌زنم ولي به والله قسم مي‌خورم كه چند مرتبه به من پيشنهاد وزارت كشور را دادند، ولي من حاضر نيستم حتي يك روز وزير كشور شوم.

نماينده تهران تصريح كرد: آقاي احمدي‌نژاد با آن شعارهايي آمدند و الان به اينجا ختم شده است كه يك فردي مثل پورمحمدي را بردارند و كسي مثل كردان را كه بايد امين مردم باشد وزير كشور كنند.
وي افزود: يك شخصي اگر داراي يك شخصيت ذاتي باشد چگونه به خودش اجازه مي‌دهد با يك چنين مدرك تحصيلي خود را معرفي و حقوق چندين ساله خود را دريافت كند.

نماينده تهران خطاب به نمايندگان تاكيد كرد: ما امروز در مقابل خون شهدا و ‌خدا صاحبان امانتي هستيم كه مي‌خواهيم امانت را به دست فردي امين بسپاريم، اگر يك مقدار كوتاهي كنيم بدانيد كه هيچ كدام ما به عنوان جمع مسئول در مقابل خدا پاسخي نخواهيم داشت.

 

۳- الیاس نادران نماینده تهران در تذکری آیین نامه‏ای گفت: در جلسه روز گذشته اظهاراتی به وزارت اطلاعات نسبت داده شد که براساس آن وزارت اطلاعات نسبت به صلاحیت وزیر پیشنهادی کشور اعلام کرده است که کردان هیچ مساله ای ندارد.

وی گفت: روز گذشته مکررا به وزیر اطلاعات مراجعه شد و وی اصل مساله را تکذیب کرد. وزیر اطلاعات گفت که اساسا از این وزارتخانه استعلامی صورت نگرفته است که ما نسبت به صلاحیت این وزیر پیشنهادی بخواهیم اظهارنظر کنیم.

نادران افزود: از دیگر مواردی که برای اولین بار در مجلس اتفاق افتاد این بود که از سال گذشته از مقام معظم رهبری برای رای آوردن و یا نیاوردن وزیران هزینه می شود که خلاف رویه و شان مجلس و نظام است.

وی ادامه داد: براساس این مستندات بود که عزیزان نماینده به این وزیران پیشنهادی رای دادند.

وی تصریح کرد: امروز چند نماینده به وی مراجعه کرده اند و بیان کردند رای مثبت ما به دلیل استناداتی بود که به وزیر اطلاعات و مقام معظم رهبری داده شد که به استنادات آنها رای مثبت دادیم.

نادران افزود: این نمایندگان بیان کردند که حال اگر این استنادات درست نباشد نتیجه رای گیری را ما چگونه باید کشف کنیم.

نادران در ابتدای تذکر آیین نامه‏ای خود همچنین اظهار داشت: در جلسه روز گذشته برای اولین بار در تاریخ رای گیری، مجلس رای گیری جداگانه برای هر یک از وزیران انجام نداد و آرای هر سه وزیر در یک گلدان انداخته شد و سپس هیات رئیسه آرا را تفکیک، شمارش و نتایج اعلام شد.

نادران با استناد به ماده 109 گفت: بر اساس این ماده در هنگام رای اعتماد به وزیران، برای هر یک از وزیران جداگانه رای گیری انجام و آرا شمارش و اعلام نتایج پس از رای گیری اعلام می شد.

وی خاطرنشان کرد: این از شیوه های بدیع است که ما در مجلس هشتم شاهد هستیم.

 

۴- علي مطهري با بيان اين كه بهبهاني وزير مناسب دولت نهم نيست، گفت: وزير بايد سابقه تفكر و زندگي درست اسلامي داشته باشد، نگوييد ايشان متخصص در چنين و چنان است، خيلي از انحرافات به دست همين متخصص‌ها انجام مي‌شود.

 علي مطهري نماينده مردم تهران در جلسه رأي اعتماد به وزير پيشنهادي راه و ترابري در جلسه علني امروز سه شنبه مجلس در مخالفت با بهبهاني گفت: يك وزير علاوه بر تخصص بايد بينش، ديد و فرهنگ اسلامي داشته باشد فرهنگ اسلامي وي بايد بالاتر از حد معمول باشد.

وي يادآور شد كه اگر بهبهاني در دولت موقت مهدي بازرگان معرفي مي‌شد بهتر بود، وي مناسب براي وزارت در دولت نهم نيست.

وي افزود: نمي‌گوييم اينگونه افراد مورد بي مهري و بي احترامي قرار گيرند، احترام اينها محفوظ است، اما در جاي خود. اين افراد نبايد در پست‌هاي كليدي قرار گيرند، اين توصيه امام (ره) و شهيد مطهري است و ما نبايد در اين گونه مسائل بي‌حس باشيم.

مطهري تصريح كرد: معتقدم جناب آقاي احمدي‌نژاد در بين رؤساي جمهور اخير بهترين رئيس جمهور بودند، اما معتقدم كه ايشان در مسائل فرهنگي بسيار بي‌تفاوت، بي‌حس و غيرحساس هستند و اين جور مسائل را به هيچ وجه اهميت نمي‌دهند و معرفي اينگونه افراد برايش خيلي عادي است.

وي افزود: در حالي كه اينها نوعي انحراف از مسير اصلي انقلاب است. فردا انقلاب كم كم به انحراف كشيده خواهد شد و اينكه مي‌گويند انقلاب فرزند خود است به قول شهيد مطهري انقلاب فرزند خود نيست، بلكه كوتاهي و غفلت ما از نفوذ افراد بيگانه با انقلاب كه درون دستگاه رهبري انقلاب در پست‌هاي حساس كشور باعث مي‌شود كه بگوييم انقلاب فرزند خود است و فرزندان اوليه انقلاب به حاشيه رانده مي‌شوند.

نماينده مردم تهران در مجلس تأكيد كرد: با وجود اين همه افراد متخصص در رشته عمران و راه و ساختمان فكر نمي‌كنم لزومي داشته باشد كه حتما آقاي بهبهاني وزير باشد.

وي افزود: البته ما به هيچ وجه عرض نمي‌كنيم كه احيانا در ديانت ايشان خدشه‌اي است، بلكه يك وزير بايد از نظر فرهنگ و بينش اسلامي در يك سطح بالايي باشد و يك سابقه تفكر درست اسلامي و زندگي درست اسلامي داشته باشد كه متأسفانه نقاط ضعفي در ايشان وجود دارد.

مطهري گفت: نمايندگان بايد با حساسيت به اينگونه مسائل نگاه كنند و اينگونه مسائل را كوچك نگيرند و نگوييد كه ايشان متخصص در چنين و چنان است، خيلي از انحرافات به دست همين متخصص‌ها انجام مي‌شود.

نماينده مردم تهران در مجلس تصريح كرد: تقويت دولت به اين معني نيست كه هر وزيري كه دولت معرفي مي‌كند ما حتما به او رأي مي‌دهيم تقويت دولت به اين است كه ما دقت كنيم با معيارهاي خودمان بسنجيم و به نفع دولت است كه وزراي قوي انتخاب بشوند و به نفع مصالح مردم است انشاءالله نمايندگان مردم توجه لازم را داشته باشند.

 


پی نوشت: شما چه برداشتی از این سیاه نمایی های بنده می فرمایید؟

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:43  توسط Drmy  | 

سه شنبه چهارم تیر 1387

 

آقای رئیس جمهور پس از مراجعت از سفر عراق باز هم سخنانی ایراد فرمودند که حرف و حدیث فراوانی در پی داشته است.

 

ایشان که هرگاه در بین طلاب و روحانیون حضور بهم می رسانند سخنان جالب توجهی را بیان می دارند ( همانند سخنانی که در جمع مراجع و روحانیون پس از سفر به نیویورک راجع به هاله نورانی گفته بودند ) اینبار نیز ادعای جالب و جدیدی را به سوغات آورده بودند.

در این گردهمایی که بنا به درخواست شخص آقای احمدی نژاد از حضور خبرنگاران در آن جلوگیری شده و خبرهای آن تنها از سوی معاونت مطبوعت ریاست جمهوری انتشار یافت آقای احمدی نژاد ادعا نموده اند که در سفر ایشان به عراق دولت عده ای ( ؟ ) قصد ربودن ایشان را داشته اند که با درایت و آمادگی ایشان این توطئه عقیم مانده است. ( ! )

ایشان در ادامه گفته اند که دست داشتن امریکا در این توطئه برای دولت به اثبات رسیده است و ...

 

چند نکته جالب در مورد اضهارات اخیر رئیس جمهور محترم کشورمان وجود دارد.

چرا آقای احمدی نژاد رسماً از مسئولان برگزاری مراسم درخواست نموده تا مانع حضور خبرنگاران رسانه ها گردنذ؟

چرا آقای احمدی نژاد حرفها و ادعاهای جالب خود را اکثراً در بین روحانیون و مراجع بیان می دارند؟

( ماجرای هاله نورانی ایشان هنوز هم برای همگان سوأل برانگیز است و ایشان تنها متحیرین را بی ایمان خطاب می کنند که کسانی که حضور امام زمان را در تصمیمات دولت و اداره کشور نمی بینند پس هاله نورانی را نیز نمی توانند مشاهده نمایند. ! )

اینبار نیز ایشان ادعایی نوده اند که باز هم حرف و حدیث فراوانی را در پی داشته است.

ربودن رئیس جمهور ایران ( بنا به ادعایش شخصی وی ) به نفع چه کسی است و آیا اصولاً حتی برای معاندین سودی در پی خواهد داشت؟

بنا به ادعای ایشان و اطمینان از دست داشتن امریکا در این توطئه چه منافعی نصیب این کشور می گردید؟! اصولاً در شرایط فعلی که همو.اره تلاش می شود از بروز تنش جلوگیری شود آقای احمدی نژاد چه هدفی را از طرح چنین موضوعی دنبال می کنند؟ و اینکه آیا ربودن رئیس جمهوری ایران توسط امریکا آیا بر تنش بر روابط دامن نمی زند؟ یعنی باید این را بهانه ای برای آغاز جنگی بین ایران و امریکا قلمداد نمود؟!

در این میان برخی مسئولان نیز اضهارات جالب توجهی داشته اند:

علاءالدین بروجردی، رئیس کمسیون امنیت ملی و روابط خارجی مجلس تلویحاً این ادعا را رد نموده و بیان داشته که هیچگونه مدرک و گزارشی در این خصوص از جانب دولت ارائه نگردیده و در صورت ارائه بررسی خواهد شد.!

یکی از مقامات کشور عراق نیز ضمن رد هرگونه توطئه این ادعای رئیس جمهور ایران را رد نموده است.

و جالبتر از همه آنکه روز گذشته سرلشگر فیروز آبادی به مدیران حراست تمامی وزارتخانه ها و ارگان ها فکسی ارسال نموده اند در آن که به امضای شخص ایشان رسیده است قید نموده اند که دولت امریکا سه میلیون دلار برای ترور احمدی نژاد جایزه تعیین نموده است. ( ! )

آیا واقعاً سیاست جهانی تا این حد در کودکانه و روشن است که اینگونه تحرکاتی را بتوان در آن مشاهده نمود؟!

آیا دوران جنگ سرد به اتمام نرسیده است؟

واقعاً مضحک تر از این نامه ادعا میتوان یافت؟

هدف احمدی نژاد و مشاورانش از طرح چنین مطلب ساده لوحانه ای چیست؟ چرا وی همواره خود را به مقدسات پیوند می دهد؟

آیا جز این است که در جوامع متعصب و مذهبی مانند کشور ما پیوند یافتن با چنین مسائلی شرط لازم مقبولیت است؟

زمان اعلام  ادعای برنامه ترور و ربودن و نامه جالب فیروز آبادی و نسبت مجدد پیوند با معنویات و متهم نمودن منتقدین به ماجرای بشقاب و هاله به بی ایمانی و ندیدن دست امام زمان آن هم درست در مرحله ای که کشور در گرداب مشکلات عدیده اقتصادی و معیشتی و اجتماعی و فساد جاری در لایه های اداری و اجتماعی و دیپلماسی و هجمه منتقدین و اعتراضات مردمی کاملاً جالب توجه است.

آقای احمدی نژاد آیا مردم را ساده پنداشته اید ( که صد البته چنین است ) و یا خود ...؟! ( که باز هم چنین است )

آیا این سخنان شما جز شانتاژ خبری است؟

به دنبال چه هستید؟ تا کجا می خواهید خود را بزرگ نمایید؟

آیا سخنان همسر شهید رجایی در هفته گذشته و تقبیح سخنان شما که خود را مرید رجایی می دانید برایتان کافی نبود؟

تا کجا می خواهید با افکار ساده لوحانه این ملت تحت فشار و گرسنه که تنها شعار معنویت را سرلوحه قرار داده اند بازی کنید؟

یادتان باشد که شما و امثال شما و مروجین تفکرات گروه همفکرتان مسئول دین گریزی و اسلام ستیزی مردم کشور هستید.

یادتان باشد که افکار متحجرانه شما باعث گردیده تا ملت تحت فشار و گرسنه ایران از عده ای که با رنج و زحمت توانسته اند مالی بی پشتوانه را برای خود جمع کنند متنفر و منزجر باشند و اینگونه بپندارند که این دسته حق و حقوق آنها را پایمال نموده در جیب خود نهاده اند و امثال شما در پی احقاق حقوق آنهایید. غافل از اینکه بدانند خدمت به مردم وظیفه شمایی است که ملت با اعتماد به اکاذیب شما و با رأی خود این مسئولیت را به شما واگذار نمودند که شما و امثال شما خود را ارباب این ملت می دانید و فقط در پی منافع خود و همفکرانتانید. غافل از آنکه این مردم را بازیچه افکار سیاه خود نموده اید.

و...

 

ای کاش ما ملت ایران آگاه به حقوق شهروندی خود می بودیم.

ای کاش کمی بیشتر بجای گوش و چشم از خـــرد خدا دادیمان بهره می بردیم و اجازه نمی دادیم سود جویان از اعتقاداتمان بهره کشی نمایند.

و ای کاش...

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:9  توسط Drmy  | 

دوشنبه سیزدهم خرداد 1387
 

جناب آقای ... ( ! )؛

بدینوسیله خبر مسرت بخش تخریب بیش از ۷۰ درصد از کتیبه باستانی منسوب به دوره " هخامنشی " در جزیره خارک را که در آن به صراحت از نام دریای پارسی یاد شده و نشانی مستدل بر حاکمیت ایران بر خلیج فارس می باشد را به شما و ملت غیور و همیشه در خواب کشور تهنیت عرض می نمایم.

هچنین لازم می دانم از بی کفایتی های مکرر آقای اسفندیار رحیم مشایی در کسوت ریاست سازمان معظم میراث فرهنگی و گردشکری کمال تشکر و قدر دانی را داشته باشم چراکه در دوره ریاست ایشان بر این سازمان بوده که پاسارگاد، این نماد تجاوز و استبداد را به صورت تدریجی در آب فرو بردیم و در همین ایام انواع میراث باستانی اجدادمان را به دلیل مفسد بودنشان به ملل دیگر اهدا نمودیم و تنی چند از شعرا و عرفا و علمای کشور را به نام همسایگان خود نمودیم و همچنین جزایر سه گانه و خلیج مجعول فارس را آماده اهدا به ناپدری های عرب تبارمان داریم.

در پایان باز هم این مناسبت را از صمیم قلب و خالصانه به شما و همه همفکرانتان و ملت غافل و ... ایـــران تبریک عرض می دارم و امیدوارم دیگر آثار به جای مانده از دوره ننگین استبداد امپراتوری ایران یکی پس از دیگری به دست دوست داران ایران نابود گشته و نام ننگین امپراتوری ایران و سهم آن از پیشرفت تاریخ بشر از صحنه تاریخ باستان پاک گردد.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:30  توسط Drmy  | 

شنبه هفدهم فروردین 1387

 

در مورد خصوصیات اخلاقی و اجتماعی افـراد  سه حالت وجود دارد:

·         خصوصیات اخلاقی ای که می خواهیم داشته باشیم و همواره در تلاشیم که به آن برسیم

·         خصوصیات اخلاقی ای که از از خود بروز داده و خود را آنگونه نشان می دهیم

·         خصوصیات اخلاقی ای که ذاتاً در نهادمان وجود دارد که نمی توان آن را کتمان نموده و زندگی ما را تحت الشعاع قرار داده است

 

همواره همگی ما در جهت ایجاد وجهه ای موقر و موجه از خود هستیم تا هرچه می توانیم منزلت اجتماعی خود را بواسطه بهبود رفتارها و خصوصیات اخلاقی خود افزایش دهیم. این رفتار حرکتی پسندیده است چراکه باعث پیشرفت و بهبود شخصیت ما انسانها می گردد.

اما مشکل در زمانی آغاز می گردد که حس کمال خواهی خود را به دلیل وجود برخی خصوصیات ناثواب که بعضاً بر آنها اصرار نیز داریم نتوانیم اغناء سازیم و اقدام به ظاهر سازی و فریب دیگران کنیم تا وجاهت خود را بازیابیم.

بسیاری از ما یا خود اینگونه ایم و یا افرادی را در نزدیکی خود با این رفتارها سراغ داریم که با ریاکاری و دروغ سعی در کسب منزلت و احترام می باشند.

اینگونه افراد شاید در نگاه اول افرادی بی خطر و عادی به نظر آیند اما مصداق دوست و همراهی جاهل و احمق می باشند که وجودشان از دشمنی که کمر به قتل نیز بسته خطرناکتر است چراکه با ریاکاری و فریب، ظاهری موجه از خود بروز می دهند و اعتماد اطرافیان را به خود جلب می کنند تا ذات خود را پشت این نقاب مخفی سازند.

این افراد به راحتی با ظاهر سازی دروغ  و ریا خود را مهربان، مبادی آداب، اجتماعی و ژرف اندیش معرفی می کنند و با استفاده از لفاظی و هنر سخنوری توجه اطرافیان را به خود جلب می نمایند و بعضاً با استفاده از کلماتی ثقیل و دهان پر کن سعی در متفکر نشان دادن خود دارند. مانند کسانی که با ورود به دانشگاه در همان ترم اول نوع پوشش و گفتارشان تغییر می پذیرد. در بین صحبت هایشان مدام از چهار کلمه انگلیسی و اصطلاحات نوشته شده در پاورقی کتابها استفاده می کنند، سیگار در دست می گیرند و بجای " باشه " از " OK " استفاده کرده و " خدای من " نیز مبدل به " Oh my God " می گردد. موسیقی مورد علاقه شان هم از عباس قادری و ضیاء و... به ناظری و شجریان و پینک و متال و... میل می کند. گروهی نیز خود را با مارک لباس و خرید از فلان فروشگاه ِ فلان مجتمع مطرح می کنند تا در نهایت خود را متفکر و موجه و اجتماعی و با کمالات جلوه دهند.

کم کم ظاهر بینی و شعار پرستی ما ایرانی ها هم به کمک این افراد می آید تا به جایگاه پوشالی و ساخته شده بر مرداب خود برسند.

متأسفانه تعدادی از این افراد که باطن حقیـر خود را در پس ظاهر پر زرق و برق و عالِم نمای خود پنهان ساخته اند توانسته اند جایگاه خود را ترقی داده و مناصب گوناگونی را تصاحب کنند.

همه ما اینگونه افراد را دیده ایم. معلمی در مدرسه، استادی در دانشگاه، صاحب منصبی نظامی، وکیلی در مجلس، وزیرو رئیس جمهور و ... در حکومت.

نکته ای که این میان حائز اهمیت است دلیل قدرت یافتن این افراد می باشد. اینگونه افراد تا پشتوانه ای برای خود نسازند نمی توانند قدرت یابند و متأسفانه ما پشتوانه ای برای پیشرفت اینگونه افراد گردیده ایم.

این ماییم که با راحت طلبی، ظاهر بینی و علاقه وافر به شعارهای خوش رنگ و دلربا، بی آنکه در انتظار عملی شدن آنها باشیم باعث ترقی افراد می گردیم. اساتیدمان را جزوه گو، وکلایمان را ترسو و منفعت طلب و حاکمانمان را مستبد و تک بعدی و ریاکار ساخته ایم.

هیچ اندیشیده ایم که چرا یک وکیل باید چهارصد میلیون تومان هزینه کند تا وارد مجلس شود؟! مگر این روزها برای خدمت به مردم از جیب هم چنین خرج می شود؟!

انتخابات مجلس ما همواره دیدنی و نتایج جالب توجهی داشته است. مانند دوره هشتم!  چراکه افرادی وارد آن گردیدند که سابقه عملی آنها را دیده بودیم.

جالبتر از آن حمایت های معنادار حاکمان از طیفی خاص بود. از عالیترین درجات تا پایین ترین درجات که رسماً طیف مقابل را به بنده غرب بودن متهم نمودند. هرچند این طیف سرشار از اشتباه و حماقت است و سهم خواهی و حماقت تمامی جریان را فرا گرفته اما در کشوری که ادعای آزادی دارد اینگونه ضربه زدن ها پذیرفتنی نیست.

و ما نیز باز هم از شعارها و وعده های رنگین لذت بردیم و گوش دادیم.

در جامعه ای که مردم مانند کودکان دبستانی می ایستند تا رئیس جمهور محبوب ( ! ) بیاید و مانند ناظمان مدرسه پشت تریبون قرار گرفته و بگوید که اگر از فرماندار و شهردار و... ناراضی هستید، گوششان را بگیرد و بکشد و بپیچاند! و ما نیز کف زده و هورا بکشیم و لز داشتن چنین رئیس جمهوری غرق در غرور و افتخار شویم.

در جامعه ای که سپاه ( ؟ ) و ارتشش به داشتن مدرنترین تجهیزات و فن آوری ها و نیروهای خبره خود می بالد، وجود برخی افراد در لباس نظامیان بسیار دردآور است. آیا افرادی نظیر آقای فیروز آبادی بعنوان سمبل این نیروها که در همه صحنه ها حضور دارند و از نظر فیزیکی خود را به سختی حرکت می دهدند و درست متضاد چالاکی و دلیری یک نظامی می باشند، اقتدار نیروی نظامی کشور را زیر سوأل نمی برند؟!

در جامعه ای که می خواهند ملتش را به زور به بهشت بفرستند و به همین بهانه گشت های ارشاد را آماده ساخته اند تا با ارشاد و نصیحت مردم به زبان مشت و لگد و توهین و تخریب و ترس همه بهشتی گردند، خبر دستگیری و خلع درجه سردار نظام که در حین ارشاد چند تن از دختران جهنمی مملکت در جهت بهشتی شدن، جای خنده و گریه توأم دارد.

در جامعه ای که ملتش در تنگدستی آشفتگی و نگرانی به سر می برند و هزینه کفن و دفن نیز کمر شکن است، مراسم یاد بود و سخنرانی و همایش برای یک سردار لبنانی برگذار کردن جای اندوه دارد.!

در جامعه ای که در آن داشتن انرژی هسته ای ما را به مقابله با قدرت ها کشانده است آیا نان شب و معضلات اجتماعی و اقتصادی و... ملت به همان اندازه برای رئیس جمهور دلسوز فداکار و مهربان و متبسم نیز مهم است؟! من نیز به سختی از داشتن انرژی هسته ای حمایت می کنم اما باور کنید از روزی می ترسم که ما نیز مانند اجدادمان در دوره مشروطه خواهی و قیام ها و تحصن در سفارت انگلستان که مشروطه را به معنی شام و نهار و کباب دادن در جایی می دانستند دچار اشتباه گردیم و فراموش کنیم که این فریادها برای چیست.

در جامعه ای که ملت عده کثیری از جوانان و مردان و زنان خود را برای برچیده شدن نظامی که آنرا طاغوت می خواند از دست داد تا دوره استبداد و دست بوسی را خاتمه دهد، بوسیدن دست افراد حکومت در مناسبت های مختلف بی آنکه کسی که در قابلش برای بوسیدن دستش تعظیم کرده اند کوچکترین مخالفتی کند بسیار جای سوأل و نگرانی دارد.

در جامعه ای که  روحانیون و مراجع از رواج خرافات و بدعت ها ابراز نگرانی کرده و اعمال مداحان  واعظان را نکوهیده اند تا مقام ائمه را با خرافه گویی تخریب نسازند، طلب چفیه برای تبرک و دست بر چشمان نابینا زدن به نیت شفا از هر فرد جای شیون و ترس دارد.

آری دوست من، من و تو مسبب این وقایع می باشیم.

این من و تو هستیم که با رفتن در خواب خرگوشی و حماقت، چشمانمان را بر حقایق بسته ایم و به فرصت طلبان و ریاکاران فرصت ترقی و خیانت و چپاول را به ناکسان داده ایم.

یادمان باشد که اگر مسلمانیم دستور دینمان هوشیاری و تعقل است. یادمان باشد که حتی ایمانمان بدون تحقیق عملی درباره دین از ما پذیرفه نخواهد گردید.

یادمان باشد که اگر رأی می دهیم، رأیمان فقط مختص خودمان نیست و چنانچه کسی را که ما بدون تحقیق و با ظاهر بینی و شعار پرستی برگزیده ایم پیروز گردد و مسبب ظلم گشت، ما نیز در ظلم وی شریکیم.!

باید بیدار شویم.

مدت ها است که به خواب رفته ایم.

باور کنیم که وظیفه داریم که خوب زندگی کنیم. وظیفه داریم که فکر کنیم و بیاندیشیم و از خِـــرد خدا دادی بهره گیریم و نگذاریم که فرصت طلبان حقیر و ریاکار از سادگی ما سوءاستفاده کنند. و به یاد داشته باشیم که این افراد پوشالی بر مردابی از سیاهی ذاتی خود خانه گزیده اند و با تکیه بر شانه های ما نفس می کشند و با بیداری و هوشیاری ما است که می توان آنان را به مرداب خود ساخته شان فرو فرستاد.

کاش من هم از کسانی باشم که " باشه " را " ok " نگویم و برای پوشش حقارت خود به دنبال مارک های چند ده هزار تومانی نگردم و به اینگونه افراد نیز بها ندهم.

شما چطور؟!

 


پی نوشت:

متأسفنه چه ساده و راحت در کشور ما اشخاصی که تاریخ مصرفشان به اتمام می رسد برای کنار گذاشتن بد نام و بی آبرو می کنند!

امثال سردار زارع ها در این مملکت کم نبوده و نیستند.

شاید بهتر بود که ایشان روزی که در مقابل افرادی چون امام جمعه کرج و ... ایستاد، چنین روزهایی را برای خود پیش بینی می نمود.!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:42  توسط Drmy  | 

سه شنبه ششم فروردین 1387

قبل از هر سخن سال نو مبارک را به همه دوستان و سروران عزیز تبریک و تهنیت عرض کردهو سالی سرشار از موفقیت و بهروزی را برای همه آرزومندم.

از همه دوستان عزیزی هم که این مدت مرا از یاد نبرده و به بنده لطف داشتند سپاسگذارم و امیدوارم نبودم را حمل بر بی مهری و ... ندانند.

مدتها بود که ننوشته بودم. گرفتاری و مشغله فراوان و همچنین عنایت ویژه دو دوست عزیز در ایمیل هایشان به بنده ( ! ) سبب شده بود تا از نوشتن در این شرایط صرف نظر کنم. اما با مسأله ای مواجه شدم که باز نتوانستم سکوت کنم. ماجرایی که بیشتر به یک شوخی می ماند و باورش برای خودم هم سخت بود و اگر مصداق عینی آن را ندیده و راویان مورد وثوق نبودند باورم نمی شد!

اشتباه نکیند. مسأله دیگر ماجرای خنده دار انتخابات و نمایندگان ایده آل ( ! ) و حمایت های آشکار و علنی مقامات عالی رتبه از یک طیف خاص و متهم شدن طیف رقیب به وطن فروشی و ... از سوی همان مقام  ( ! ) نیست. انحصار طلبی های طیف قدرتمند و حماقت های جناح دیگر هم که دیگر تکراری شده. تعطیلی نشریات تا بعد از تعطیلات نوروزی آن هم بعد از انتخابات مهم اخیر، خود حرف های جالبی دارد. ماجرای گرانی و فقر روز افزون مردم هم که دیگر نخ نما و عادی شده. فلسفه خرج کرد بی سند چند ده میلیارد تومانی در دوره شهردار سابق هم که گویا برای کسی اهمیت نداشته و مسأله ای غیر عادی روی نداده. ماجرای درگیری گشت ارشاد در آریاشهر و فراگیرتر شدن و شدت یافتن این طرح بعد از آن هم چیز عادی است چرا که ما مردم ایران قبول کرده ایم تا با ما لجبازی کنند و فشار به ما وارد آورند و البته که از این فشار ها هم لذتمان چند برابر می شود. سیاست قلیانی – انتخاباتی هم که جای خود دارد. ماجرای سردار زارع هم که معرف حضور هست؟! ... البته ببخشید، ستـــوان زارع! سیاست های خارجی هم که ... بماند که حرف برای گفتن آنقدر هست که حوصله همه ما سر رود.

 

ماجرا باز می گردد به همان آقا اسفندیار رویین تن و البته حاج محمود خودمان که با تمام جزئیاتی که ذکر شده بازگو می کنم.

در پست از سادگی تا حماقت به عزیزی اشاره کردم و جمله او را در مورد ساده لوحان و احمقان بازگو کردم. ایشان که از افراد مورد وثوق بنده و البته ... می باشند و گویا قرار ملاقاتی با حاج اسفندیار رحیم مشایی، معاون رئیس جمهور و صد البته ریاست بلند بالای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و ریاست دفتر گفت و گوی تمدن ها داشتند.

بنا به گفته ایشان مدتی را پشت در اتاق آقا اسفندیار جهت اتمام جلسه ایشان می نشینند. با طولانی شدن جلسه، ایشان به سراغ مسئول دفتر حاج اسفندیار رفته و به وی اعتراض می کنند که از وقت ملاقاتش گذشته و عجله دارند و سوأال می کنند جلسه تا کی بطول می انجامد و اصلاً مگر با چه کسی جلسه دارند؟ مسئول دفتر با حالتی خاص آرام می گویند که دکتر با امام زمان جلسه دارند. دوست عزیز بنده که فکر کرده با او شوخی می کنند می خندد و می پرسد با که؟ و باز هم همان جواب را می شنود و بعد از کمی گفت و گو متوجه می شود که ماجرا صحت دارد و گویا حاج اسفندیار جداً با امام عصر قرار ملاقات دارند.

ایشان دیگر در آنجا نمی ماند و از دفتر خارج می شود.

ماجرا خیلی خنده دار و در حد شوخی ما ماند اما بدبختانه کاملا صحت دارد و روی داده.

شاهد ماجرا هم آنجاست که آیت الله خامنه ای در نامه ای به محمود احمدی نژاد از وی خواسته بود تا خواستار توقف روند این حماقت ها شده بود. چرا که آقا محمود نیز نامه هایی برای امام زمان پست می کرده.

بعد از کلی دوری از بلاگ نویسی نیامدم تا اراجیف به هم ببندم. من هم اول فکر کردم شوخی است اما وقتی ماجرای مستند نامه آیت الله خامنه ای را هم دیدم متوجه شدم که ماجرایی احمقانه ولی با صحت تمام روی داده.

 

متأسفم.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:41  توسط Drmy  | 

شنبه بیستم بهمن 1386

 

1-      روزگاری سهم ما در خـــــزر را می شد 50 درصد دانست که به شکرانه سفــــر جناب آقای پوتیـــــن به کشور و دیدار وی با رهبـــر انقلاب و تأثیر پذیری وافـــر پوتین از ایشان، اکنون بر سر سهم 20 درصدی مجادله میکنیم تا بتوانیم به 11 درصدی که آقای متکی هم بدان اشاره فرمودند برسیم که این به نوبه خود دستاوردی بـــــزرگ در دیپلماسی فعلی کشور محسوب می شود.

پس از پرتاب آزمایشی راکت سفبـــــر به فضا که خود کشف (!) جالب توجهی برای کشور می باشد، روسیه هم در راستای ادامه روند حمایتی خود از کشورمان دستاوردهای علمی ما را تسلیحاتی خوانده و پرتاب راکت تحقیقاتی ایران به فضا را « تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای نامید. !؟

همچنین می توان به ماهواره مصباح اشاره کرد که با توجه به اهمیت آن در کاربری چند منظوره و هزینه 10 میلیارد تومانی ساخت آن در ایتالیا که هنوز وزارت دفاع و ارتباطات برنامه این ماهواره را معرفی نکرده اند.این ماهواره قرار بود بر اساس برنامه قبلی مدتها قبل با راکت روسی پرتاب شود که هنوز این هدف تحقق نیافته و جالب آنکه شایعه مزایده این ماهواره به شدت قوت یافته است. حال با این وجود دولت از پروژه ماهواره " امـیــــد " پرده برداشت در حالی که مصباح هنوز بر زمین مانده.!

در این پست قصدم تخریب دستیابی به چنین تکنولوژیی نبود اما رفتار دوگانه روسها و بی توجهی دولت به سرمایه گذاری ها و برنامه ریزی های کلان توسط دولت توجیه پذیر نمی باشد و متأسفانه ملت ما همچنان ساده لوحانه خام تبلیغات و فریبکاری های رسانه ای می گردند.

 

2-      گویا این روند چند شغله بودن در دولت نهم به یک سنت حسنه تبدیل گردیده و همچنان ادامه دارد. در همین راستا " اسفندیار رحیم مشایی " معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و رئیس مرکز مطالعات جهانی – که اخیراً با دستور رئیس جمهور مرکز گفت و گوی تمدنها هم زیر مجموعه این بخش گردید – به عنوان نماینده رئیس جمهور در کارگروه  " نفت " نیز منصوب گردیدند.!

ایشان در پاسخ به این پرسش که عضویت وی در این کارگروه تا چه حد با تخصصش سازگار است، گفته اند: در این حوزه به تخصص نیاز نیست و مسأله مهم تخصص مدیریتی وی می باشد که بنا به نظر ایشان، واجد آن می باشند.!

نمونه هایی از کفایت و صلاحیت ایشان در مدیریت را می توان در منصب سازمان میراث دید که چگونه در مقابل خروج و حراج آثار باستانی و ادعای همسایگان بر مشاهیرمان و همچنین تخریب و تغییر کاربری اماکن تاریخی – فرهنگی و ... سینه سپر کرده اند.!

 

بازهم چشمانمان را ببدنیدم.

بازهم به خود دروغ بگوییم.

بازهم فهممان را در اختیار دیگران گذاریم.

بازهم دل خوش به حرف و وعده و شعار باشیم.

باز هم با تعصب و جهل همچون کوران و کران، به به و چه چه کنیم.

بازهم به دلسوزان ( نه معاندین ) حمله کرده و آماج دشنام قرارشان داده و ابله و قر قرو بنامیمشان و کوته نظر پنداریمشان...

بازهم ...

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:0  توسط Drmy  | 

جمعه دوازدهم بهمن 1386

متأسفانه مدتی گرفتار کارهای معوق بودم و هرچه هم که تلاش کردم نتوانستم که بیام برای همین ابتدا از همه دوستانی که این مدت آمدند و لطف داشتند تشکر میکنم و عذر میخوام که نتوانستم پاسخگو باشم.

و اما...

 

جناب آقای احمـــــد جنتـــــی، خطیب نماز جمعه هفته پیش از مردم خواستند تا خانه های خود را « دوگانه سوز » کنند و بجای گاز از نفـــــت استفاده شود.!

ایشان در جدیدترین افاضات خود فرمودند: " هر خانه ای را می خواهیم با گاز اداره کنیم باید به فکر این هم باشیم که وقتی گاز قطع می شود فکری کنیم " که بهترین فکر از نظر ایشان دوگانه سوزی منازل و اماکن است.

پیشنهاد ایشان جالب و قابل تأمل اما با توجه به امکانات و منابع موجود و راهکارهای علمی و عملی تر دویدن به دنبال نفت هم باید به معضلات مردم اضافه گردد؟!

خوشبختانه تمامی علما و فضلا و مسئولین و صاحب منصبین حکومتی در همراهی با تبصره 13 افکار روشنفکرانه ای از خود بروز می دهند که جای تقدیر دارد. آقای جنتی نیز در راستای یاری رسانی به دولت در تحقق وعده آقای احمدی نژاد در برنامه انتخاباتی خود که قل داده بود تا نـــــفـــــت را بر سر سفره های مردم بیاورد، این افاضات را فرموده اند.

دولت محترم نهم و حامیانش هرآنچه که بر آن دست گذاشتند حکم طلا یافته و دست نیافتنی گردید. مگر نه آنکه پس از روی کار آمدن دولت کریمه شریفه نهم، نفت شندر غازی و بی بها در همسویی با قیمت طلا رشد یافته و حتی یکصد دلار را نیز پشت سر گذاشت؟ مگر نه آنکه قیمت مسکن بعد از وعده دولت نسبت به اعطای تسهیلات 18 میلیونی تقریبا ۶۰ تا ۸۰ درصد رشد داشت و دیگر با هیچ مکانیزمی از دو سال پیش تا به حال کاهش نیافته است؟ حال با دست گذاشتن مجدد روی نفت و سعی در آوردن و نفت مالی کردن سفره هایمان گویا قرار است که نتنها گاز و به بهانه آن برق که مرتب قطع و وصل می گردد، نفت نیز نایب شده و انواع بخاری های نفتی که تا دیروز در انبارها کسی به آنها نگاه نمی کرد حکم طلا یابد و هر بخاری 20 تا 50 هزار تومانی به قیمت 150 تا 200 هزار تومان نیز فروخته شود. همچنان که در شهر هایی مثل ساری و قائمشهر و شاهرود و... چنین است و یا نانی که در همین شهرهایی که گازشان قطع شده هر عدد ۱۰۰۰ تومان فروخته شود!

این تفکر آقای جنتی جای تقدیر دارد چراکه ایشان عملاً با این بیانات خود مشت محکمی بر دهان معاندین و منتقدین زده و نشان دادند که بجز تهدید مخالفان و رد صلاحیت غیر توابین ( ! ) و وطن فروشان و جاسوسانی که حتی به مردم رحم نمی کنند و برای ضربه زدن به دولت مردمی و موب زحمتکش با همسایگان مذاکره می کنند تا گازشان را به روی ما ببندند ( ! ) که نامشان همچنان در جیب رئیس جمهور محفوظ است ( ! ) و همچنین نظارت خاص بر مصوبات مجلس، توانایی های اقتصادی و تبصره سیزده ای هم دارند!.

                                                                      احسنت! احسنت!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:29  توسط Drmy  | 

پنجشنبه سیزدهم دی 1386

 

درست یک روز پس از آنکه اشتری – رئیس پلیس امنیت – به صراحت اعلام نمود که طرح امنیت اجتماعی از سوی شخص احمدی نژاد برای اجرا به ناجا ابلاغ گردیده بود، سخنگوی زیبا و کاردان دولت با آن لبخند ملیح همیشگی هرگونه دخالت دولت در این طرح را تکذیب فرمود و اینگونه مسائل را خارج از وظایف دولت دانسته و تلویحاً اینگونه برخوردها را رد کرده اند.

گویا جناب آقای الهام با آنکه سخنگوی دولت است و همچنین مناصب زیادی را در دولت نهم به خود اختصاص داده و حداقل در کسوت یکی از این مناسب هم که شده در جلسات دولت حضور دارند فراموش کرده اند که حاج دکتر احمدی نژاد طرح جامع عفاف را که مصبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است، تصویب و جهت اجرا ابلاغ نموده اند.

جالب اینکه خانم رجبی ( همسر آقای همه شغل ها ) برخلاف همسر خود گفته است که " هیچ سلمان پایبند به ارزشهای دینی نمی تواند با طرح امنیت اجتماعی موافق نباشد ". !

حال با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس هشتم و بالاگرفتن نارضایتی ها از دولت و شعارهای اصولگرایان بین مردم و همچنین شدت یافتن مناقشات درونی، دولت همچون گذشته تصمیم دارد تا با اجرای بازی « کی بود کی بود؟ من نبودم! » توپ را به زمین دیگران انداخته و هرگونه دخالت و یا آمریت به اموری بحث برانگیزی همچون طرح امنیت اجتماعی که به نارضایتی و بدبینی بیشتر مردم به دولت دامن زند را نفی کند.

جالب اینکه جناب آقای حاج دکتر محمود احمدی نژاد سابقه مفیدی در انتشار تکذیبیه داشته و همواره در مواقعی که دچار بحران گردیده اند دست خود را از هرگونه مداخله ای شسته و مسئولیت ها را به دش دیگران انداخته اند.

درست چهار سال پیش و در آستانه انتخابات مجلس هفتم که ایشان صاحب منصب شهرداری تهران بودند در جریان پاکسازی پارک سرخ حصار از ساخت و سازهای غیر قانونی صورت گرفته در این پارک و در قالب یک عملیات میان سازمانی بین " شهرداری، سازمان حفاظت از محیط زیست، ناجا و وزارتخانه های کشور و اطلاعات "، درست در لحظه آخر و هنگام آغاز عملیت که دیگر نیروها در انتظار پرسنل شهرداری بودند به نماینده و مسئول شهرداری در این عملیات به صورت شفاهی امر می کنند تا با توجه به شرایط حساس انتخابات و جهت جلوگیری از ایجاد جوی بر علیه وی و جناح حامی وی، شهرداری نباید در این عملیات حضور داشته باشد و تأکید می کند تا دستور شفاهی وی عمومی نگردد.!

متأسفانه در کشور ما هیچگاه به تبعات اجرای طرح های ضربتی و بدون بررسی در بلند مدت فکری نمی شود چنانکه همواره آثار سوء چنین طرح هایی هنوز هم احساس می شود. طرح هایی مانند برخورد با دختران و پسران در سطح جامعه که باعث شد تا این روابط از جامعه به درون منازل و مخفی گاه ها! کشانده شود و آثاری جبران ناپذیر را به ارمغان آورد و یا اقدام اخیر ناجا در جلوگیری از عرضه قلیان در قهوه خانه ها و سفره خانه ها که در این طرح نیز برای تبعات آن هیچ برنامه ریزی  انجام نگرفت. از جمله بیکار شدن تعداد کثیری از کارگران در وضعیت حاضر کشور و باز هم کشاندن متقاضیان مصرف قلیان به منازل و مکان های غیر عمومی که خود می تواند زمینه ساز مصرف مخدر و امثالهم و ایجاد بزه در جامعه گردد.

طرح امنیت اجتماعی نیز از این حیث مستثنی نیست و باید در انتظار آثار سوء آن بود. از طرفی وقتی مردم می بینند مأمورین زن و مرد نیروی انتظامی که مسئول اجرای این طرح ( گشت ارشاد ) شده اند در کنار هم می ایستند و با هم شوخی می کنند و به راحتی برخلاف آنچه آن را تبلیغ می کنند معاشرت داشته و بگو و بخند دارند قطعاً از اینگونه طرح ها و بدتر از آن از پلیس مأیوس خواهند شد.

 

 

نکته جالب توجه دیگر در جلسه اخیر آقای سخنگو در مورد بودجه 87 بوده است. ایشان با توجه به اینکه مجلس از قبل اعلام کرده که شیوه جدید دولت برای بودجه ریزی را رد می کند اعلام فرمودند جای هیچ نگرانی نیست و با همه این اوصاف لایحه بودجه قطعاً تصویب خواهد شد.

گویا مرد همه مناصب بی صاحب منصب دولت نهم علاوه بر خصوصیات بارز و شغل هایش به عالم غیب نیز ددست یافته و از اخبار آینده به شیوه ای نا معلوم و سوأل بر انگیز مطلع گردیده.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:55  توسط Drmy  | 

جمعه هفتم دی 1386

 

وزير محترم رفاه وعده داده بودند كه تا پايان سال جاري فقـــر شديد در كشور از بين مي رود. در همين حال مديـــر كل اين وزارت گفته اند:

700هزار نفــر زيـر خـط فقـر شديـد قرار دارند و تعداد افراد زير خط فقر مطلق 7ميليون و هشتصد هزار نفر است.

 

بر اساس آخرين آمار بدست آمده، تعداد افراد زير خط فقر شديد در سال 84 معادل 1ميليون و 984هزار نفــر بوده كه از اين تعداد 661 هزار و 700 نفر ساكن روستا ها بوده اند.

همچنين فقــر شديد در سال گذشته در مجموع گريبان 681هزار و 100نفر از مردم كشورمان را گرفته كه از اين ميان 289 هزار و 500 نفر ساكن روستا ها بوده و در مجموع فقر به ميزان "  5/7 % " در سال 85 نسبت به سال 84 رشد داشته است.

 

با توجه به آمار منتشر شده فوق كه آمار رسمي وزارت رفاه و تأمين اجتماعي دولت كريمه شريفه مهرورز عدالت گستر نهم مي باشد به راحتي مي توان  آثار فقر زدايي وعده داده شده آقاي رئيس جمهور را مشاهده نمود.

هرچند شعار وي در فقر زدايي شعار و وعده اي غير عقلاني بود (‌ ايشان وعده داده بودند در جامعه تناسب طبقاتي نزديكي را با سياست هاي خود رقم زنند و ثروت متمولين را هم اخذ نمايند ! ) اما حتي همين اعداد و ارقام نشان از عدم اجراي وعده وي مي باشد. چرا كه سياست هاي عجولانه دولت سبب گشت تا فاصله طبقاتي علیرغم گذشته با سرعتي چندين برابر قبل افزايش يابد و قشر كم درآمد و بدون پشتوانه جامعه دچار شديدترين لطمات گردد و طبق آمار فوق، از ابتداي فعاليت دولت نهم بر خلاف وعده و شعارهاي  آقاي احمدي نژاد جمعيت فقير جامعه روز به روز افزايش يابد و نرخ تورم با سرعتي زياد بالاتر رفته كمر دهك هاي پاييني جامعه را خرد نموده و توان خريد نيازهاي اوليه زندگي را نيز از اين گروه ستانده است.

 

متأسفانه با وجود شكاف طبقاتي زياد كشور از گذشته تا به حال نتنها هيچ اقدام مناسب حمايتي از گروه هاي كم درآمد جامعه به عمل نيامده است بلكه به همت بالاي دولت نهم در راستاي اجراي عدالت گستري و فقر زدايي، ســـرانه درمان سال آينده با وجود تورم بالاي 20% فعلي‌ تنها مبلغ 70000 ريال در نظر گرفته شده است (!) همچنين ميزان " فرانشيز " تأمين اجتماعي از 30 درصد به 70 درصد افزايش يافته است.

 

متأسفانه با وجود تمامي كاستي ها و لفاظي هاي حاج محمود احمدي نژاد نتنها هيچ بازخواستي از ايشان بعمل نمي آيد بلكه فضا را به گونه اي پرداخته ايم تا حاج آقاي رئيس جمهور در كمال خونسردي از حماقتمان بهره برده و به شعار پردازي هاي خود ادامه مي دهند. همچنان كه وعده اجراي سياستهاي انقباضي پولي و مالي را داده ولي در هريك از سفرهاي استاني وعده 2برابر شدن بودجه استان را به مردم ساده لوحي كه نمي دانند كه وي حتي با دادن اين وعده ها اجازه چنين اقدامي را بدون مصوبه مجلس ندارد مي دهند.

 

مرحبا به چنين مهــــرورزي و عـــــدالـــت گستـــــري حـــاج دكتـــر احمدي نژاد.!!!

 

 

 

 *** قصد دارم عنوان اين وبلاگ را تغيير بدم و يك نام شايد بهتر براش انتخاب كنم. خوشحال می شم از پیشنهادها و راهنمایی شما استفاده کنم.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:38  توسط Drmy  | 

یکشنبه دوم دی 1386

 

جناب آقاي دكتر الهام، مـــرد دوست داشتني دولت نهم در پاسخ به منتقدان گراني هاي اخيـــر فرموده اند:

           

     كساني كه فكر مي كنند دولت نهم بايد از الگويي براي تورم استفاده كند كه كشور را با تورم 50 درصدي مواجه ساخت بايد بدانند كه اين سياست ها مورد پسند مردم نيست و آحاد ملت به اين ديدگاه رأي منـــفــي ( ! ) دادند. وي فـــرافكنــي ها و شانه خالي كردن ها و يك بام و دو هــوا نمودن حاج دكتـــر احمدي نـژاد در ارائه گزارش اقتصادي خود را توضيح شفاف و مستقيم به ملت دانسته. ( همان توضيح شفافي كه آقاي رئيس جمهور با عنايت به فرهنگ و شعور مردم كشور فرمود: قسمتي از گراني ها بخاطر افزايش بهاي علوفه و ... بوده است. مسلما همه منظور ايشان را دريافتيم اما ايشان حتي در جمله بندي ها و بياناتشان اندكي دقت نداشتند تا غـذاي دام و طيور را از غذاي انسانها جدا كنند.! )

الهام افزوده، الگوي آن آدم ها تورم 100 درصدي بوجود مي آورد كه خلاف عدالت است و ملت ايـــران نيــز از يك سوراخ دوبار گـــزيـــده نمي شوند.( ! )

 

آنچه واضح است، سخنان مرد تمام شغول بي صاحب منصب دولت نهم در پاسخ به هاشمي رفسنجاني است كه در نماز عــيـد قــربان انتقادات شديد اللحني را نسبت به وضع اقتصادي دولت نهم بيان داشته بود.

    

     همانگونه كه حاكميت حاضر نيست كوچكترين مقايسه اي را حتي در خصوص اوضاع اقتصادي و معيشتي حال حاضر نسبت به دوران قبل از انقلاب داشته باشم، متأسفانه آقاي سخنگو آنقدر درايت ندارند كه نبايد همه چيز و همه شرايط را با هم مقايسه نمود. ايشان به اين نكته توجه نداشتند كه مقايسه شرايط ايده آل و درآمد كلان دولت نهم با شرايط دولت هاي درگيـر در جنـــگ تحميـــــلي و زيـر فشـار تحــــــريـم ها، اشتباهي بزرگ و سوء استفاده اي سوأل برانگيز است.

امروز بطور اتفاقي وقتي شبكه دوم سريال پدر سالار را پخش مي كرد، آذر و همسرش ( اسمش خاطرم نيست! ) در آزانس مسكن به دنبال خانه اي اجاره اي بودنـد. جالب اينكه وقتي متصدي آژانس وقتي مبلغ پيش ( رهن ) را به آن دو اعلام كرد، صداي وي حذف ( سانسور ) شده بود. گويا صدا و سيما هم علاقه اي به مقايسه قيمتهاي فعلي با سال آخــر رياست هاشمي بر دولت ششم نداشت.با اين وجود آقاي سخنگو اصرار زيادي در به رخ كشيدن تورم دوران هاشمي داشت. گويا فرافكني، هنوز هم استراتژي اول دولت نهم مي باشد.

 

همچنين به لطف سياست هاي منفعلانه دولت شريف و عدالت گستر و مهرورز نهم، حجم مبادلات تجاري ايران و 27 كشور عضو اتحاديه اروپا در 8 ماهه نخست سال 2007 در مقايسه با مدت مشابه سال گذشته، 1/7 درصد كاهش داشته است. هرچند چين و روسيه جاي آن ها را تا حدودي پر نموده اند اما نكته حائــز اهميت اينجاست كه نفت خامي كه غـــرب را محتاج آن مي دانيم نـــيز دچار كاهش واردات 5/5 درصدي از طرف همين غربي هاي محتاج در اين 8 ماه گرديده است. ( به نظر شما معني  اين روند چيست؟! )

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:52  توسط Drmy  | 

سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386

دوست عزيزي در پاسخ به پست قبلي ( آیا سیاست های دولت در بخش اقتصاد تورم زا می باشد؟ ) مطالبي را ارائه كرده بودند كه پاسخ به موارد ذكر شده ايشان آنقدر گسترده گرديد كه ارائه آنرا بصورت يك پست مستقل مباحثه مناسب ديدم و از ديگر دوستان نيز درخواست ميكنم در اين بحث شركت كنيد.

 

 یک تحکیمی در پاسخ به پست قبل فـرموده اند:

 

احمدی نژاد چه کرده است؟

۱-دولت در یکسال اخیر فارغ ازهیاهوهای معمول به دنبال انجام کارهای اساسی و زیر بنایی بوده است.جهت گیری اصلی دولت ایجاد فرصتهای برابر،توزیع عادلانه امکانات و منابع و فراهم کردن زمینه رشد مناسب که در این راستا ۳۳۰۰ تصمیم در ۱۹ سفر استانی گرفته شده است.

۲-برنامه ای کامل را بر اساس مطالعات گسترده و زیربنایی انجام شده در قالب تبصره ۱۳ قانون بودجه تنظیم کرد که در قالب آن تا پایان امسال ۴۰۰ هزار دستگاه خودرو گازسوز خواهد شد در حالی که طی ده سال گذشته تنها ۱۲۵ هزار دستگاه گازسوز شده است.

۳-برای نخستین بار دولت توانست پول خرید محصولات مهم کشاورزی از جمله گندم،دانه های روغنی،چای و برنج و چغندر را به روز به کشاورزان پرداخت کند،در حالی که کشاورزان در سالهای گذشته مدتها پس از تحویل محصولات خود موفق به دریافت پول آنها می شدند به طوریکه برخی از طلبهای کشاورزان که از سال ۷۹ باقی مانده بود سال گذشته توسط دولت جدید پرداخت شد.

۴-در حالی که مجموع صادرات غیر نفتی کشور در سال ۸۳، هفت میلیارد دلار بود در سال گذشته با فراهم شدن زمینه از سوی دولت و تلاش صادرکنندگان ، این میزان به ۵/۱۰ میلیارد دلار رسید که ۲ میلیارد دلار از پیش بینی برنامه چهارم توسعه نیز بیشتر بود.

۵-در ماههای پایانی سال ۸۴ صادرات غیر نفتی شاهد رشد ۵۰ درصدی بوده است.در ۶ ماه اول امسال صادرات غیر نفتی ۶۰ درصد نسبت به سال گذشته رشد داشته در حالی که میزان رشد واردات تنها ۲/۱ درصد بوده است.

۶-در حالیکه در سال ۸۳ بودجه عمرانی کشور نسبت به سال قبل از آن ، تنها ۸/۴ درصد رشد داشت و ۱۹/۵ درصد از کل بودجه را شامل می شد این بودجه در سال ۸۴ نسبت به سال ۸۲ و با لایحه متمم بودجه ۲/۷۳ درصد افزایش یافت و سهم بودجه کشور نیز به ۶/۲۳ درصد بالغ شد و در سال جاری نیز بودجه عمرانی مجدداً ۴/۴۱ درصد افزایش یافت و امیدواریم با تصویب لایحه متمم بودجه در مجلس این رقم به 73 درصد برسد و سهم بودجه عمرانی کشور از کل بودجه نیز از ۵/۲۸درصد کنونی به ۵/۳۱ درصد افزایش یابد.

 

۷-مهمترین برنامه دولت برای حل مشکل مسکن کاهش نقش قیمت زمین به عنوان عاملی مهم در تعیین قیمت مسکن است ، دولت برنامه ای را برای اجرا در ۱۵۰ شهر کشور به منظور حذف قیمت زمین در ساخت مسکن آماده کرده است.

۸-جهت گیری اصلی دولت در بخش فرهنگی به سمت تعمیق فرهنگ خودی است و این کار در آموزش و پرورش به سرعت در حال انجام است و در سایر بخش ها نیز با اصلاح شیوه سرمایه گذاریهای فرهنگی و تصحیح بودجه ریزی ها پیگیری می شود و براساس گزارش ها در سال گذشته در عوامل مختلف بین ۷ تا ۴۰ درصد نابسامانی های اجتماعی کاهش یافته که معنی آن حرکت مثبت و روبه رشد در بخش فرهنگ عمومی است.

۹-رئیس جمهور در این مدت با بیش از صد نفر از سران کشورها دیدار و گفتگو کرد و میزبان ۱۳ نفر از رؤسای جمهور و نخست وزیران جهان در تهران بود و به۱۷ کشور برای دیدارهای دو جانبه و شرکت در اجلس های بین المللی سفر کرد.

۱۰-هنگامی که دولت جدید کار را آغاز کرد همه تأسیسات هسته ای کشور پلمپ شده و همه فعالیتها در تعلیق کامل بود ولی با تدابیر مقام معظم رهبری و برنامه ریزیهایی که انجام شد گام به گام پلمپها در نطنز،اصفهان و اراک برداشته شد و خوشبختانه با الطاف الهی و حمایت مردم ، امروزدارای چرخه کامل سوخت هسته ای هستیم.

۱۱-تورم در یکسال گذشته کنترل شده و کاهش یافته است بطوریکه تورم در پایان شهریور 85 نسبت به مدت مشابه سال قبل در تهران ۵/۱۰و در سراسر کشور ۹/۱۰ درصد بوده اما در سال ۸۴ نسبت به ۸۳ این رقم ۶/۱۴ درصد بوده است که نشان دهنده ی کاهش نزدیک به ۴ درصدی تورم است.

در بهارسال گذشته کل منطقه و کشورهای همسایه ما با پدیده آنفلوآنزای مرغی روبرو شدند و دولت نیز برای مصون نگاه داشتن کشور از این بیماری اقدام به کشتار همه طیور در نواحی صد کیلومتری کرد که حاصل آن علاوه بر وارد نشدن آنفلوآنزای مرغی ، از بین رفتن دهها میلیون قطعه از انواع طیور و به خصوص مرغ بود و مشخص بود که چند ماه بعد بازار با کمبود مواجه خواهد شد.

افزایش قیمت حبوبات از سال
۸۳ و با تصویب ممنوعیت جلوگیری دولت از صادرات در طی برنامه چهارم توسعه ،آغاز شد و امسال با افزایش قیمت جهانی و کاهش تولید داخل این گرانی تشدید شد در حالیکه دولت جز صدور مجوز واردات و کاهش تعرفه ها ابزاری برای کنترل قیمتها در اختیار ندارد.

 

 

 

 

دوست گرامی ابتدا از حضورتان كمال تشکر را دارم. راستش نمي دانم مطالب شما را بايد جدي و بررسي شده تلقي كنم و يا اينكه چيزي جز شوخي نيست اما در پاسخ به مطالب ارائه شده شما سعي مي كنم مواردي را بصورت خلاصه بيان كنم.

 

1-     به نظر شما آيا دولت واقعاً به امور زيربنايي دست زده؟ خوشحال خواهم شد تا براي مدّعاي خود نمونه هايي واقعي را نيز ارائه دهيد تا بتوان بهتر قضاوت نمود. آيا واقعاً مصوبات سفرهاي استاني دولت عقلاني و هدفمند بوده است؟ و آيا همانگونه كه دولت محترم جلوه مي دهند اين مصوبات اجرا شده و تمامي پرو‍ژه هاي افتتاح شده محصول همين دولت است؟ اگر چنين است چرا پروژه هاي ملي و كوچك و بزرگ ديگر كه مدتها از كلنگ زني آنها ميگذرد به پايان نرسيده اند؟ پروژه اي نظير بزرگراه تهران شمال چرا تمام نمي شود؟ فرض مي كنيم دولت هاي قبلي معلوم الحال كارشكني كرده اند؛ اما با اين سرعت عمل دولت كريمه چطور پس از 3 سال كه اين پروژه به دولت نهم رسيده هنوز كمتر از 10 % پيشرفت دارد. باز هم از شما مي خواهم نمونه هايي را بفرمائيد تا چنانچه در دولت فعلي به اتمام نرسيد و دولت بعدي زبانم لال رياست دكتر را نداشت و خواست اين پروژه ها را بنام زند، فرياد سر دهم و افشاگري كنم.!

 

2-     اوضاع تبصره 13 كه از ترافيك و وضعیت بنزين و ديگر رئوس این تبصره کاملاً قابل مشاهده است و نيازي به توضیح واضحات نمي باشد.!

 

3-     خريد محصولات كشاورزي؟ شوخي مي فرماييد؟! پس ابنهمه اعتراض كشاورزان از سر شكم سيري و توقعات بيش از حـد اين قشر مظلوم نما و دو رو است؟ ( ! ). لابد اينكه دوستان اصولگرا، خود اقدام به جمع آوري امضاء براي استيضاح وزير محترم كشاورزي نموده اند را هم يا نشنيده ايد و يا اين نيز شوخي بي مزه و جو سازي اين اقليت منافق و كافر و معاند و بر انداز و ... مجلس هفتم است؟ ( ! )

 

4-     اگر 2 ميليارد دلار از برنامه جلو افتاده ايم پس زحمت نكشيم و فعلاً استراحت كنيم تا برنامه به ما برسد؟ دوست من، اگر اينگونه است كه شما مي فرماييد پس چرا شخص رئيس جمهور اعلام نمودند كه برنامه چهارم قابليت اجرا ندارد و رسيدن به شاخص هاي آن در حال حاضر ممكن نيست؟ ضمن اينكه آماري را كه در پست قبلي به آن اشاره شد عيناً‌ بانك مركزي اعلام نموده! البته شايد شما بانك مركزي را نيز قبول نداشته و منابع مستقل و معتمد ديگري را در اختيار داريد.!

 

5-     شما بر چه پايه و اساسي اين آمار را ارائه فرموده ايد؟ در حاليكه آمارهاي منتشر شده بانك مركزي و مركز پژوهشهاي مجلس رسماً ‌آمار ارائه شده شما را نقض ميكنند و ما كاهش در صادرات و افزايش چشمگيري در واردات جهت پوشش كاذب تورم داشته ايم كه متأسفانه به دليل افزايش جهاني قيمت ها، تورم جهاني را نيز به تورم داخلي پيوند داديم؟ جالب اينكه پب گذشته شخص رئيس جمهور در گفتگوي خود رسماً به اين نكته اذعان داشتند؟

 

6-     در اين بخش به نكته جالب اشاره فرموديد. بله، اينكه بودجه عمراني افزايش يافته كاملاً صحيح است. اما مقايسه اين سال با سال هاي 83 و ما قبل كاملاً استباه است چراكه در 5/1 سال اخير درآمد دولت چندين برابر گشته و مسلماً لازم بود تا اين منابع حاصل شده صرف عمران كشور و پيشبرد اهداف گردد.!

 

7-     شايد شما در اين مورد نيز كه قيمت زمين در سال جاري تثبيت شده حق داشته باشيد چراكه برخلاف سال گذشته كه افزايشي حتي بيش 90% در برخي مناطق را داشتيم، امسال قيمت زمين رشد چشمگيري نداشته. اما جالب اينجاست كه اين بار بهاي مصالح با رشد چشمگيري همراه بوده است. براي مثال در مورد سيمان و آجر بصورت خيلي ساده مي شود بيان داشت:

 

سيمان 10 كيسه اي 25000 ريال به 35000 ريال بصورت حواله افزايش داشته اما حتي با داشتن حواله شما مجبوريد تا از بازار آزاد سيمان را تا 75000 ريال تهيه كنيد كه تا سال گذشته قيمت بازار آزاد بين 40000 تا 55000 ريال بوده است.

همچنين آجر سفال از 4500 ريال به 8500 ريال رسيد كه باز هم به دليل نبود مكانيزم شفاف و عادلانه، به همان بيماري سيمان مبتلا شد و در بازار آزاد از 10000 ريال به 125000 ريال صعود نمود.!

 

8-     بخش فرهنگ كه با داشتن حسين صفار هرندي به مرحله اي رسيده كه هر روز نويسندگان و موسيقي دانان و گاهي هم هنرمندان ديگر رشته ها  دست به اعتراض مي زنند و شكايت هاي فراواني دارند كه با مطالعه سايت هاي شخصي و رسمي اين هنرمندان متوجه عرضم خواهيد شد. ضمن آنكه متأسفانه فرهنگ اصيل ايراني را برخلاف فرمايش شما به فرهنگ متجاوز عرب ( ! ) فروخته ايم. در بسياري ديگر از زمينه ها نيز دردها فراوان است. از زير آب كردن مسير باستاني پاسارگاد و مقيره كوروش رفته تا فروش كافه نادري و ....!

 

9-     اينكه رئيس جمهور محترم با سران ديگر كشورها مراوده برقرار كند بسيار اميوار كننده است. اما اينكه چه كشورهايي هدف ايشان گشته اند مهمتر است. اصرار رئيس جمهور بر گسترش روابط سياسي با امريكاي لاتين و امثال ونزوئلا چيست؟ مگر اين كشور ها در تصميمات جهاني چقدر نقش ايفا ميكنند و اهميت دارند؟ ضمن اينكه امثال چاوس دگر در كشور خود هم مورد اعتماد نيستند و رفراندوم اخير اين كشور و رأي " نه " به چاوس بيانگر اين مطلب است. و يا آذربايجان كه در عرصه سياست بين الملل جزء كشور هاي كم اهميت است و جالب اينكه همين آذربايجان روز شنبه رسماً اعلام كرد كه 15 نفر را كه در رابطه با ايران بودند و جهت براندازي اذربايجان با حمايت ايران فعاليت داشتند را دستگير نموده است. ( ! ) آيا چنين كشوري قابل اعتماد است؟ روز گذشته هم يكي از شيوخ امارات ايران را تهديد كرد كه اگر مسأله جزاير سه گانه را به حكميت نگذاريم، ما را تحريم كرده و مراوداتش را با ما قطع خواهد نمود چراكه همچنان ادحا دارند ايران از دهه 70 ميلادي اين جزلير را قصب كرده. حال حتي اگر از افتضاح دوحه هم بگذريم، تنها يكي از موارد ياد شده حكايت از اشتباهات جبران ناپذير دولت در نحوه انتخاب كشورهاي هدف دارد.

 

10-  لازم به ذكر است،‌ اين دولت خاتمي بود كه در انتهاي دوره هشتم تعلیق را كنار گذاشت ولي دولت نهم آنرا بنام خود زد.

 

11-  دوست عزيز و گرامي، شما بر چه پايه و اساسي و طبق آمار كدام مركز تورم را كنترل شده مي دانيد؟ همانطور كه اشاره كرده ام نرخ رسمي تورم اعلام شده توسط بانك مركزي تا پايان آبان ماه 1/19% بوده و همچنين اين مرجع رشد اقتصادي را تنها نيم درصد اعلام نموده است و بر اساس پيش بيني مركز پژوهشهاي مجلس تا پايان سال شاهد تورم 25 تا 30 درصدي خواهيم بود. شما حتي سخنان ديشب رئيس جمهور را هم نقض فرموديد؛ چراكه ايشان هم رسماً اين نرخ را تأييد فرمودند.

 

دوست عزيز متأسفانه تمامي آمار ارائه شده شما مخدوش و جعلي است و پيشنهاد مي كنم از مراجع رسمي و مرتبط در خصوص دريافت آمار و ارقام استعلام كنيد. متأسفانه شما با نگاهي متعصبانه مسايل جاري را دنبال مي فرماييد كه در شأن يك جوان فهيم ايراني كه نام دانشجو را يدك ميكشد نيست.

در خصوص عدالت گستري دولت نهم همين بس كه ازين پس " فرانشيز " بيمه شدگان از 30% به 70% كاهش يافت. يعني شما چنانچه از دفترچه بيمه تأمين اجتماعي استفاده كنيد، بجاي 30 % مبلغ درمان خود بايد ازين به بعد 70 % هزينه را بپردازيد.! اين يعني نهايت عدالت گستري خصوصا براي دهك هاي پاييني.!

 

بازهم نمي دانم شما اين مطالب را جهت مزاح مطرح فرموده ايد يا بدان اعتقاد داريد اما لازم ديدم به اين مطالب بصورت جدي پاسخ دهدم. از شما نيز مي خواهم نسبت مطالعه بيشتر و كنار گذاشتن تعصبات اقدام فرماييد.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:10  توسط Drmy  | 

پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386

اصلاً‌ قصد نداشتم در مورد روز دانشجو چيزي بنويسم چون آنقدر دلم پر بود از اين روز و سفر احمدي نژاد به قطر و ماجراهاي آنجا كه مي دانستم مطلبی طولانی از آب در خواهد آمد اما امروز كه نوشته " ابراهیم رها " را مي خواندم حیفم آمد آنرا كه درباره قشر منحرف و معاند و پلشت دانشجو است ننويسم. پس نامه به خاتمي همراه با نامه به حافظ ( مربوط به غيرت و ميهن پرستي ما ) را در زير از " رها " مي آورم.

 

 

نامه به يك سيد محمد خاتمی

سلام سيد، چطوري، خوبي؟

چشمم روشن!‌تو هم؟! ديگه صبرم تموم شد. رفتي خارج چيزي نگفتم؛ توي خارج رفتي ايتاليا چيزي نگفتم؛ توي ايتاليا رفتي ... خلاصه ... باز چيزي نگفتم. بعد اومدي پا شدي رفتي مشهد؟ خجالت هم خوب چيزيه! اون هم با اون همه استقبال؟

 

وا اصولا. وا اصولگرايا!

 

شرم كن سيد. بس كن. دستتو بكش! من هي چيزي نگفتم تو كار رو به جايي رسوندي كه پاشدي رفتي زبانم لال، دانشگاه؟!

            ديگه چي؟ واقعا چشمم روشن. ببين، نهايت طاقت من ديگه اون شهروند ايتالياييه است، ديگه دانشگاه رو كه نمي تونم تحمل كنم كه پاشدي رفتي بين يك عده آدمي كه كارت دانشجويي هم ندارن؟ آخه اين كارا چيه مي كني تو سيد؟ ببين،‌اين حرفها سالهاست كه توي دلم مونده و توي اين نامه رك اونو بهت مي گم.

 

به نظر من سه چيز در مورد روابط تو با جوان ها غير قابل تحمله:

سوت، كف، دانـشـجــــــــــو!

بس كن! لااقل از يكيش دست بردار. مخصوصاً از سوميش بيشتر دست بردار. باشه؟ پسر خوبي باش. قبول؟

 

سيد اين اواخر خيلي حرفاي بدبد زدي. گفتي صلح خوبه، چيزي نگفتم، به خودم فشار آوردم و چيزي نگفتم! گفتي آزادي واقعاً سرخ شدم. واقعاً از دز و همسايه خجالت كشيدم اما چيزي نگفتم! گفتي جوان ( خاك به سرم! ) باز لب به دندان گزيدم و چيزي نگفتم اما ديگه بسه. دانشـجــــــــــو؟! زبونت رو گاز بگير. همين مونده ديگه. شرم و حيا هم تموم شد رفت پي كارش.

 

وا اصولا. وا اصولگرايا.

 

 

سيد تا كي بايد كارهاي تو را تحمل كرد؟گفتي گفتمان تحمل كردم. گفتي تنش زدايي تحمل كردم. گفتي آزادي انديشه! ( خدايا من را بكش همچين روزي را نبينم ) باز تحمل كردم. اما اگه بميرم هم اين حرف هايي كه توي دانشگاه ميزني رو تحمل نمي كنم. تو كارت اين دانشجوها را ديدي كه رفتي براشون صحبت كردي؟

 

تو فكر مي كني رفتي كجا؟ تو جايي رفتي که پلاكاردهايي بزرگ در دست گرفته بودند كه روش درشت نوشته شده بود، از اون بالا كفتـــر ميايه! آنوقت تو پايت را آنجا گذاشتي؟ بس كن سيد. من اين نامه را اتمام حجت با تو مي دانم و دفعه بعد اگر ازين كارهاي زشت و ناپسند بكني، من مي دانم و تو. ديگه چي؟ والله! دانشجــــــــــو؟!

 

 

16 آذر امسال هم گذشت. انگار نه انگار. اصلاً دانشجو كيلو چند؟ آزادي بيان؟! شوخي مي كني! حالا بايـد منتظر بمانيم تا جمعه همين هفته كه روز " وحـــــدت حوزه و دانشگاه " نام گرفته و ببينيم در اين روز چه روي خواهد داد و با مقايسه اي ساده بين حوزه،‌ دانشگاه، طلبه و دانشجو رابطه بين اين ها را به دست آورد و ارزشي كه هريك براي مردم و مسئولين دارند.

 

         

هفته گذشته رئیس جمهور مهربان و عدالت گسترمان بعنوان نخستين رئيس جمهور ايـران در كنفرانس كشورهاي حوزه خليج شركت كردند تا از اين فرصت پيش آمده براي كشور و مصالحمان بهترين استفاده را ببرند. واقعاً هم چه ها كه نكردند. از نشستن سر ميز مذاكره اي كه پشتش نوشته شده بود " خليج عربي " تا آن بيانيه تحقير آميز كشورهاي عرب! كه درحضور رئيس جمهوري گوگوريمان قرائت كرده و خيلي ساده گفتند بيخيال آن سه جزيره باش! آقاي احمدي نژاد هم مسرور و سرمست، لبخندي شكرين بر لب داشت! و نماد غيـــرت و ميهن پرستي و اقتدار كشورمان نزد اين كشورهاي عرب بي هويت و تازه تأسيس ما حاشيه ما بود.

 

رها مطلبي ديگر در خصوص حراج ميراث پدرانمان داشت كه آن نيز جالب توجه بود.

 

نامه به يك حافظ!

سلام

            خوبي خواجه شمس الدين محمد جان؟ ببخشيد كه كمي دير برايت نامه نوشتم، يك چند قرني تأخير كردم اما مهم نيست. مهم انتقادات و گلايه هاي فراواني است كه من به تو دارم. مسأله اين است كه اخيراً آدم مسأله داري مثل تو و همپالكي هايت شروع به فرار مغزها كرده ايد و گمان مي كنيد ما حواسمان نيست يا خوابيم يا تفنگ هم كه خرابه، فشنگ هم كه نداره.

            ببين حافظ، مولوي را تحريك كردي رفت تابعيت تركيه را گرفت چيزي نگفتم. رفتي تو نخ بوعلي سينا، نسخه او را هم عرب ها پيچيدند. زير پاي ابوسعيد نشستي، رفت تركمنستان....

            بس كن. براي يكي پاسپورت تاجيكي جور مي كني،‌براي آن يكي شناسنامه عربي مي آوري. حافظ تو چي فكر كردي؟ اين اقدامات تو را من مي دانم در راستاي چيست. تو ميخواي كارها و زحمت هاي برادر زحمتكش، اسفنديار روئين تن رحيم مشايي را زير سوأل ببري. تو از سرگرمي اين عزيز در امر خطير آب بستن به قبر كوروش سوء استفاده كرده اي و هر روز داري نام يكي از اين آدم ها را به نام يك كشور ديگر سند مي زني. اين اقدامات تو مشخص است كه ار كجا نشأت مي گيرد، تو را دوستان در كافه نادري ديده بودند! حالا بهجاي آنكه مثل يك منتقد دلسوز حرفت را بزني و جايزه ات را بگيري، به شيوه يي غير دلسوزانه از فروختن كافه نادري لجت گرفته.

            لابد انتظار داري رئيس ميراث فرهنگي بيايد اينجور جاهاي بي اهميت را بخرد! رويت را كم كن. نگذار دهنم باز شود و بگويم چقدر مورد منكراتي داري. راستش را بگو! رابطه ات با آن خانم شاخ نبات چه بوده؟ با شاخ و نبات چه نسبتي داريد؟ يخچال خانه باباش اينها چيه؟ چند برج عقد كردين؟ اسم پير خاله هاش را بگو. پدر و مادرهاتون در جريانند؟!

            حافظ! من بارها عكس تو را، بارها و بارها در حاليكه يك خانمي با پوششي مخالف طرح امنيت اخلاقي بالاي سرت ايستاده و در خوش بينانه ترين حالت دارد به تو " ماء الشعير " مي دهد، ديده ام. اين خانم هايي كه كوزه دستشان گرفته اند با تو چه رابطه اي دارند؟! ها؟ اصلاً اين ديوان اشعار است يا ميكده؟! ها؟

            حالا بیشتر پرونده ات را رو نمي كنم، تو هم اينقدر پيش پاي برادر رحيم مشايي، اين اسفنديار روئين تن پاسداشت ميراث و چهره هاة اماكن و فاخر فرهنگي ما سنگ نينداز، بگذار با خيال راحت به قبر كوروش آب ببندد، آنجا با صفا شود و ما بتوانيم بگوييم در آنجاي با صفا از اون بالا كفتر ميايه!

راستي جواب نامه ام را با آن شعرهاي مسأله دارت نده، خوشم نمي آيد.!

 

 

 

ممنونيم دولت نهم. آقاي مشايي،‌مسئول حفظ و نگهداري ميراث پدرانمان و آقاي احمدي نژاد كه به آن لبخند مليحت زير كلمه " خليج عربي " نشستي و بيانيه نهايي تحقير آميز اين جمع دوستان را شنيدي و خم به ابرو نياورده اي.

راستي آقاي رئيس جمهور التماس دعا! شنيدم كه تا چند روز ديگر به دعوت امير عبدالله به حج مشرف مي شوي. حاجي ما را هم به ياد داشته باش. انرژي چهره منور و هاله نوراني دور سرت را هم شارژ كن! از بابت امور مملكت هم خيالت راحت. همه وزرا مثل هميشه كار خواهند كرد و انگار كن كه به يك سفر استاني ديگر رفته اي.

اما خودمانيم؛ در دوره رياستت هم همه ايران را سياحت كردي و هم حاجي شدي و هم سازمان ملل را ديدي و ...  مباركت باشد حاجي.!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:43  توسط Drmy  | 

سه شنبه سیزدهم آذر 1386

 

قصد داشتم مطالب زیر را جداگانه پست کنم اما ممکن بود دچار مرور زمان گردند. پس تا جاي ممكن خلاصه نويسي كرده و ارسال نمودم.

 

1-     تحجّر، تعصب و یا تدیّن؟

 

با نام سيد احمد علم الهدي را در چند روز گذشته دوبار مواجه شدم كه در هر دوبار مطالب جالبی را بیان كرده است. ایشان كه امام جمعه مشهد مي باشند هفته گذشته فرموده بودند:

   " نسبت دادن این حرف كه سپاه پاسداران و بسیج به عنوان نيروي نظامی نمي توانند در سیاست دخالت کنند، كار جریانات فاسد و دشمنان خدا است. " ( ! )

در پاسخ به این بخش از بیانات اين روحانی والا مقام (!) مي توان به وصيت نامه آیت الله خمینی در صحیفه نور اشاره كرد كه آمده:

   " نه تنها سپاه كه كل نیروهای مسلح در مسائل سياسي كه اختلافي است، نباید دخالت کنند. سپاه و بسیج نباید از يك حزب یا جریان سياسي خاص حمایت کنند و افرادی كه عضو حزب و جریان خاصی هستند، نباید داخل سپاه بيايند. همچنین در وصيت نامه اين نکته نیز موجود است كه سپاه در درگیری های احزاب و سیاستمداران دخالت نکند. "

 

و اما افاضات اين آیت الله در نماز جمعه گذشته:

 

"  اعزام زنان ورزشکار ایرانی به مسابقات بین المللی طبق آیه 33 سوره احزاب حرام و حضور دختران ایرانی در تورنومنت های برون مرزي مصداق حضور در رهگذر شهوت راني و فحشا است. " همچنین وی در مصلای مشهد خطاب به نماز گذاران گفته:

" مگر شما بسيجيان زنده نيستيد كه ناموس اين مملکت را مقابل خارجی ها به نمایش مي گذارند و كسي كاري نمي كند؟ اگر مسئولان هم بي اعتنا بودند شما بسيجيان باید كاري كنيد. " ایشان حتی پخش تصویر اين ورزشکاران ار تلویزیون را " حرام " و عملکرد صدا و سیما را دهن كجي به خود دانسته است.

 

اين قسمت از سخنان ایشان بسیار حائز اهمیت است بطوريكه دهانم بسته مانده و نمي دانم چه بگویم. فقط براي روشن شدن مسأله از آیه 32 تا 33 سوره احزاب را عیناً نقل مي کنم تا شاید شما مرا روشن سازید!.

 

« ای همسران پیامبر! شما همچون يكي از زنان معمولی نيستيد اگر تقوا پیشه كنيد؛ پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شایسته بگوييد. (32) و در خانه های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیت ظاهر نشوید، و نماز را بر پا دارید، و زکات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد؛ خداوند فقط مي خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بيت دور كند و کاملا شما را پاك سازد. (33)»

 

توجه شما را به مطالب قبلی در خصوص تحجر و تعصب جلب میکنم: تفکر، صیغه، رساله و جهل

 

 

 

 

2-     دولت مستحکم و دلسوز!

 

فرشیدی كليد هشتمین تغيير کابینه نهم را زد! او كه پس از عدم كسب رأي اعتماد وكلا براي وزارت تعاون و پس از آنکه فرد اول معرفي شده دولت براي وزارت آموزش و پرورش نيز رأي اعتماد نياورد به اين سمت نايل شد، روز گذشته پس از چند ساعت مذاكره با ثمره هاشمي ( خواهر زاده و همچنین مشاور ارشد رئيس جمهور ) از اين سمت استعفايش از جانب رئيس دولت پذيرفته شد و علي احمدي نيز بعنوان سرپرست اين وزارتخانه منصوب گشت.

دورادور با كمالات جناب احمدي از سال گذشته آشنا شده بودم. ايشان كه رياست دانشگاه پيام نور را عهده دار است در گذشته استاد دانشگاه علم و صنعت نيز بوده و بنا به شنيده هاي قبلي از دانشجويانشان، استادي نمونه و مظهر كم سوادي بوده اند.!

نكات جالب اين تحول:

اينكه علي احمدي بلافاصله برنامه هاي خود را ارائه كرده. ( يعني اين تحول برنامه اي از پيش تعيين شده بوده )

و اينكه اگر اين فرشيدي بي كفايت بوده، پس چرا در 6 ماه گذشته كه دولت در مقابل استیضاح وي با تمام قدرت ايستادگي كرده و حال كه فرشيدي در طي اين مدت 2 بار رأي اعتماد آورده پس چرا دولت به نظر مجلس احترام نمي گذارد؟ ( پيدا كنيد ماست فروش را ! )

 

 

 

 

 

3-     هر كس را مي خواهي بيشتر بشناسي، دوستانش را بشناس!

 

اين مثل قديمي را بارها شنيده بودم. اما امروز به شكل جالبي نمود يافته است كه در اين خصوص نظر شما را به تفكرات جالب دوست و برادر گرامي " هوگو چاوس " جلب مي کنم:

 

" مي خواهم 40 سال دیگر هم رئیس جمهور باشم "

 

هيچ منظور خاصي ندارم. مي دانيد كه...!

 

 

 

 

 

4-     گاف جديد

 

رئيس جمهور محترممان گفته بود: « اگر مقامات رسمی كاخ سفيد به ما اجازه دهند در انتخابات ايشان شركت كنيم، آنگاه مي ديديم كه آيا مردم آن كشور باز هم در انتخابات به دولت فعلي رأي خواهند داد يا نه؟ »

فاكس نيوز يك گاف از رئيس جمهور عزيز گرفته خيلي جالب است. " گويا احمدي نژاد نمي دانسته بوش در دور آينده انتخابات حضور ندارد كه مردم بخواهند به او رأي دهند. "

 

 

 

 

 

5-     سياست هاي پولي – مالي انقباضي به سبك دولت كريمه!

 

رشد هزينه هاي جاري دولت در 6 ماه نخست سال در مقايسه با سال گذشته 4/13% بوده است و به بيش از 22هزار ميليارد تومان رسيد.

جالبتر اينكه دولت اصولگراي همه فن حريف و عدالت گستر و قانونمند نهم در مصوبات قرار بوده 3/9 فقط رشد هزينه داشته باشد؛ يعني 6/3 درصد بيشتر از مصوبه كه نشان دهنده تطابق كامل سياست ها و مصوبات اقتصادي دولت با اجرائيات آن است.

حال بايد در انتظار اصلاحيه بودجه جاري دولت براي جبران اين كسري بودجه باشيم.! ( به اين ميگن سياست انقباضي محض.!)

 

 

 

 

 

6-     عذر ميخواهم، شديداً و رسماً

 

من رسماً‌ ازينكه اذهان شما دوستان را تشويشي كرده و اكاذيب پخش كردم عذر ميخواهم.

در چند پست اشاراتي به مبلغ 3ميليارد تومان داشتم و نام چند نفر را هم بردم كه در اين خصوص متوجه شدم اشتباه فاحشي كرده ام و طلب بخشايش دارم چراكه روز گذشته فهميدم مبلغ 3ميليارد توماني در كار نبوده بلكه " 350 ميليارد تومان بوده ( !‌ ) " كه در دوره شهرداري محمود احمدي نژاد و بازرسي آقا داود هزينه شده و هیچگونه سندي هم براي اين هزينه توسط شهردار وقت ارائه نگشته است.

 

شديداً‌ مرا عفو كنيد.!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:32  توسط Drmy  | 

سه شنبه ششم آذر 1386

 

این روزها اتفاقات جالبی افتاد كه همه قابل تأمل بودند.

از اینکه " بوعلی " را هم دادیم سجلش را عوض کنند و نیمي افغاني و نیمي اماراتي گردد. ( ممنون آقاي مشايي با اين همت والا براي حفظ هويتمان. به خدا ميترسم ناموس مملكت را هم اهدا گرداني! )

حرف جالب توجه داوودی – آقای معاون اول – در خصوص اينكه تمام برنامه هاي تنظيم جمعيت و كنترل محيط زیست توطئه غرب فلان فلان شده است!.

اوضاي درهم و نابسامان بورس و فروش نرفتن سهام فولاد مباركه با همه تبليغات و حمايتها.!

تعطيلي ها و تأخيرهاي مداوم بعلت عدم حضور نمايندگان برگزيده امام زمان در مجلس اصولگرا بعلت حضور در حوزه هاي خود جهت آغاز فعاليتهاي انتخاباتي.! ( بيخيال بيت المال )

بليط فروشي سازمان محيط زيست براي يك سيرك فرنگي.!

ابراز عقيده  اي ديگر از باهنر عزيز كه فرموده اند: " جناح دوم خرداد مي خواهد ايران را كره شمالي كند، ما نمي گذاريم! " و بلافاصله پس از انتشار، آنرا تكذيب كرد. البته صداي ضبط شده ايشان را هم خبرنگار دارد. ( آقاي باهنر عزيز شما اصلا به روح اعتقاد داري؟! )

وزارت خارجه از محتواي نامه احمدي نژاد به ساركوزي خبر ندارد. ( متكي جان تو هم غريبه شده اي )

و تا اينجا كه  200 بزغاله ( خبرنگار ) در بيانيه اي به نگاه دولت به روزنامه نگاري و واژه " نقد " اعتراض كرده اند.

 

البته مسائل ديگري هم بود مي خواستم به تشريح آنها بپردازم. اما امروز چيزي شنيدم كه نميدانم چگونه آنرا بيان كنم. چيزي كه دلم را آنچنان لرزاند كه ...

اينگونه ميگويم:

 

دور اول سفرهاي رئيس جمهور. اميدوار كردن ملت رنج ديده و تحت فشار. بالا بردن توقعات. كلي وعده و وعيد به مناطق محروم. قول وي به ملت در خصوص عدالت گستري و حمايت از ضعفا!

 

دو هفته پيش. آغاز دور دوم سفرهاي رياست جمهوري. بيرجند. خراسان جنوبي.

هفته پيش.  اردبيل.

و بازهم شعار. وعده و عوام فريبي و اميدهاي پوچ.!

و در راستاي اثبات مهرورزي و عدالت گستري دولت كريمه شريفه با توجه به نرخ تورم و مشكلات كارمندان، افزايش حقوق اين گروه در بودجه فقط 6% درنظر گرفته شده است.! ( بيخيال نرخ 19% تورم تا آخر سال. )

 

و اما امروز...

 

ساعت حدوداً 8 صبح.

درون خودرو.

راديو جوان.

صدای لرزان ضبط شده يك هموطن.

با بغض سلام ميكند و از برنامه هاي اين شبكه بخاطر شادابي و خوبي آن تشكر ميكند.

كم كم هق هقش را ميشنوم.

گله ميكند.

" بجنورد آنژيو گرافي ندارد ". مجبور بوده بيمار عزيزش را به همين دليل به مشهد انتقال دهد.

بغضش مي تركد. مي گريد.

ادامه مي دهد. " عزيزم بخاطر اينكه بجنورد آنژيو نداشت و مجبور شديم به بيمارستان مشهد انتقالش دهيم، و در بين راه .... "

حال آن لحظه ام را نميدانم چگونه وصف كنم. فقط ميدانم كه جگرم سوخت.

 

آقاي رئيس جمهور همچنان به اين سفرها ادامه دهيد. مصوبه ها را افزايش دهيد. مردم ساده را فريب دهيد. شعارهاي پوشاليتان را رنگين تر كنيد.

درد مردم به شما چه ربطي دارد. مردم كم طاقتند و بايد صبوري كنيم تا كاشته هايتان به موقع بار دهدند.

ممنونيم.

ادامه دهيد.

 

 

پي نوشت:

بيمار قلبي را در بيمارستان به سختي جابجا ميكنند چه رسد به انتقال در جاده ها.!

دوست عزيزم، آقاي پاكسيما؛ شما راست ميگوييد. مردم شديداً عاشق سفرهاي دولتند. مخصوصاً با همان هواپيماي معروف كه استفاده از آن توسط دولت مظهر تجمل بود.!

اگر به دیدن دوستان نیامدم مرا عفو کنید. ۳ روز نیستم و برای انجام کارهای اداری دانشگاه باید عزمم را جزم کنم. اما حتما نظراتتان راهنما و امیدبخشم خواهد بود.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:50  توسط Drmy  | 

جمعه دوم آذر 1386

 

جامعه ایرانی از سال 1357 و بعد از انقلاب اسلامی 11 سال با تورم بالای 20% گرفتار بوده است. در سالهای 73 و 74 نیز در آستانه تورم 50% قرار گرفت و فقط در سالهای 64 و 69 با تورم یک رقمی مواجه بود و در مابقی این سالها همواره تورم بین 10 تا 20 درصد در نوسان بوده است.

تورم را با توجه به سبد خرید 359 قلمی معرفی شده بانک مرکزی می سنجند و نه فقط در نظر گرفتن چند کالا که عوامل متعددی نیز در آن دخیل است اما درحال حاضر دیگر شکی نیست که عامل اصلی رشد تورم افزایش نقدینگی در طی سالهای اخیر بوده است.

 

 

سیاست های دولت نهم با توجه به شعارها و وعده هایی که در ابتدا اعضای آن دادند، سیاست های پولی – مالی انبساطی بوده و بطوریکه با برداشت های مکرر از صندوق ذخیره ارزی و فشارهای مداوم به بانکها مبنی بر افزایش عرضه وام ها، نقدینگی بالایی را به چرخه اقتصاد بیمار کشور تزریق کرده است بطوریکه فقط در چند ماه اخیر با رشد نقدینگی بیش از 40% مواجه بوده ایم.

 

 

هرچند عدم عرضه و وجود نقدینگی مورد نیاز یک اقتصاد خود نیز خطری مهلک برای آن اقتصاد محسوب می شود. اما چنانچه عرضه نقدینگی نیز بدون برنامه ای هدفمند و مناسب شرایط اقتصادی حاضر باشد – چنانکه دولت نهم اینگونه عمل نموده – باعث ایجاد تورم با نرخهای افزاینده و فشارهای اقتصادی خواهد بود و باید همواره حجم نقدینگی اعم از پول در گردش و شبه پول بصورتی اصولی و با توجه به نیازهای اقتصاد کنترل شده و فراخور زمان و شرایط از سیاست های پولی - مالی انبساطی یا انقباضی بهره گرفت.

 

 

حجم نقدینگی در اقتصاد کشور در سال 83 حدود 51 هزار میلیارد تومان بوده که با اعمال سیاست های انبساطی دولت فعلی این رقم به 145 هزار میلیارد تومان در شهریور سال جاری رسیده است. یعنی رشدی بالغ بر 3 برابر!

این وضعیت باعث چنان بحران اقتصادی شده که روی بورس و کلیه مبادلات تجاری و همینطور معیشت اقشار مختلف جامعه تأثیر مستقیم و گسترده ای داشته است بطوریکه دکتر طهماسب مظاهری، رئیس بانک مرکزی نیز اذعان داشته در سال جاری امکان کاهش حجم بالای نقدینگی ( اعمال سیاست انقباضی ) را نداریم.!

هرچند وی در چرخشی معنا دار حرف خود را پس گرفته و قول داده تا پایان سال جاری تورم را کنترل کند اما اعلام نرخ تورم که از 11 درصد در ابتدای سال به نرخی بیش از 16 درصد تا پایان شهریور ماه رسیده است، خود سندی بر تداوم و شدت یافتن بیماری اقتصاد کشور است و تأییدی است بر اعلام تورم 19 درصدی ایران در سال جاری از سوی بانک جهانی که تا کنون به لطف دولتمردان دولت نهم بیش از 16 درصد از آن نائل شده و تا برای مابقی تا پایان سال فرصت باقی است.

همچنین سازمان ملل حدود یک درصد جمعیت ایران را گرسنه دانسته. یعنی جمعیتی حدود 5 میلیون نفر در 24 ساعت یک وعده غذایی هم ندارن تا صرف کنند.!

 

 

فقدان ابزارهای کنترل تورم و شانه خالی کردن وزارت بازرگانی بعنوان متولی تنظیم بازار از کنترل و مهار تورم مزید علت شده تا تورم افسار گسیخته فعلی همچنان با سرعت پیش رود.

تضاد حمایت از مصرف و تولید نیز خود عامل دیگری در این نابسامانی است. چیزی که وزیر بازرگانی در کسب رأی اعتماد مجلسیان وعده رفع آن را داده بود ولی تا کنون نسبت به اجرای آن اقدامی صورت نگرفته و باعث شکل گیری مشکلات عدیده ای در بازار محصولاتی چون سیمان، لبنیات، مرغ، تخم مرغ، میوه و مرکبات شده و بارها گلایه بخش های تولید و مصرف را به همراه داشته و هنوز این وزارت راهکاری جهت کنترل این تضاد و نحوه حمایت از تولید، مصرف، صادرات و واردات ارائه ننموده است. چنانکه درآمد حاصل از صادرات غیر نفتی بالغ بر 7 میلیارد دلار بوده اما میزان واردات صورت گرفته در این دولت 21 میلیارد دلار گردیده که نشان از انحراف عملکرد دولت از وعده ها و وظایف خود در راستای تقویت و افزایش صادرات و کاهش واردات می باشد.

 

 

اخیراً نیز قائم مقام بانک مرکزی از انتشار اسکناس های درشت بعنوان ابزاری برای کنترل و مهار نقدینگی موجود و در حال رشد خبر داده است.

باید توجه داشت در شرایط فعلی راهکارهای موقت و مقطعی اثرگذار نبوده؛ ضمن اینکه بسیاری از اقتصاددانان ابتدا به لحاظ تأثیر روانی ناشی از چاپ چنین اسکناس هایی که باعث تسریع در رشد تورم می شود و اینکه چنین اقدامی با فراهم کردن زمینه حمل آسان پول و داد و ستد ساده آن به رشد نقدینگی دامن می زند هشدار می دهند و آن را توصیه نمی کنند.

 

 

دولت نهم را می توان خوش اقبال ترین دولت بعد از پیروزی انقلاب دانست. این دولت بیش از 170 میلیارد دلار درآمد نفتی را نصیب خود کرده اما با این حال بروز مشکلات گسترده و متعدد در بازار پول و سرمایه که باعث از بین رفتن این درآمدها و فرصت های ایجاد شده ناشی از آن گردیده را می توان زاییده عدم برنامه ریزی صحیح و هدفمند دولت نهم در اجرای وظایف خود و همچنین عدم پایبندی و اجرای سند چشم انداز و همینطور حرکت خارج از برنامه چهارم دانست تا جایی که حتی وزارت اقتصاد نیز نسبت به نحوه هزینه درآمدهای نفتی و احتمال وقوع بیماری هلندی هشدار داده است.

دولت نیز هیچگونه اطلاع رسانی شفاف نسبت به نحوه استفاده این درآمدها نداشته و حتی رئیس جمهور از هرگونه پاسخ به وکلای مجلس نسبت به نحوه عملکرد دولت در خصوص استفاده از درآمدهای نفتی خودداری کرده و در نهایت خونسردی توجهی به آنها نمی کند.

 

در همین خصوص رئیس سابق سازمان مدیریت و برنامه ریزی در دولت نهم که به لطف و اراده همین دولت منحل گردید از نحوه بودجه ریزی جدید دولت نهم به شدت انتقاد کرده و سبک جدید بودجه بندی دولت را گامی در جهت کم کردن حضور مجلس در تصمیمات دولت و همینطور کمرنگ نمودن بعد نظارتی مجلس دانسته تا قوه مجریه به راحتی بتواند تصمیمات خود را در نحوه تخصیص بودجه سال آینده به اجرا درآورد.

دکتر رهبر این توجیه را که در بودجه ریزی جدید، رقم دستگاهها را از 600 به 90 دستگاه تقلیل داده و تبصره ها کاهش داده اند تا مجلس راحتتر و با فرصت بیشتر و گسترده تر آنها بررسی کند را فقط بهانه ای در جهت کاهش نظارت مجلس بر دولت دانسته و نسبت به آن هشدار داده است.

 

 

رئیس جمهور در راستای سیاست های اقتصادی دولت خود اخیراً به بررسی اجرای رفـــرم پولی دستور داده اند که انقلابی اقتصادی و بسیار پرخطر محسوب می شود که اجرای آن تیغی دولبه است و بحث پیرامون آن را در پستی دیگر پی میگیرم.

 

 

حال چنانچه به مشکلات فنی بورس و بازار پول و سرمایه نیز توجهی نکنیم نکات فوق از سیاست های دولت بیانگر بی هدفی و عدم توانمندی دولت در مهار این اقتصاد لجام گسیخته است و نا کارآمدی سیاست های دولت احمدی نژاد را روشن می سازد و ثابت می کند دولت نهم در زمینه اقتصاد نیز علیرغم شعارهای فراوان و امیدبخشی واهی به ملت هیچ حرکت مثبت اقتصادی خاص و مشخصی را انجام نداده و تمامی وعده های آقای رئیس جمهور تنها شعارهایی پوچ و پوشالی بوده است.

 

  

 

 

پی نوشت: نماد اقتصاد بیمار و تزریقی کشور را می توان ساخت سازهای گسترده فعلی که نشان از تجمع سرمایه در یک بخش دارد و همچنین نظام غلط بانکی و تبلیغات مکرر بانکها جهت جذب سرمایه های عظیم در گردش معرفی کرد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:59  توسط Drmy  | 

چهارشنبه سی ام آبان 1386

 

الف. اولویت بندی به سبک دولت نهم!

گویا وزارت علوم پس از آنکه چندی پیش وزیر محترم از سوریه دیدن فرمودند، توافقنامه هایی را به امضا رسانده و قرار شده فعالیت های مشترک علمی با این کشور داشته باشیم.

همچنین وزارت علوم سوریه را اولویت نخست خود در زمینه های همکاری های علمی و پژوهشی معرف نموده است.!

گویا در چند ماه اخیر سوریه پیشرفت چشم گیر و با سرعتی مافوق نور داشته است که ما از آن بی خبریم قرار شده تا در زمینه های بیوتکنولوژی، لیزر، زلزله ، تاسیس شعب دانشگاه و ... با این کشور همکاری گرمی داشته باشیم.

چندی پیش قرار بود سیزده اولویت اول وزارت علوم در همکاری های علمی – پژوهشی تعیین گردند که با معرفی سوریه به عنوان اولویت نخست رده های بندی این اولویت ها را می توان اینگونه پیش بینی نمود:

2- افغانستان

3- سودان

4- رواندا

6- مالدیو

7- نپال

8- هندوراس

9- عراق

10- بوتان

11- مغولستان

12- آنگولا

13- سومالی

 

 

 

 

            ب. بر اندازی نرم

دکتر الهام، مری که شدیداً مورد علاقه قلبی من است، در جلسه هفتگی خود در کسوت سخنگویی دولت کریمه بیان داشته:

شرایط کشور کاملاً عادی است و در پاسخ جدیدش به منتقدین اعلام نموده که " سانی که شرایط کشور را بحرانی می دانند به دنبال مهیا ساختن شرایط نفوذ دشمن به کشور و براندازی نرم هستند. " وی در ادامه اعلام وضعیت بحرانی در کشور را القائاتی نامیده که با مصرف سیاسی و انتخاباتی مطرح میگردند.

هفته گذشته هاشمی رفسنجانی در همایش اتحاد ملی اوضاع کشور را حساس و بحرانی خواند و نیز روز گذشته سید محمد خاتمی در مصاحبه با الحیات نسبت به بی ثباتی و بحرانی بودن شرایط منطقه هشدار داده بود.

اظهارات مرد تمام شغلهای دولت نهم در پاسخ و رویارویی با روسای دولتهای گذشته بوده است که وی طی آن بیان داشته: القائات موجود برای شتابزده و غیر عقلانی نشان دادن تصمیمات دولت نهم که از سوی برخی جریانات دنبال می شود، مصرف سیاسی و انتخاباتی داشته و آنان به دنبال " براندازی نرم و ساختن شرایط نفوذ دشمن در کشور " می باشند.!

 

لازم به ذکر است هفته گذشته برخی نمایندگان مجلس از الهام خواسته بودند مستندات خود را در مورد رد شرایط حساس مطروحه از جانب برخی سیاستمداران ارائه دهد که وی تمام این بحث ها را سیاسی خوانده است!

 

 

 

 

            ج. سگ های بمب یاب

گویا حضور سگ های بمب یاب که در نمایشگاه مطبوعات همراه محافظان رئیس جمهور بوده اند و همچنین نحوی برخورد این یگان با قلم چی ها اعتراض گسترده آنان را برانگیخته بوده است.

جالب اینکه این سگ ها جهت یافتن بمب های احتمالی در اماکن حضور رئیس جمهور اخیراً از آلمان خریداری شده اند و قیمت هریک به مبلغ ناچیز 150 میلیون تومان می باشد.!

 

 

 

 

د. اعتراض آیا الله جوادی آملی

آیت الله جوادی آملی دعوت مسئولان نمایشگاه قرآن را رد کرده و ضمن انتقاد شدید اللحن از دولت گفته:

مگر دولت های قبلی در 28 سال گذشته چه اقدامات اشتباهی انجام داده اند که اینگونه دولت نهم رؤسای این دولتها را سرزنش می کند؟ مگر خود این دولت چه گلی به سر مردم زده است؟!

جالب اینکه ایشان به جریان اصولگرایی به شدت نزدیکند!

 

 

 

 

            م. احترام به قانون در دولت نهم

چندی پیش شورای شهر کرمانشاه با فشار و اعمال نفوذ استانداری این استان بعلت اختلاف در خصوص انتخاب شهردار این شهر با رأی غیر قانونی شورای حل اختلاف منحل گردید.

این روند ادامه داشته و استاندار گیلان نیز در اختلاف با شورای شهر رشت در انتخاب شهردار این شهر، شورا را در برکناری شهردار تحت فشار قرار داده و این شورا را نیز تهدید به انحلال نموده است.

جالب اینکه تمامی این اعمال برخلاف قانون بوده و رأی شورای حل اختلاف نیز چون بدون تأییده شورای مرکز بوده فاقد وجاهت قانونی است. این نیز سندی بر عدالت گستری و مهرورزی دولت نهم می باشد.!

 

 

 

 

            ن. ایرباس 321

در ابتدای حیات دولت نهم، رئیس جمهور و اعضای محترم دولت کریمه اقدام دولت خاتمی در خرید هواپیمای تشریفاتی ( VIP  ) را اقدامی طاغوتی و ناپسند دانسته و استفاده از آن را تحریم کردند. اما رئیس جمهور محترم در سفر اخیر خود به بحرین و عربستان از این هواپیمای طاغوتی و تجمّلی استفاده نمودند.!

 

 

 

 

            ی. ادامه روند تغییر تابعیت

به شکر خدا و لطف بی دریغ متولیان فرهنگی دولت نهم، روند تغییر تابعیت و فرار مغزهای تاریخی و متوفی، همچنان ادامه داشته و در آخرین تغییر بی بی سی در گزارش خود رودکی را شاعری تاجیک معرفی کرده است.!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:11  توسط Drmy  | 

شنبه بیست و ششم آبان 1386

 

رئیس جمهور طی بیانات هفته گذشته خود یاد آور شده بودند که کارشان دیگر در اینجا – ایران – تمام شده و حال تصمیم دارند همه دنیا را مسلمان کنند! ( نقل به مضمون )

ایشان همچنین در دانشگاه علم و صنعت  در خصوص وقایع " دانشگاه کلمبیا " فرموده بودند که: " جلسه را امام زمان اداره میکردند و کمک آقا بوده موفقیت و پیروزیشان بر لشکر کفار و مستکبرین!

 

به نظر شما آقای رئیس جمهور در مورد خود و توانایی ها و قدرت معنویات و سخنوریشان از یک سو و فهم و درک و شعور و اعتقادات ملت مسلمان و متعصب ایران چه تفکری دارند؟

ایشان همواره خود را نظر کرده دانسته و مرتباً در صدد است مشروعیت دینی و الهی برای خود و اعمالش قائل شود تا جایی که همیشه احساس می کند توسط هاله ای نورانی و معنوی احاطه شده و حتی اعمال خود را تا سر حد معجزه قلمداد می کند.

مخالفین و منتقدین را زیر سوال برده و اینان را عده ای بزغاله می نامد!

در رسانه ها اعلام می کند که دولت به منتقدین خود جایزه می دهد و در راستای وفای به عهد  حسین شریعتمداری، سردبیر روزنامه کیهان که قطعاً می دانید روزنامه ای سراسر اصلاح طلب و بزغاله پرور است را منتقد نمونه معرفی کرده و اعلام میدارد: " باید بخاطر انتقادات سازنده اش سر تا پا طلا گرفت ".

تمام مشکلات و معضلات کشور را محدود به انرژی هسته ای می داند ( بی خیال معیشت و گرسنگی تورم و نا عدالتی های حکومتی ) و بهای آنرا حتی تا در تحریم و جنگ به صرفه می داند و افکار عمومی را به بازی گرفته و اعلام می کند هیچ خطری کشور را تهدید نمی کند و افکار ملت ساده و زود باور و شعار پرست را از مسائل و تهدیدات موجود به هر وسیله و زبان بازی منحرف می کند.

 این درست که برق اتمی نیاز امروز ما و هر کشور دیگری است و ما نیز فقط آنرا خواسته و گفته ایم فعالیتمان صلح آمیز است و فقط در راستای دستیابی به برق هسته ای هستیم. اما وقتی ایشان در تریبون های رسمی اعلام میکند که جاسوسی در پرونده هسته ای وجود داشته و در حال برسی پرونده اش می باشند و اگر لابی گری نشده و اعمال نفوذ نشود وی باید جوابگوی خیانتش باشد، دو مسأله را پیش می آورد:

اول اینکه سیستم قضایی اسلامی کشور را رسماً زیر سوأل برده و قوه قضاییه را تحت نفوذ متنفذین معرفی می کند. پس این خود نشانه ای برای وجود فساد در نظام است. پس وی باید جوابگوی این اتهام به قوه عدلیه کشور باشد.

دوم اینکه ما همواره اعلام کرده و اصرار داریم که فعالیت هسته ای کشور صلح آمیز بوده و هیچ گونه انحرافی در آن وجود ندارد و تمام تلاشهای کشورهای ذی نفوذ در مجامع بین المللی صرفاً بهانه جویی برای محروم ساختن ملت از این موهبت الهی است. پس چرا اعلام میکنیم که در این پرونده جاسوسی صورت گرفته؟ مگر چه نکته مهم و مورد توجه ای در آن پرونده که ما مدعی عدم انحراف آنیم برای دیگران وجود دارد که ما را از جاسوسی و مطلع شدن همه از آن ترسانده و جاسوسی در آن را متهم می کنیم؟! آقای رئیس جمهور، اگر ما فعالیتمان در چهار چوب قوانین و کنوانسیون ها و پادمان بین المللی است پس چرا با بیان این گونه مسائل آب در آسیاب بهانه جویان جاری می کنی؟!!!

 

حال نیز ایشان هوای منجی گری به سر خود راه داده و همانند رئیس جمهور امریکا قصد دارد دنیا را متحول کند و اسلام احمدی نژادی را اشاعه داده و جهان را یکپارچه مسلمان کند.!

واقعاً این دو چقدر شباهت به هم داشته و شخصیت مشابهی دارند. هر دو در صددند تا نظام نوین جهانی را منتها به سبک و سیاق خود به اجرا در آورند. جالب اینجاست که هر دو نیز در کشورهای یکدیگر مریدان فراوانی ( بنا به اعلام خودشان ) دارند آنچنانکه احمدی نژاد می گوید جوانان و متعقلین امریکایی بسیار به وی علاقه دارند و در مقابل در ایران نیز بسیاری جوانان ما در آرزوی ورود بوش به ایران شده اند حتی به قیمت بروز یک جنگ و ویرانی و تاراجی دیگر!

 

در همین بین و در راستای مسلمان سازی جهانی به شیوه احمدی نژادی امروز خبری منتشر شده که با توجه به برنامه ای که در جریان مبارزات انتخاباتی وی مبنی بر اینکه اسلام را در کشور به خصوص در دانشگاه ها و مدارس و در سطوح جامعه به جریان می اندازد قابل تأمل است.

جناب آقای فرشیدی، وزیر محترم آموزش و پرورش در ابتدای وزارت خود و در اجرای سیاست های دولت کریمه مهرورز و عدالت گستر نهم و برنامه های اسلام گستری احمدی نژاد فرموده بودند که " پیوند گسترده و قوی مدارس با حوزه ها و مفاهیم دینی " ایجاد خواهند کرد، امروز پس از دو و نیم سال از آغاز عمر دولت کریمه در گزارش ایشان در خصوص میزان وثوق به این امر آورده اند:

50% دانش آموزان یکی از استانها اعلام کرده اند که با مفاهیم نماز آشنا نیستند.!

نتایج یک نظر سنجی در یکی از استانهای کشور درباره نماز نشان می دهد که نیمی از دانش آموزان مقطع دبیرستان این استان با مفاهیم نماز آشنایی ندارند. وی دلیل این ناکامی را وجود سرگرمی های باز دارنده، فیلم های مبتذل و بازی های رایانه ای دانسته. و جالبتر اینکه 58 تا 75 درصد از این دانش آموزان اعلام کرده اند که در خانه و مدرسه، نظر مشترکی درباره نماز وجود نداشته و یک حرف به آنها زده نمی شود.!...

 

دولتمردان کریمه و آیات عظام، نشنیده اید که " چراغی که به منزل، رواست به مسجد حرام است " ؟

حال به فکر ترویج اسلامی که برای منافعتان اصلاحش (!) کرده اید افتاده اید؟ مگر نمی بینید این اسلام اصلاح شده چه بر سرمان آورده؟ مگر مومنان دیروز و نسل امروز که در پی این اسلام شما دچار دین گریزی شده اند را نمی بینید؟

دین گریزی و اسلام ستیزی تا به این حد و به این شدت آن هم در بین اقشار تحصیل کرده و تعقل آموخته را هنوز متأثر از تهاجم فرهنگی این غرب و استکبار فلان فلان شده می دانید؟

یعنی با اینهمه شعار بی شعور که متأسفانه هنوز هم در بین ملت ساده لوحمان طرفدار دارد، درک نکرده اید که قشر تاثیر گذار و جوان ما دیگر فقط لقمه نان و ماست در دهان را باور دارد، نه وعده کباب بریان سلطانی را!

چه کرده اید با افکار و اعتقادات و مردم و مذهب اول این مملکت؟!

 

حال با این همه ریا و فریب اسلام را صادر می کنید؟

 

وای بر شما بدعت گذاران که بجای آنکه سیاست را دینی کنید، دین را آلوده سیاست کثیف و آلوده خود نموده اید!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:16  توسط Drmy  | 

پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386
 

     بالاخره امروز تکلیف دو وزارتخانه بی وزیر روشن شده و آقایان " نوذری " و " محرابیان " - با توجه به سوابق بالای مدیریتی و کفایتی که در پست قبل به آن اشاره شد - بعنوان وزرای جدید نفت و صنایع رأی اعتماد مجلسیان را کسب کردند و جناب آقای نایب رئیس هم کلی تبریک و خیر مقدم حضورشان گفتند.

 

جناب آقای " حسین شریعتمداری " سردبیر محترم روزنامه کاملا اصلاح طلب و نقاد و... کیهان که مدام از دولت کریمه نهم انتقاد کرده و به رئیس جمهور توهین می نمود امروز بنا به اعلام قبلی رئیس جمهوری که از منتقدان ( بخوانید بزغاله ها! ) دولت تقدیر خواهد شد، جایزه خود را مبنی بر منتقد نمونه دریافت نمود!!!

 

با تشکر ویژه از آقای فرشیدی، گویا دولت کریمه در راستای عدالت ورزی و مهروزی خود برای جبران کسری بودجه وزارت آموزش و پرورش گویا قرار شده حقوق معلمان را کم کند تا عدالت بین همه یکسان برقرار شود.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:5  توسط Drmy  | 

یکشنبه بیستم آبان 1386

 

 رئیس جمهور اعلام کرده اند که دستان خبیث اخلالگران اقتصادی را شناسایی کرده و در آینده نزدیک اینان را از عرصه اقتصاد پاک خواهند کرد.!

آقای رئیس جمهور سال گذشته هم همین موفع ها بود که فرموده بودند لیست این مفسدان اقتصادی را در جیب خود دارند و قرار بود اعلام کنند اما در هنگام تحویل لایحه بودجه به مجلس گفت:

" بنا به درخواست دوستان که مانع شده اند نمی تواند.! "

گویا رئیس جمهور محترم همواره در طول دو سال و اندی ریاست خود هنوز هم به آرامش و ثبات نرسیده و چون جوانی خام و بی تجربه می ماند که بلافاصله با هر اتفاقی اصطلاحاً جوگیر شده و حرفهایی می زند که بعداً در آن میماند!

ایشان از اصرار دوستان مبنی بر جلوگیری از افشای نام این مفسدان که همواره در جیب کتشان حضور دارند خبر میدهد و گویا به این نکته اشراف ندارد که رئیس جمهور لازم است اقتدار و استقلال داشته یاشد؛ هرچند نیز لازم است به نظریات اطرافیان توجه کند اما نه تا آنجا که مانع از اجرای وظایف، عدالت و وعده ها گردد.

 

مگر این اطرافیان در آن لیست منافعی دارند که شما را مجاب کرده اند افشاگری نکنید؟ چه کسانی در آن لیستند؟ چه لابی هایی صورت گرفته که رئیس جمهور مهرورز و عدالت پیشه ما را مانع آن شده تا عدالت را اجرا کند؟!

حتماً مرد همه کاره دولت در پاسخ به این سوال نیز خواهد گفت:

قطعاً نام رفسنجانی و خاتمی در آن لیست است و آقای احمدی نژاد حفظ آبرو می کند.! و طبق تعبیر جدید و با مزه رئیس جمهور که مملو از ادب و احترام است ادامه خواهد داد که نام چند بزغاله! دیگر نیز در این لیست وجود دارد.

 

مگر دولت در حال حاضر جز نسبت دادن هر افتضاحی که بار می آید به دول قبلی کار دیگری هم دارد؟ مگر جناب آقای " مردی برای تمام شغول " در کسوت سخنگویی دولت کریمه جز فرافکنی زحمت دیگری هم کشیده اند؟

 

راستی آقای رئیس جمهور محبوب؛ از برادر محترم و بزرگوار و بازرس ویژه همیشگی شما چه خبر؟

آخر هم ماجرای آن چند میلیارد را روشن و شفاف سازی نکردیدها! آخر آن همه هزینه مازاد بدون سند آن هم برای اجرای پروژه ای عمرانی – سیاسی که تصادفاً آقا داوود هم یک پای قضیه نظارت و اجرا بودند باید مشخص باشد!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:13  توسط Drmy  | 

جمعه هجدهم آبان 1386

 

جناب آقای رئیس جمهور امسال را " سال جمع آوری نقدینگی از دل اقتصاد کشور " نام نهاد و گفت: طی برنامه ای سعی خواهد شد که نقدینگی جامعه را کاهش و آنرا کنترل کند.

 

در وضعیت بحرانی اقتصاد بیمار کشور این یک حرکت مناسب و ایده آل است. چراکه هرچه در یک اقتصاد روند افزایش نقدینگی سرعت یابد، تورم نیز با سرعتی مضاعف شتاب می یابد. البته حجم نقدینگی در جامعه معیارهای مشخص علمی دارد و باید توجه داشت هرگونه تغییر در حجم پول در گردش مانند حرکت بر روی تیغی دو لبه است. چراکه افزایش نقدینگی باعث افزایش تورم شده و در صورتیکه نقدینگی کاهشی غیر ضروری داشته باشد مسلماً نتیجه ای جز رکود نخواهد داشت.

 

و اما ریشه این نقدینگی!

رئیس جمهور طی سال اول ریاست خود تمامی بانک ها را تحت فشار قرار داد تا با تمام توان و بودجه وام دهند و در نتیجه بدون توجه به اصول اولیه علم اقتصاد حجم نقدینگی را بصورت محسوسی افزایش داد. چیزی که به برکت نفتی که دیروز 99 دلار را نیز پشت سر گذاشت بوجود آمد و پولهای باد آورده و بی هدف درآمد نفتی را در جامعه تزریق کرد و متعاقب آن تورمی نفس گیر را گریبان گیرمان کرد بطوریکه بانک جهانی برآورد تورم 19% را برای سال جاری و 17% را برای سال آینده پیش بینی کرد.

آمارهایی که در دولت کریمه مهرورز فعلی ارائه میشوند واقعاً جالب توجه اند. از آمارهای ساخت و ساز و مسکن گرفته تا شاهکار تغییر مبنای سنجش میزان بیکاری جامعه! در گذشته چنانچه هر فرد در طول هفته کمتر از 2 روز به کاری اشتغال می داشت را جزء گروه بیکاران محسوب می کردند اما دولت کریمه از آنجا که به همه چیز با دیدی گشاده نگاه می کند این مبنا را تغییر داده و هر کس را که در طول هفته 2ساعت کار کند شاغل به حساب آورده و در نتیجه نرخ بیکاری را با مبنای جدید 9/9% اعلام کرده است!

وزیر مسکن وعده کاهش قیمت مسکن را میدهد. انصافاً هم بهای زمین در سال جاری بالا نرفت اما بلافاصله سیمان در بازار نایاب میشود و برای تهیه آن باید از بازار آزاد سیمان 25000 ريالی را 70000 ريال تهیه کرد و یا آجر 4200 ریالی چند ماه قبل را امروز باید بصورت آزاد 11000 ریال خرید. حال نیز جناب وزیر با لبخندی گشاده می فرمایند جوانان اصلاً به فکر خریدن مسکن در تهران نباشند و به حومه تهران روند. البته این حرف پسندیده است اما با کدام امکانات و امنیت یک زوج جوان برای زندگی مثلاً به آبیک یا پرند بروند؟ با چه امکاناتی به هر روز به محل کارشان در تهران بیایند؟

البته دست اندر کاران ساخت و ساز باید توجه کنند که همانند گوجه فرنگی، سیمان و دیگر مصالح را سعی کنند از بغالی سر کوچه آقای رئیس جمهور تهیه کنند چرا که آن بنده خدا آدم منصف و با وجدانی است و جور همه گران فروشان دیگر اصناف را نیز می کشد!

 

جناب رئیس جمهور اصولاً هیچکس کامل نیست و در همه زمینه ها مطلع هم باشد متخصص نیست و عقل حکم میکند در زمینه های تخصصی از افراد مجرب و متخصص باید کمک گرفت تا اینقدر گاف های رنگین ندهیم و خود را همه فن حریف ندانیم چرا که در دنیای امروز همه علوم تخصصی شده و هر تخصص بصورت انفرادی دنبال می شود چون دیگر در اعصار ابو ریحان و بوعلی نیستیم که همه تخصص ها را ی فرد دنبال کند.

با همه این تفاسیر وقتی پستهای خوش رنگ و منزلت را بوسیله اقوام و دوستان و آشنایان و کسانی که تخصص و تجربه لازم را در پستهای خود ندارند پر کرده اید چیزی جز بدتر شدن اوضاع بوجود نخواهد آمد.

آقای احمدی نژاد امثال " ثمره هاشمی " که مشاور ارشد و ایضاً خواهر زاده شما نیز هستند، چه سوابق مفیدی داشته اند؟ چه خدمت شایانی به دولت کریمه شما کرده اند؟

اخوی ارجمند و بزرگترتان جناب داوود احمدی نژاد که در هر دو دوره زمامداریتان در شهرداری و ریاست جمهوری بازرس ویژه شما هستند چه؟ راستی آیا برای آن مبلغ ناچیز سه میلیارد تومان که در دوره شما برای پل حکیم ( میدان نور سابق ) هزینه مازاد شده و آقا داوود نیز تصادفاً بازرس و نماینده شما در آن پروژه کاملاً سیاسی بودند تا توان آقا محمود را برای ریاست جمهوری در ساخت و ساز نشان دهند، سند موجه و قابل قبولی ارایه دادید یا هنوز پرونده اش گشاده است؟ هرچند دیگر زمزمه ای هم به گوش نمی رسد و باید دیگر مختومه خواندش!

 

رئیس جمهور محترم،

نتیجه تزریق بی دلیل و کلان نقدینگی را در اقتصاد به راحتی با خرید از فروشگاه هایی جز بغالی سر کوچه بصورت تورمی کمر شکن میتوانید ببینید.

فردا و فردا ها هم نتیجه گرفتن استقلال بانک مرکزی و انحلال سازمان مدیریت را خواهید دید. سهمیه بندی بنزین هم آیا جز این بد گوشها را با نرخ 300 – 400 تومان آشنا کنید و ترافیک بهانه بود؟ چون ترافیک تغییری نکرده.

با فشاری می آوری که "مونوریل " باید بسازیم به یاد کودکی می افتم که به گردش برده شده و ناگهان چیزی توجه اش را جلب می کند و پایش را به زمین میکوبد و اشک میریزد که " من اونو میخوام "! بی آنکه اصلاً بداند آن چیز خوش رنگ و زیبا در دنیا هم طرفدار زیادی ندارد و شما میخواهی 237 کیلومتر از آن را در اینجا احداث کنند در حالیکه در چهار گوشه دنیا فقط 263 کیلومتر آن وجود دارد. بجایش به فکر مترو باش. چراکه بعید مبدانم تا به حال سوار بر آن شده باشی و احساس ساردینی در یک قوطی گرم و بد بو را کرده باشی.

 

سر مردم را بیش از این با وعده های بعید و دروغین، حق مسلم، دویدن به دنبال لقمه ای نان و یا حتی یک لیتر بنزین برای کارمندی که برای کمک خرجی اش هر روز مسافر کشی میکند گرم نکن. چرا که دیگر ملت تاب و توان ندارد و حتی گرسنگی و مشغله قدرت تعقل را نیز از همه ربوده. چرا که اگر اینگونه نبود دیگر جرات نمیکردی بایستی و با آن لبخند گشاده مدام وعده دهی و دروغ تحویل دهی و به شعورشان توهین کنی!

 

مدعی عدل علــــــــی، بدان که تاریخ این روزها را ثبت میکند و روزی باید جوابگوی عدل لگد مال شده علــــــــی در پیشگاهش باشی.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:56  توسط Drmy  | 

چهارشنبه نهم آبان 1386

 

کوروش جان در راستای مطلب قبلی و برای یک نمونه از میلیونها خبر زیر را برایت واگو میکنم که فردای قیامت متهم به تهمت و افترا و نشر اکاذیبم نکنی. آن هم در مورد مبلغین دیــــن و رفتارمان با بزرگان و نامداران و اندیشمندان!

 

 

انتقاد نوری همدانی از برگزاری کنگره مولانا !

 

آیت الله حسین نوری همدانی گفت: کتاب شعر مولوی از نظر ادب و تمثیل قابل استفاده است، ولی در این کتاب انحرافات بسیاری وجود دارد که با اصول و عقاید ما همخوانی ندارد و سبب منحرف شدن جامعه می شود.

به گزارش مرکز خبر حوزه، وی در دیدار مسئولان هماهنگ کننده سازمان تبلیغات سراسر کشور با انتقاد از برگزاری مراسم بزرگداشت مولوی [به مناسبت سال جهانی مولوی] افزود: مولوی بینش درستی نسبت به اهل بیت (ع)  نداشت و برخی از آثار او از اندیشه های انحرافی سرچشمه گرفته است و مراسمی که برای وی برپا شد، برای پیامبر و ائمه اطهار (ع) برپا نمیشود.

 

ای مولانای فاسد و منحرف؛ ای غرب زده سکولار؛ ای بزرگ شده به دست استکبار و صهیونیسم! از همین جا تو را تکفیر می کنیم و دعا می کنیم هر چه زودتر نامت از تارخ پاک شود.

برای همین است که دستی دستی می خواهیم ترک ها شش دانگت را به نام زنند و حتی آن استاد و مرادت، " شمس " را نیز مجانی می دهیم به آنها چرا که قطعاً از اندیشه فاسد استادت بوده که تو نیز منحرف شده ای و فقط به درد همان لائیک ها می خورید.!

 

کوروش، آیا اینکه با هر نوع عقیده و تفکری که به خیال ما غلط  باید مبارزه کرد و محوش نمود را نیز تو برایمان به میراث گذاشتی؟

پس بخواب و هیچگاه بیدار مشو!

 

 

 

قیصر نیز از میانمان رفت.

خوشا به حالت که تو نیز خفتی تا بیش از این نبینی بر سر اعتقادات و آرمانها و آمال انقلابیت چه می آورند.

روحت شاد و قرین رحمت باد.

نمی دانم کی خواهد رسید زمانی که تو را نیز تکفیر کنیم.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:13  توسط Drmy  | 

دوشنبه هفتم آبان 1386

 

29 اکتبر روز جهانی کوروش ( سایروس دی ) نامگذاری شده است که از دیر باز پارسیان، یهودیان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان بصورت ملل مشترک المنافع آنرا گرامی داشته و رعایت می کنند.

این روز به مناسبت صدور اعلامیه کوروش در 29 اکتبر سال 539 پیش از میلاد برقرار شده که در آن حقوق انسان تعیین و تضمین شده است.

این اطلاعیه ( منشور ) در عین حال نخستین سنگ بنای یک دولت مشترک المنافع جهانی و نیز هر سازمان بین المللی به شمار می آید.

 

بخواب کوروش که ما بیداریم. نه بخاطر اینکه خیالت آسوده باشد که بیداریمان سبب خواهد شد تا از میراث تو پاسداری کنیم. نه! بخواب تا شرمنده ات نباشیم. بخواب تا نبینی با دسترنج تو چه کرده ام و می کنیم. بخواب تا نبینی ایــــرانـــی را که تو بنا کردی، یکپارچه و قدرتمند کردی را به چه ذلت و خواری کشانده ایم. بخواب که نبینی چه وراث بد و بی کفایتی داری.

روزت را بیگانگان و نامحرمان و دشمنان ایرانت پاس میدارند ولی در زادگاهت، در سرزمینی که آنرا تو نام نهادی کسی سراغت را نمیگیرد بلکه گورت را هم میخواهیم به مرور نابود کنیم.

در مدارس کشورت آنقدر از اعراب و شرق و غرب به کودکانت می آموزند و حقوق مسلمشان را یاد آور میشوند که دیگر جایی برای تو زحماتت نگذاشته اند.

نامت در کتب آسمانی آورده شده اما مبلغین ما که مو را از ماست می کشند هنوز این شجاعت را ندارند که از آن پرده بردارند و تو را به ملتت معرفی کنند.

تو بودی که منشور ملل را پدید آوردی اما امروز فرمانت را که بر استوانه ای حک شد فقط در پاریس میتوان دید و نسخه تقلبی اش را ما برای فرزندان فردایت نگه داشته ایم.

بخواب تا نبینی امروز حتی گروهی گرد آمده اند تا خاندانت، " هخامنش " و عزت و جلال حکومتت را نفی کنند و ...

آنقدر بی مهر شده ایم که فرزندان لایقت را بیگانگان پرستاری میکنند چون فهمیده اند ما حرمتشان را شکسته ایم. مولانایت را ترک ها به نام زدند و افغانها هم مدعی تازه ای گشته اند و امروز ترکها مدعی شمس نیز گردیده اند. جانشینانت هم من و امثال مرا با آنها و امروزی ترهایشان هم سنگ میدانند و می گویند " اینان را بردند که بردند، چه غم؟ دیگران هم هستند! "

سر سرباز حکاکی شده ات بر سنگ را هم از کف دادیم و گفتیم ما در حراجی های غیر قانونی شرکت نمی کنیم.

کوروش، ملتت را جهل و تعصبات کور کورانه در بر گرفته طوری که هیچکس را یارای شنیدن نظر مخالفی نیست. متعصبانی که یا تو را به عرش میبرند و دیگران را بر فرش و یا متعصبانی در جبهه مقابل.!

سرزمینی که بنا کردی در آن کسی جرأت چشم داشتن به مال و جان و ناموس کشورت را نداشت اما امروز به جایی رسیده ایم که به دخترانت با خیالی آسوده تجاوز میکنند و تصاویرش را نیز منتشر! این نبز کفایت نکرده و مازادش را به ممالک همسایه صادر می کنیم و ... جانشینانت حتی به روی خود نمی آورند و فکر میکنند با کشیدن رواندازی بر این گنداب می توانند آنرا برای همیشه مخفی کنند.

 

کوروش تو بزرگ بودی اما بی اشتباه هم نبودی. فکر نمی کردی که در این روزگار پست که همه چشم در کاسه هم دارند و حتی ناموس دزدی می کنند گوشتی را که به گربه داده ای سالم نماند! اشتباهی فاحش در نام گذاری مملکتت کردی! " ایــــــــــران " نامی زنانه را برای این خاک برگزیدی و همین شد که هر که از راه رسید و چشمش بر زیبایی و کمال و ثروت ایرانت افتاد نتوانست جسارتی بر آن نکرده و ایرانت را بی تجاوز رها نکند!

 

کوروش، بخواب. بخواب که میدانم اگر لحظه ای بیدار شوی از کرده خود با گذاشتن این میراث به دست نا اهلان و دیو صفتان پشیمان خواهی شد و ما را نفرین خواهی کرد.

 

بخواب.

 

در زیر می توانید متن منشور و قطره ای از تاریخ این خاک را بخوانید:

ایران باستان

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:53  توسط Drmy  | 

شنبه پنجم آبان 1386

 

گویا محاکمه یک بسیجی به اتهام قتل عمد انجام شده و وی از اتهام عمد تبرئه شده.

 

داستان از این قرار بوده که 4 سال پیش چند جوان سوار بر یک موتور سیکلت، جلوی مدرسه ای دخترانه ویراژ میداده و حرکات موزون نقلیه ای از خود در می کردند که در همین حین برادر بسیجی همراه چند تن از دوستان خود از آن مسیر گذر میکردند و با دیدن این صحنه و اینکه خواهر یکی برادر مورد نظر حکایت ما هم در همین مدرسه شاغل به تحصیل بوده اند بنا براین اقدام به امر به معروف و نهی از منکر ایشان میکنند ولی کار بالا گرفته و درگیر میشوند و گویا بنا به گفته شاهدان مقتول فحاشی کرده و متواری میشود. ( کاری که به هر شکل تا اینجایش کاملا خلاف و مصداق عمل اوباش و مزاحمین است.)

برادر مورد نظر ما هم که دیگر تحملش را از دست داده پا به پای او می دود و در لحظه ای مناسب که به اتوبان می رسند با یک حرکت رزمی و تخصصی به پای مقتول زده ( اصطلاحاً جفت پا ) و وی را نقش بر زمین میکند. اما مسأله اینجاست که این حادثه درست در اتوبان رخ میدهد و مقتول روی آسفالت اتوبان افتاده و در همان لحظه یک خودروی پاترول و یک خودروی وانت از روی وی عبور کرده و در جا ...!

 

نکات جالب توجه!

1-     محاکمه چند روز گذشته مربوط به حادثه ای در سال 82 است. یعنی بعد از 4 سال!

2-     در اینکه کار مقتول به هر شکل مخالف قانون و عین مزاحمت است شکی نیست.

3-     برادر بسیجی ما به صرف اینکه گفته "من بسیجی ام"! اقدام به یک تعقیب غیر قانونی کرده که به هیج وجه در حوزه اختیارات یک بسیجی نیست.

4-     در جامعه ما کم کم سوء استفاده از عنوان به رسمی عادی مبدل شده است و هر کس با داشتن یک کارت از ارگانهای خاص دولتی در صدد رسیدن به منافع خود است.

5-     وضعیت سوء استفاده از عنوان در بین نیروهای بسیج به شدت قابل رویت است.

6-     در جامعه ما در پذیرش افراد در بخشهای خاص هیچگونه توجهی به صلاحیت های اخلاقی و اجتماعی وی نمی شود.

7-     در کشور ما یک نوجوان 16-17 ساله هم در شرایط غیر جنگی میتواند اسلحه دست گیرد و به دنبال کسب غرور و قدرت باشد و 4 راه ها را قبضه کند.

8-     کجای قانون این مملکت نیرویی جز پلیس را مسئول حفظ نظم جامعه کرده؟

9-     نظارتی بر چنین ارگانهایی نیست که چنین زیر مجموعه هایی سر خود دارد؟

10- برادر داستان ما رسما با لگد زدن به آن پسر مسبب اصلی مرگ او است.

11-  برادر داستان ما در دادگاه گفته ( علیرغم شهادت شهود ) من درگیری فیزیکی نداشتم و با اولیای دم گفته من کاری نکردم اما اگر موجب مرگ فرزندتانم عذر میخواهم.

12-  از نوشته هایم برداشت نکنید که راضی به اعدام وی هستم. فقط قصدم گفتن این بود که جامعه ما را آشوبی همه گیر فرا گرفته.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:5  توسط Drmy  | 

سه شنبه یکم آبان 1386

 

پلیس هر کسی را که بخواهد، متوقف میکند و میتواند وی را مورد بازجویی قرار دهد. سردار رادان این جواب را به دختری داده که گفته همراه پسری بوده و در خودروی شخصی شان نشسته بوده اند و الگانس پلیس جلی آنها را گرفته و به این رفتار پلیس معترض گشته. ( چه توقعاتی داشته این خانم ها! )

همچنین رادان افزوده: " از کجا معلوم این الگانس را خدا آنجا نفرستاده است؟ "

 

خوب خدا را شکر معنی حقوق شهروندی، اصل برائت و حریم شخصی را هم در جدیدترین تعریف رادان آموختیم.

 

به یاد دارم در ابتدای طرح مبارزه با بد حجابی، احمدی مقدم در مصاحبه ای گفت: " ما چه کار به خودرو ها داریم؟ خودروها هم جزیی از حریم شخصی افرادند و پلیس تا زمانی که خلافی انجام نپذیرفته نمیتواند جلوی آنها را بگیرد. ما قانوناً اجازه نداریم از دو نفر در شرایط عادی نسبتشان را بپرسیم! ( پسر دخترا راحت باشند. البته فعلاً تا دهانشان باز نشود و ایرادی به کارمان نگیرند. )

 

به یاد دارم احمدی نژاد را در نطق انتخاباتی اش که برای جمع کردن رأی ظاهر بینان و عاشقان و شیفتگان شعارهای جور و واجور در کمال خونسردی و همراه با همان لبخند معروف ملت خر کنش گفت: ما همه جوانها را با هر مدل مو و لباس و هر رنگی دوست داریم!

 

رابطه آزادی و جمهوری اسلامی درروزهای حاضر!

 

 

همچنین رادان تصریح کرده که صرف موجه بودن پوشش و ظاهر افراد دلیل بر این نیست که پلیس آنها را بازجویی نکند.!

حرف رادان صحیح است اما اینکه آیا به گونه ای رفتار شود که به شخصیت افراد توهین نشده و حریم شخصی و خصوصی افراد را نشکنند بسیار مهم است.

 

به هر حال سیر تحولات کلامی و وعده های جذاب و دمکراتیکانه چند ساله اخیر مسئولین بسیار تأمل برانگیز و حائز اهمیت است.

 

 

 

جناب مستطاب روشنفکر و زیبا کلام، آقای جوانفکر که در همایش مدیران مسئول نشریات دانشگاهی حضور یافته بود گویا بجای اینکه به انتقادات و حرفهای دانشجویان گوش دهد و پاسخگو باشد از مزیت مطلق تریبون یکطرفه سخنرانی بهره گرفته و از آنان خواسته تا مفصل به اجلاس سران کشورهای حاشیه خزر بپردازند. گویا ایشان کلی هم قربون صدقه پوتین جان رفته و به تعریف و تمجید از روسیه پرداخته است. همچنین تصریح فرموده اند که حسادت بیش از اندازه غربی ها به روسها بخاطر ثروت! ( تا جایی که میدونم اوضاع اقتصادی روس ها خرابه ) و دلاوری ها و زیبایی روسها است.

حالا سخنان وی در آن همایش چه ربطی به درد دل و مشکلات دانشجویان از جمله در بند بودن طولانی مدت تعدادی از دانشجویان و انتخاب هیئت علمی دانشگاه ها بوسیله شورای انقلاب فرهنگی و عزل و نصب سلیقه ای و رابطه مند دارد بماند! به هر حال مهم زیبایی روسها است. اینکه پوتین قبل از عزیمت به تهران برنامه مصاحبه اش را با خبرنگاران ایرانی به هم میزند و در تهران هم بجای صحبت از مسایل مهم از تاریخچه زندگی اش میپرسند اصلا مهم نیست. خوشگلی هم نژاد های پوتین را بچسب! ( اینکه از چه جنسی را از خودش بپرسید- میگویند در دبی رقیب صادرات غیر نفتی ما شده اند و شاید منظور جوانفکر این بوده! )

 

 

 

 

در آخر هم یک حرف جالب انگیز ناک جدید از همسر مردی برای تمام شغول!

گویا خانم رجبی، همسر دکتر الهام در کتاب جدید الچاپش فرموده اند که محمد خاتمی باید خلع لباس شود! ( فکرای بدی نکنیدا... منظور ایشان اینه که باید عبا و قبا و عمامه اش را از او بگیرند. من موندم این خانم چرا همش فکر میکنه حرفا و نظرات خیلی مهم و حیاتی برای مردم و سیاست و نظام دارد؟ به این میگن اصل اعتماد به نفس! )

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:1  توسط Drmy  | 

شنبه بیست و هشتم مهر 1386

 

بالآخره تونستم بعد از 20 روزی دوباره برگردم. راستش توی این مدتی که نمی تونستم بیام، اینقدر وقایع و اخبار جالبی رخ داده که نمی دونم چی باید بگم یا اصلاً ازکجا باید بگم.

 

  1. به مرحمت دولت کریمه و مهر ورز و سخنگوی نهم و حمایتهای بی دریغ و اصولی مجلس هفتم، ضمن تشکر ویژه از مهندس باهنر! بعد نظارتی مجلس دربست تعطیل شده و دولتی های عزیز تا می خواهند ازین به بعد می توانند بتازانند و هرچه می خواهند انجام دهند و حالشو ببرند! کی به کیه؟ به هر حال محمد رضا باهنر عزیز امر کردند که وکلا چون در روزهای پایانی عمر مجلس هفتم هستند و کارهای مملکت همه روی زمین میماند و فقط در همین چند ماه ممکنه که وقت مجلس کم بیاد! پس سوأل بی سوأل. وزرا کار دارند و نباید مزاحم اوقات شریف اربابان دولت کریمه شد! البته حداد کمی ÷ا در میانی کرده اما گویا فعلاً تاکتاک قبلی برقراره. یعنی تاکتیک شعار!

 

  1. نشریه مرکز پژوهشها و اسناد ریاست جمهوری در تازه ترین بیانات و مکتوبات خود جناب آقای رئیس جمهور احمدی نژاد را سقراط زمانه لقب داده.! ( زبان از سخن بند آمد! )

 

  1. جناب آقای معاون وزیر کشور در حمایت از کاهش سن انتخابات فرموده اند:

 

" دولت نهم و مجلس هفتم محصول رأی 15 ساله ها است. "

وی در ادامه از نمایندگان محترم خواسته مثل بچه های خوب به این قضیه رأی مثبت دهند. وی می گوید با این وضع ( حداقل 18 سال ) در بعضی حوزه ها افرادی با رأی کم هم میتوانند وارد مجلس شوند و خواسته تا با تصویب 15 ساله شدن رأی اولی ها آمار رأی صندوق ها بالا رود.

خدا را شکر که مسئولین همواره در پی حضور ملت در عرصه وقایع کشور هستند. حالا چه 18 ساله ها چه 8 ماهه ها.

راستی در اوج انتخابات ریاست جمهوری بازار داغ پیامک ها را به یاد دارید؟ یکی از پیامک ها شخصیت و قدرت کاندیدا ها را با فیلم های معروفی مقایسه کرده بود. در مورد رئیس جمهور فعلی نوشته بود " شهر در دست بچه ها ". نکته جالب اینجاست که از همان موقع هم باید متوجه می شدیم که این دولت توجه خاصی به بچه های مملکتمان دارد. این مسأله از مصاحبه معاون وزیر کشور کاملاً مشهود است.

 

  1. آقای کلهر هم در مورد حرفهای احمدی نژاد در کلمبیا آمده و کمی توضیح های جالب داده. ایشون که مشاور رسانه ای رئیس جمهوره در خصوص اینکه احمدی نژاد  روم به دیوار گفته: " همجنس بازی در ایران وجود نداره " توضیح فرمودند که این غربی های فلان فلان شده نامرد بازم بیانات رئیس جمهور مثل گلمون را تحریف کرده و اشتباه منتقل نموده اند! رئیس جمهور که اینو نگفته! احمدی نژاد گفته: بابا، ما در ایران ازین روم به دیواری ها هم داریم اما تعدادش کمتر از شما غربی های ... است!

راستش بعد از شنیدن حرفای آقای مشاور اول به گوش هام و بعد هم به چشم هام و در آخر هم به شعورم شدیداً شک کردم. چون تا جایی که به یاد دارم با همین چشم ها و گوش های ناقصم ایشان را از کانال های مستکبرین در کلمبیا دیدم و حرف هاشون را شنیدم.

 

  1. گویا شمس الواعظین، مزروعی و جناب جوانفکر (یکی دیگه از مشاورین) در یک مناظره رادیویی به بحث می پردازند در مورد آزادی بیان و مطبوعات در دولت. جناب جوانفکر هم به عقیده بنده کوچک در خنده دار ترین لطیفه سال می فرمایند " دولت نهم آزادترین فضای سیاسی و نقادی را پس از انقلاب فراهم کرده اند. "

کجایی روزنامه شرق، روزنامه هم میهن. یادتان به خیر. گویا اصلاً کسی نمی خواهد به روی مبارک هم بیاورد که جناب رئیس جمهوری که با آن همه روی باز دانشجویان و اساتید امریکایی را به ایران دعوت میکرد تا مناظره کنند و به آنهایی که به وی گفتند آزادی را بلعیده اید در پاسخ گفت که بهترین و آزادترین و سالم ترین نوع آزادی را  " بومی ایزه " کرده ایم تا هم آزادی داشتم باشیم و هم آزادی مد نظرمان را اعطا کرده باشیم! آنوقت همین هفته گذشته دانشجویان خودی را به محفل نقد فرمایشی راه ندادند و اجازه مباحثه را از ما گرفتند. این نکته قابل توجه دوستانی است که با چشم گوش بسته، متعصبانه از آزادی فرمایشی از نوع دولت کریمه ای و مهر ورز دفاع جانانه میکنند.

 

  1. به حمد الهی و به لطف میراث دیرین این سرزمین درآمد نفتی به بشکه ای 84 دلار رسید. البته کاری به مبحث پیش فروش و اینکه ما در تحریمیم و اینکه چطور از ما میخرند کاری ندارم. اما به هر حال گران شد و درآمد خزانه بالا رفت. البته اگر کسی دنبال نحوه مصرف آن است باید رنج تحقیق را به جان بخرد تا چیزی که همه اقتصاد دانان از آن سر در نیاورده اند را کشف کند. البته اگر مایل باشید میتوانید از ماجرای هزینه شدن چند میلیارد تومان وجه رایج مملکت که هیچ سند موجه ای نداشت در دوره شهردار پیشین تهران آغاز کنید. باشد که به داد مدیران و اقتصاد دانان انگشت در دهان مانده برسید.

 

  1. نرخ بیکاری بالآخره با سعی و کوشش دولت مردان مهر ورز به زیر 10 رسید. یعنی تک نرخی شد. که خوب با درآمد کلانی که داریم و لطف و درایت مدیران و وزرای دولت مسلماً دور از انتظار نبود. راستی شما در این آمار جزء نرخ شمارش شده اید یا شما را هم از قلم انداخته اند؟ تقصیر خودتان بود. مگر اعلام نکردند در هنگام آمار گیری اینقدر وول نزنید و یک جا بنشینید تا به شمارش برسید؟!

 

  1. انتخابات فدراسیون فوتبال لغو شد.! این که دیگه اصلاً توضیح نمی خواهد. یک سالی است بی رئیس فدراسیون را چرخانده اند. الآن هم طوری نمی شود. میگویند هر جامعه کوچک نمادی از یک اجتماع بزرگتر است. راست گفته اند. چه چیزی به درستی مدیریت میشود که اینجا شود؟ مگر اینهمه مدیر داریم گلی به سرمان زده اند که اینجا که بی مدیر است بزند؟

 

 

به هر حال در مملکت ما جریانات زیادی رخ میدهد اما هیچیک از اینها مانند اظهارات اخیر رئیس جمهور در مورد آزادی در دانشگاه کلمبیا با نمونه  اجرا شده در تهران قابل مقایسه نیست.

تا به کی میخواهیم با این کبر و تعصب از اشتباهاتمان حمایت کنیم و چشمانمان را بسته نگاه داریم؟ تا به کی میخواهیم اجازه دهیم به فهممان توهین شود؟ آیا واقعاً باید بپذیریم که سطح درک و فهممان در مرحله بحرانی است؟

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:6  توسط Drmy  | 

دوشنبه شانزدهم مهر 1386
 

 

مردمی که پیش از این می زیستند

خوار گردیدنـد و دیگر نیستنـد

حــق مـردم را ز ریشه سوختـنــد

رشوه بگرفتند و دین بفروختند

خلـق را بردنــد سوی گمــــرهـی

خلــق هم دادند دل از ابـلهـــی

واقعاً چه امروزی و برای ما و دوران ما به یکی از فرماندهانش نامه نوشته. گویی جهل و درکمان از عرب جاهل فراتر نرفته و درکمان فزونی نیافته.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:50  توسط Drmy  | 

چهارشنبه یازدهم مهر 1386

 

لطفاً اگه ظرفیت برخورد با واقعیات را ندارید متن این پست را نخوانید.

 

قبل از هر چیز شهادت یگانه عادل و بزرگ مرد جهان، علی علیه السلام را تسلیت عرض

 میکنیم.                   

 

 

آقای احمدی نژاد قبل از عزیمت به نیویورک در مراسم بازگشایی مدارس شرکت کرده بود. رئیس جمهور محترم در این مراسم به دانش آموزان گوگولی مگولی و نازنین یک خبر خوب داد. خبر از یک هدیه بزرگ و عالی برای بچه ها...

یادتون هست در خلال برگذاری انتخابات بازار SMS خیلی گرم بود. یکی از این پیامک ها در مورد احمدی نژاد می گفت " شهر در دست بچه ها ".

در راستای همین جمله آقای رئیس جمهور و دیگر اعضای کابینه شریف دولت کریمه نهم لایحه کاهش سن رای دهی از 18 سال به 15 سال را تقدیم مجلس محترم هفتم که به گفته آقای جنتی، امام زمان آنان را انتخاب فرموده اند کرد.

جالبه بدانیم این موضوع بارها بحث مجلس بوده. مجلس پنجم سن را کم کرد و مجلس ششم دوباره افزایش داد و حالا هم ...

 

هدیه ایشان به بچه ها هم همین لایحه بود.!

 

واقعا ً دولت در چه فکریست؟ آیا افزایش آمار شرکت کنندگان در انتخابات ارزش کاهش وجهه آنرا دارد؟

 

همه ما این سنین را پشت سر گذاشته ام و میدانیم دورانی است که شخصیتمان در حال شکل گیری است. دورانی پر از هیجان.

مسلما ً آثار تبلیغات کاذب و دروغها و شعارهای نامزدها بیشتر از همه روی این طیف موثر خواهد بود و همراه با شور و هیجان رأی اولی بودن در آن سن نتیجه فاجعه باری همراه خواهد داشت.

 

آقای رئیس جمهور گویا واقعاً قصد دارند که مملکت را در دست کودکان نگه دارند و از این بین به نتایج دلخواهشان برسند.

 

بیاییم کمی صادق باشیم و بدون تعصب با هم حرف بزنیم.

تا بحال در حوزه ای رأی گیری به عنوان یکی از مسئولین بوده اید؟ مخصوصاً در شهرستانها...

متأسفانه مردم ما هنوز درک و منش اجتماعی لازم را ندارد. کسانی بودند که به خوش تیپی رأی میدادند. در همین فاصله 350 کیلومتری تهران در مرکز یک استان پر ادعا در انتخابات شورا ها به شکر خدا و به لطف درک بالای مردم خانمها رای بالا را آوردند و جالب اینکه اولین منتخب کسی بود که عکسی آرایش کرده و بسیار زیبا و دل انگیز داشت. کسی که حتی به گفته همشهری هایش کار مدیریتی نکرده.

 

این است بینش مردم ما.

 

وقتی به رئیس جمهورمان معترض میشویم که گوجه گران است با همان لبخند ملیح میگوید سر کوچه منزلش 400 تومان ارزانتر از همه جای مملکت میشود خرید! جالب اینکه وزیر بازرگانی هم امسال همان حرف را تکرار کرده و گفته گوشت 8000 تومان نیست و 3900 تومان است! منتها آدرس نداده اند. هیچکس هم نیست دلیل این برخوردهای زننده دولت مردان یک جامعه پر ادعا را جویا شود.

 

مانده ام این لبخندهای رئیس جمهور بخاطر دانستن تعداد دندانهای ملت است یا لبخندی از سر کودکی!

 

تعارف نکنیم. ما ملت حرفیم. ما ملت عمل بدون تفکریم. همه اعصار تاریخمان این واقعیت را بیان میکند.

ما هنوز منش یک جامعه با فرهنگ را نیاموخته ایم.

در انتخابات شرکت میکنیم برای " نه " گفتن نه برای " آری " گفتن.

به "احمدی نژاد" رأی دادیم تا به رفسنجانی بگوییم نه. جالب اینکه کسانی را سراغ دارم که هیچ دل خوشی از حکومت نداشتند اما به احمدی رأی دادند.

به خاتمی رأی دادی تا فقط به ناطق و حاکمیت بگوییم "نه". و همینطور الی اول!

 

گروهی انتخابات را تحریم میکنند اما حتی نمیدانند تبعات تحریم در جامعه ایرانی چیست! در مملکت ما همواره حتی کسانی که مخالفند رأی میدهند و همین سبب میشود تحریم معنا نگیرد. تحریم جمعی و برای اعتراض است. اما وقتی عده ای تحریم میکنند و باقی ملت کار خود را میکنند چگونه معنای تحریم نمود پیدا میکند؟ با این کار تنها سبب میشویم کسانی که خوب کذابانی هستند رأی آورند. تحریم برای جوامع متعادل و متفکر است نه برای ما.

این را فراموش نکنیم، به هر شکل ما در جمهوری اسلامی ایران زندگی میکنیم. به درست یا غلط نسل قبلی ما یک تحول بزرگ و تاریخی بوجود آورده. پس بهتر است حال در همین فضا بهترین زندگی را برای خود تهیه کنیم. چرا که به هر حال آرمانی که برای آن انقلاب شده آرمانی بزرگ و زیباست. حال اگر از آن آرمان منحرف شده ایم مقصر جهل و غیر اجتماعی بودم ماست و باید آنرا اصلاح کنیم.

 

و حال دولت شریفه کریمه خواسته سن رأی دادن را کاهش دهد. به سنی پر از هیجان و سنی که تأثیر می پذیرد ولی تأثیری نمی گذارد.

 

واقعاً شهر در دست بچه ها است. شهر را بزرگانی می چرخانند که اندیشه ای کودکانه دارند. و گویا هنوز در همان سنین 15 تا 18 سالگی هستند. سنی که هنوز خیلی چیزها را درک نمیکنند. درست مثل نصایح پدر به پسر 15 ساله ای که همچون فحش و دشنام میماند و شاید سالهای بعد معنایش را درک کنیم.

 

تنها جای شکرش باقی است که حتی حامیان دولت هم مخالف این لایحه اند و فوریت های آن به تصویب نرسیده.

 

از نظر شخصی من این سن برای جلوگیری از هرگونه هیجان پذیری و تأثیر پذیری حتی لازم است افزایش داشته باشد. سنی که در ان تفکر و منش اجتماعی افراد به پختگی رسیده باشی. یعنی سنی بین 20 یا 21 سالگی.

 

قبول کنیم که ما ملتی هیجانی و بی فکریم. واقعیت تلخ است اما من و تو با جد 500 سال پیشمان در درک مسایل روز یکسانیم بلکه آنان از ما شاید بهتر باشند. فقط شعار متمدن بودن را میدهیم. اینکه چه بوده ایم به کارمان نمی آبد جز برای اینکه شاید سکویی برای پرش باشد اما مهم این است که چه هستیم. نگوییم همه چیز دست این انگلیس پدر سوخته است. پس من و تو چه کاره ایم. همیشه سر افراد ساده و کم تجربه را میتوان کلاه گذاشت اما به کسی که میداند 4=2+2 نمیتوان 3 را خوراند.

 

قبول کنیم که مشکل خود ماییم. مشکل تنبلی و بی فکری ماست. نگوییم کاری نمی شود کرد. کافیست درک و منش جامعه به حد کافی رشد کند. همین باعث میشود تا کسب جرأت نکند بگوید سر کوچه اش گوجه ارزان است. مانند مدیران مدرسه نایستد و بگوید گوش فرماندار و... را بکشم و ما هم هورا بکشیم و برایش ماچ بفرستیم. این توهینی به شعور من و تو نیست؟

 

من و تو شهر را به کودکان سپردیم.

 

از ماست که بر ماست.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:5  توسط Drmy  | 

چهارشنبه چهارم مهر 1386

 

خدا را شکر که رئیس جمهور محترم این دفعه گاف جدیدی ندادند و در دانشگاه کلمبیا انصافا ً بد ظاهر نشده و خوب صحبت کرد.

در مورد نطق رئیس حتاک دانشگاه چیزی جز اینکه شئون دانشگاه را زیر سوأل برد و به ریاست جمهوری ایران توهین کرد چیزی نمی شود گفت چرا که مشخصا ً کاری غیر آکادمیک، لحنی زشت و توهین آمیز و کاملا ً سیاسی بود و ناخودآگاه سبب شد احمدینژاد در آن جلسه چهره ای شاخص ظاهر شود.

اگر ما از احمدی نژاد انتقاد کنیم و بگوییم شرایطی دیکتاتوری در کشور حکم فرما است قطعاً حق شهروندیمان است اما خارجی ها حق اینگونه توهین کردن را ندارند.

 

در مورد دیشب و نطق وی در صحن سازمان ملل هم باید حق را بیان کرد و گفت که حرف جدیدی نداشت و تکرار مکررات کرد. کاش او هم مانند خاتمی آنقدر در کنار همه نقصانش توان ایده پردازی داشت و همانند خاتمی ایده ای مثل گفتگوی تمدن ها را میداد تا کمی در جامعه بین الملل وجاهت می یافت.

 

تنها نکته بحث برانگیز حرفهایش ایرادی بود که از غرب به جهت سستی بنیان خانواده گرفت. از کم شدن ارزش زن صحبت کرد و تلاشهایی که برای از بین بردن نظام خانواده صورت می گیرد!

دکتر عزیز ما لازم بود وقتی این حرف را زد نیم نگاهی هم به نابسامانی زندگی های امروزی میداشت. به افزایش صعودی آمار طلاق و خیانتها و ... که ناشی از دلایل اقتصادی و ... هستند.

همچنین لازم بود هنگام تهیه متن نطقش به یاد لایحه اخیر و مضحک و توهین آمیز حمایت از خانواده از نوع ایرانی و دولت نهمی می افتاد. لایحه ای که مردان را مجاز به تعدد زوجه میکند و همسر اول را دیگر به حساب نمی آورد.

دکتر جان، مثل رطب خورده را برای این وقتها گفته اند! مابقی صحبتها و مقایسه هایت بماند.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:48  توسط Drmy  | 

شنبه سی و یکم شهریور 1386

 

 

اجلاس سالانه سازمان ملل در پیش است و به میمنت و مبارکی رئیس جمهوری محترم هم فردا عازم دیار کفر و جور و مستکبرین است.

دو عدد یادداشت به برخی مسئولین نوشتم که رونوشت آنها را برایتان درج می کنم:

 

1-     ریاست محترم آقای دکـتــــر احمــــدی نـــژاد:

 

آقای رئیس جمهور سلام.

 

حالتون که شکر خدا خوبه؟ ... خوب خدا را شکر.

راستش پیرو فرمایش حضرتعالی که فرمودین " زمین زیر پای مومنان نمی لرزد! " خواستم بگویم شما را به خدا حالا که دارین می رین سرزمین کفر و شرکت و مرتجعین، حواستان را جمع کنین و مراقب خودتون باش که زبانم لال، خدای ناکرده در سرزمین کفر اگه بلای زلزله نازل شد شما کنار کفار موجود در سازمان ملل نباشید و زمین زیر پاهای مقدس مومنی چون شما نلرزد.

ما شما را دوست میداریم و نمیخواهیم بی احمدی نژاد شویم.!

ازین به بعد هم به همه بمی ها، بوئین زهرایی ها، بلده ای ها و... عرض میکنم که ای کافران، ای نا مومنان، دیدید چه بلایی سرتان آمد؟ مومن شوید وگرنه به فرموده دکتر پرزیدنت دمار از روزگارتان در می آید.

 

2-     ریاست شورای شهر نیویورک؛

شهردار محترم نیویورک؛

ریاست محترم برق منطقه ای نیویورک؛

ریاست محترم نیروگاه نیویورک؛

مسئول برق سازمان ملل متحد،

 

ضمن عرض سلام و خسته نباشید،

 احتراما ً به استحضار می رساند با توجه به قدم رنجه فرمودن و تشریف فرمایی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران برای ایراد نطق در سازمان ملل متحد که در شهر شما واقع شده و با توجه به اینکه آقای احمدی نژاد فردی مومن و رئیس جمهوری با تقوا است که زمین هم زیر پایش نمی لرزد و به همین دلیل همواره هاله ای نورانی با تابش و انرژی بسیار قوی ایشان را احاطه فرموده و نور افشانی شدیدی دارد لذا خواهشمند است برای جلوگیری از هرگونه افزایش ولتاژ و نوسانات الکتریکی و زبانم لال انفجار لامپها و یا حتی انفجار نیروگاه ها به دلیل انتقال ولتاژ قوی ایشان، برق کلیه مناطق این شهر را در زمان نطق ایشان قطع فرمایید و یا ولتاژ انتقالی نیروگاه را به حداقل رسانده تا خدای ناکرده هیچیک از حکام را خطر تهدید نکند و دوباره به ما نگویید حامی تروریست.

راستی خیلی نامردین که اجازه ادای احترام ایشان به قربانیان برجهای دوقلو را ندادین. ( جدی گفتم اینو )

                                                                                                           

با سپاس فراوان

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:46  توسط Drmy  | 

سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386

 

    ۱- در حال آماده کردن چند مطلب جدیدم. برای همین چند نظر سنجی اضافه کردم که امیدوارم فکر نکنین کاغذ دیواره و با ارائه نظرتون کمکی در بهتر نوشتنم کنین.

 

   ۲- در این پست سعی کردم تا خیلی ساده با بیان ضعیفم مطالبی را با هم مرور کنیم و از شما هم میخواهم در راستای اینکه نباید حداقل در اندیشه همانند سیب زمینی بود و با وجود طولانی بودن مطلب در آن شرکت کنید تا بشود به نتیجه رسید.

منتظر نظراتتون هستم.

 

  

پیش درآمد!

 

بچه های رشته های مدیریت و اقتصاد با مفهوم مزیت مطلق و مزیت نسبی آشنا هستند.

بطور ساده و مختصر در اینباره ی توان گفت:

وقتی 2 کشور را که مثلاً 2نوع کالای مشابه گندم و فولاد تولید میکنند با هم مقایسه می کنیم و مشاهده می کنیم که کشور A در هر سال توان تولید 50 اتومبیل و 600 تن گندم را دارد و کشور B نیز در هر سال توان تولید 1000 اتومبیل و 30 تن گندم را دارد می توان فهمید که کشور A در تولید اتومبیل و کشور B در تولید گندم دارای ضعف در تولید هستند ولی کشور A در تولید گندم و کشور B در تولید اتومبیل دارای مهارت و تخصص می باشند.

 

در اینجا میتوان بیان داشت کشور B در تولید اتومبیل و کشور A در تولید گندم دارای مزیت مطلق می باشند.

از اینرو این کشورها میتوانند فقط کالایی را که در آن دارای مزیت مطلق هستند را تولید کرده و کالای دیگر را از کشوری که در تولید آن دارای مزیت است تهیه و وارد نمایند. به همین دلیل هر کشور می تواند نیرو و سرمایه تولیدی خود را معطوف به تولید کالای با مزیت کرده و تولیدش را افزایش داده و هزینه های تولید را کاهش دهد. به همین دلیل کشور ها با هم وارد مبادله شده و از توانایی های هم سود میبرند. به همین شکل می توان مزیت نسبی را هم در کنار مزیت مطلق تعریف کرد و در آن امکان تولید هر محصولی وجود دارد اما با شرایطی ویژه.

 

خیلی ساده میتوانیم این اصول علمی و مدیریتی تجربه شده را در کشورمان مشاهده کنیم!

مسئولان ما همواره شعار ما میتوانیم را سر می دهند و کشور را به ملت بی نیاز از هرگونه مراوده خارجی در خبرسازی هایشان جلوه می دهند.

اینکه ما توان تولید همه نوع محصولی را داشته باشیم بی شک عالی است اما در این میان باید از خبر سازی و بزرگنمایی و ایجاد غرور و توقع بیجا جلوگیری کرد.

 

در این بحث  به هیچ وجه منکر توانایی های متخصصان و دانشمندانمان نیستم و فقط قصد دارم واقع بینانه موضوع را با هم بررسی کنیم و امیدوارم که شما هم در این بحث شرکت کنید.

 

با یک نگاه به وضعیت صنعتی کشور می توان نمونه هایی را در هر زمینه پیدا کرد.

 

سالهاست که از آغاز فعالیت شرکت ایران ناسیونال می گذرد. شرکتی که قرار بود با ایجاد اولین خط مونتاژ خودرو در دهه 40 کشور را آماده تولید خودروی داخلی کند. همان خط مونتاژ بعد از سالها، شیک و زیبا تر شده. مدرن گشته اما هنوز هم خط مونتاژی که مملو از اشکالات فنی و تولیدی است بیش نیست!

 

افتخار تولید خودروی ملی را در کارنامه داریم. خودرویی که بعد از کلی کش و قوس با کلی تغییر نسبت به طرح اولیه ( اگر فیلم سرعت به کارگردانی آقای لطیفی را دیده باشید در آن، طرح اولیه پیکان مدرن به نمایش گذاشته شده بود ) به خاطر گرانی قالبها و هزینه تولید به شکل امروزی در آمد و سمند تولید شد...

خیلی خوش به حالمان شد. پزش را با کلی آب و تاب دادیم. صادرش هم کردیم. اما به این فکر نکردیم که با این همه پز و افتخار، حالا خودمان هیچ اما وقتی یک خارجی کافر! درب موتور – کاپوت -  سمند گوگولیمان را باز کند و روی موتور خودروی ملی ایرانی آرم پژو را ببیند با آن علامت سوأل و تعجب روی سرش چه کند؟ حال آتش سوزی خودرو های تولید داخل بماند... حالا هم باز با افتخار خبر از تولید سمند مدرن بنام " سورن " را میدهیم که تنها فرقش بازهم در شکل و شمایل چراغهایش است...

 

تونل کندوان را در عصر رضا شاه همان شاه چکمه به پا و مستبد فراری، با قلم و پتک در یکی از 10 جاده زیبای دنیا حفر کردند. یک ده پیش خواستیم تعریضش کنیم. دادن پروژه به سپاه همانا و بسته ماندن و تونل برای سالیان سال همانا... و بالاخره یک پیمانکار کافر خارجی به داد رسید. چیزی که در پروژه بزرگراه تهران – شمال به سرمان آمده و چینی های کوچولو برایمان با سالها تأخیر قرار شد بسازند.

اما خوب در احداث سد و جاده های صاف و بی دردسر بد کار نکرده ایم. حالا کاری با حرف و حدیث ها نداریم!

 

ادعا می کنیم شمال ایران یکی از بهترین مناطق تولید چای است و امکان فرآوری بهترین چای را دارد. به همین ادعا با کلی سرمایه گذاری و تبلیغ کارخانه ای را احداث کردیم.

چای نمونه را به یاد دارید؟ همین 2-3 سال پیش بود که کلی تبلیغ کرد. کلی وعده داد. مسئولین حمایت کردند. اما حالا کجاست؟ خبری از آن دارید؟ بسته های چایش را در کدام فروشگاه می شود خرید؟

شما را به خدا نگویید این واسطه ها و دلالان بین المللی کمرمان را شکسته اند و نمی گذارند پیشرفت کنیم. این حرف درست است اما مگر بک دلال چقدر قدرت دارد که دودمانمان را به باد دهد؟ این دلال نیاز به قدرتی عظیم دارد که این قدرت را فقط حکومت در دست دارد. پس اگر این دلالان قدرت یافته اند نشانگر فساد قدرت در منشاء و سرچشمه آن است که به بهای نابودی صنعتگر و کشاورز و تولید کننده ایرانی منجر شده.

 

امروز هم داریم پز تولید موبایل تولید داخل را میدهیم و میگوییم خودمان تولید میکنیم و دانش ساختش را هم وارد کرده ایم ولی یواشکی این را هم با صدایی آرام که کسی خدای نکرده بیدار نشود میگوییم که قطعات را از کره می آوریم و در اینجا زحمت سرهم بندی میکشیم و بعد دوباره با صدایی رسا و بلند میگوییم کارمان با کلاس و اقتصادی است.!

 

نمونه های این ادعاها بسیارند. ادعای انجام کارها و پروژه های علمی را میکنیم ولی بودجه پژوهشی کشور % 0.6 از بودجه کل مملکت است! ( البته اگر همین هم به دست صاحبانش برسد. ) آنوقت در یک اقدام ژانگولرانه و جالب باز ادعا می کنیم فرار مغزها نداریم! مغز ایرانی چه اینجا چه آنجا به هر حال ایرانی است! و از تبلیغات دشمنانمان هم که خلاف این را با مدارک نشان میدهند ناراحت می شویم. ولی به این نکته فکر نمی کنیم که این مغز ایرانی اگر در آنجا باشد سودش هم به آنجایی ها می رسد. حتی آنها افتخارش را هم به ما نمیدهند.

 

قصه مزیت ما هم در همین جاست. جهان در مرحله ایست که مملو از متخصص و دکتر و مهندس و پژوهشگر و ... است و به حق که نیاز دنیا هم می باشد و این نیاز بیشتر هم خواهد شد منتها استفاده از این منابع مدیریت و برنامه می خواهد. و این هنر مدیریت است که منشاء تحول های بنیادی میگردد.

سال گذشته در همین روزها بود که گوشمان با نام " انوشه انصاری " آشنا شد و در همان هنگام که نگاهی به آسمان برای رویت هلال ماه رمضان داشتیم مشتاق بودیم تا انوشه را نیز رصد کنیم.

او یکی از همین مدیران و هنرمندان است. شرکت T-Com را می شناسیم. شرکتی که انوشه با هنرش آنرا مدیریت کرده و به سود دهی رساند، آنگاه هنرش را به بهای میلیونها دلار فروخت. ( هنر یک مدیر اجرایی )

هنری که در ضمیر رئیس جمهوری محترم نیز به وفور یافت می شود. با لبخند ملیح و ایرانی خر کنش ادعای فرار مغزها را رد میکند و استدلال می کند که در ایران همه مغزند. اینجا و انجایش هم فرقی ندارد و ایرانی ایرانی است و من و شما و خود گوگولی اش را هم سنگ و هم وزن امثال حسابی و انوشه و ... میداند. تا همین جا کمر اقتصاد مملکت را شکسته و باز هم به مردم با لبخند ملیحش وعده مدینه منوره را میدهد. لبخندی که از صدها فحش خار و خاشاک بدتر است چرا که به شعورمان حمله کرده و ما بازهم در جایی که قدم میگذارد جمع میشویم و میخواهیم گوش شهردار، فرماندار و ... مان را بکشد! و حال با این اقتصاد ویرانه و شخمی که به صندوق ذخایر ارزی زده سودای " رفرم " پولی را در سر می پروراند. ( رفرم اصطلاحی اقتصادی و حساب شده است که در آن برای افزایش ارزش پول ملی چند صفر آنرا حذف میکنند. مانند حذف 6 صفر از پول ترکیه تا هر واحد پولش برابر یک یورو شود ) سودایی که شمشیری دو لبه و بازی با آتش است و نتیجه اش ممکن است به تاراج ثروت کشور مبدل شود!

 

 

 در فکر چنگ زدن به...!

 

 

در کنار همه اینها نیز قدرت و آمادگی و توان نظامی و دفاعیش را به همه گوشزد میکند و بطوری ضمنی همه را به میدان فرا میخواند.

 

 آمادگی همه جوره برای دفاع ار مملکت!

 

کافی است تا از این همه ادعای پوشالی دست کشیم و بی خودی دلمان را خوش نکنیم چرا که هنوز در بسیاری امور نهایت تخصص و تلاشمان رسیدن به مونتاژ و سرهم بندی بوده است.

نساجیمان را با مدیریت فاسد و رانت و بی کفایتی به زمین کوبیدیم تا جولانگاه آشغالهای یکبار مصرف چینی باشیم. بازار فرشمان با این همه هنر و قدمت به دست چین و هند و پاکستان افتاد. پسته را از دستمان گرفتند و ....

 

اگر این همه سیاسی کاری، وقت و انرژی و نیرویی را که در جهت کمک به نمک نشناسان دیگر ملل کردیم تا پشتمان باشند، کسانی که خود به هزاران ملت برای بقا نیازمندند و در شانتاژهای خبری و ایجاد توهم خود بزرگ بینی نمودیم، صرف اموری میکردیم که همین اصل ساده مزیت بیان میدارد مسلماً حال و روزمان بهتر از این می بود. اصول علمی و مدیریتی و سیاسی دیگر و پیشرفت کردن که جای خود را دارد.

 

 

به قول آرش صبحانی:

تو محور شرارت، ژیان و عشق سرعت؟!!!

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:30  توسط Drmy  | 

جمعه نهم شهریور 1386

 

نوجوانان کشور متأسفانه با یک مربی خرجی توانستند جام قهرمانی والیبال جهان را کسب کنند...

حالا هی میگیم بابا، این مربی های خارجی بدرد نمی خورند. اینقدر این دلارهاتون را حیف و میل نکنید. پدر این صندوق ذخیره ارزی را درآوردین ( اگه چیزی تهش مونده باشه ). یک مربی Made In I.R.Iran میفرستادین تا مثل فوتبال یک حال اساسی به ملت همیشه در صحنه میداد و آخرش با نهایت تواضع همه تقصیرات را گردن میگرفت. این فرنگی ها که جرأت ندارند و فرافکنی میکنند.

اصلا همه تیم ها را به دست توانمند و متواضع امیر خان میسپردید تا دیگه ننگ قهرمانی با یک مربی فرنگی آن هم از همان خانواده " ویچ " های آشنا بر پیشانیمان نمیخورد.!

 

البته مسئولین و نظریه پردازان و استراتژیست های مملکت فکر اینجا را هم کرده بودند تا اثرات این بدنامی را تا حدودی خنثی کنند.

تقریبا 24 ساعت پیش که این قهرمانان خائن به مهر آباد رسیدند یک مقام مطلع اعلام کرد که:

 آقای " ست کوویچ " مربی تیم، از آنجا که هنگام صیغه قرارداد (همان عقد موقت) شدیدا متأثر از فرهنگ بسیج شده و به عضویت بسیج فدراسیون والیبال درآمده و به همین منظور به هنگام ورود دور گردنشان یک عدد چفیه متبرکه را با حلقه گل پیچیدیم و وی را برادر ویچ خطاب کردیم! ( پخش مستقیم یا اخبار را ندیدید به من مربوط نیست ).

به همین منظور کسی نمی تواند زیادی به ایشان فرنگی بگوید چون ایرانیزه شده. حق درآوردن هرگونه حرف و حدیث را هم ندارید! ازین به بعد هم هفته ای یکبار پیش امیر خان میره تا ازش درس فتوت بگیره...

 

خبرهای کاملا ناموثق هم حاکیست که دکتر محمود قراره در نامه دومش به جورج W بوش یک عدد چفیه جهت صادرات فرهنگی به وی هدیه کند تا وی را هم ایرانیزه و بسیجی ایزه! کند و از آنجا که با  American Express مراوده نداریم ( چون مال استکبار جهان خواره ) براش DHL  میکنه...

 

و به همین راحتی فرهنگی به ضد فرهنگ تبدیل میشود!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:29  توسط Drmy  | 

سه شنبه ششم شهریور 1386

 

حتما همگی تا بحال ماشینهای تعلیم رانندگی را دیدین که مربی های آقا و خانم با تبحری شوماخرانه میکوشند تا به جوانان تازه هجده ساله شده فنون رانندگی را بیاموزند تا بعد از اخذ گواهینامه بتوانند یکی از ماشین این پارکینگ بزرگ متحرک را بتازانند.

خوب تا اینجا که عادیه...

اما تا حالا از خودتون پرسیدید که چرا اگر یک خانم مربی آقا را انتخاب کنه ملزمه که حتما یه همراه ( همون آدم بیکار و الاف ) با خودش بیاره حتی یه بچه گوگوری مگوری 4 – 5 ساله؟!!!

خوب این چند دلیل احتمالی داره...

 

-         حتما مردان ایرانی چشم و دستاشون زیادی کار میکنه و قابل اعتماد نیستند.

-         حتما خانم های ایرانی سر و گوششون زیادی میجنبه و تنوع طلب شدند حتی بعد از ازدواج.

-         مسئولین خیر، نگران آخرت ما هستند و هرجور شده میخوان ما را با زور توی بهشت جا کنند.

 

واقعا ما به خودمون و خانوادمون شک داریم؟ به زن و دختر و مرد هامون بدجوری بد بینیم؟

یعنی اگه ما بدیم و فکرای کثیفی داریم یه بچه 4 – 5 ساله کاری میتونه بکنه؟

یعنی توی اینجور کارها اصلا سوابق کارمندها و اعتبارشون مورد نظر نبوده؟

اصلا همه نگرانی ها درست و بجا ست. پس اگه اینطوره راننده آژانس ها و اینگونه شغلها که خانواده ها را در اختیارشون قرار میدیم نیاز به مراقب ندارند؟

پس حتما با این اوضاع مربی های آموزشگاه رانندگی باید آدم های مشکوک الحالی باشند...!

نظر شما چیه؟

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:20  توسط Drmy  |