تبليغاتX
DreamyBlog
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387

یادم می آید روزی که پلیس انگلیس در شهرهای این کشور دوربین های نظارتی را نصب می نمود مفسران ما آنرا اقدامی در نقض آشکار حقوق شهروندی و حریم خصوصی افراد دانستند و حال احمدی مقدم دستور استفاده از دوربین های کنترل ترافیک را در ناجا داده و همچنین خواستار افزایش این دوربین ها گردیده است.

یادم می آید همواره گفته ایم قانون اساسی مهم ترین رکنی است که باید محترم شمرده و اجرا شود که در همین قانون حق استیضاح به ملت داده شده است و مجری همین قانون استیضاح وزیر خود را غیر قانونی می داند ( ! ).

یادم می آید همواره بر حفظ حرمت ها تأکید شده و دینمان ما را ملزم به آن نموده. دیپلمات سابق گفتگو کننده پرونده هسته ای را متهم به جاسوسی و وطن فروشی و دزدی نمودیم و از مقام اول حکومت تا رئسای قوا خواستار محاکمه وی بودند و پس از رد اتهام وی در دادگاه کسی به روی خود نیاورد چه کرده و حال بعد از محاکمه کردان همان حاکمان کشور همگی دم از حفظ حرمت افراد می زنند که نباید آبروی افراد را دستمایه قرار داد.افرادی چون کردان با آن پرونده های مفاسد اخلاقی در دادسرای مازندران و مفاسد اقتصادی مسکوت مانده در مجلس.!

یادم می آید همواره به ما آموخته اند برای موجه نشان دادن خود از ائمه و دین و احساسات مردم هزینه نکنیم اما می بینم  همه ما برای عالم جلوه دادن خود و موجه ساختن اعمالمان به دین چنگ می زنیم و دین را کم ارزش می کنیم.

یادم می آید دولت نهم روز نخست از عدم غیبت و حفظ حریم افراد و شخصیت ها گفت و گفت ما دروغ نخواهیم گفت و باملت صادقیم و با قدرت یافتن نتنها حریمی را نشکسته نگذاشت که حرمت افراد را نیز با بدگویی و غیبت های مکرر و کذب در هم شکستند. در این میان کذابی ها و توهین های افرادی چون صفار هرندی و احمدی نژاد فراموش نشدنی است.

یادم می آید صندوق ذخیره ارزی با هزاران امید و برنامه برای روزهای مبادا با درآمد نفتی 30-40 دلاری گشایش یافت و امروز بعد از گذراندن دوران طلایی 120 دلاری کسی نمی داند کسی از ذخیره میلیاردی آن و نحوه هزینه شدن آن اطلاعی ندارد. ( ! )

یادم می آید روزی قرار بود ملت ایران آزاد باشند هرجه می خواهند بگویند و فکر کنند و با هر پوشش و رنگ و مدل دوست داشته شند و محترم شمرده شوند ولی امروز مدل و مو و مقدار تای شلوار دختران و ... را وجب می کنند و این شده موضوع اول امنیت جامعه ما! و آنگاه رئیس جمهور محترم ( ! ) برای وضع آزادی بیان در اروپا ابراز نگرانی می کنند. ( ! )

یادم می آید روزی را که بسیاری از چهره های سرشناس دولتی و کشوری را به بهانیه داشتن ثروت و ثرمایه مورد عتاب قرار دادند که ساده نمیزیند و این رفتار حکومت علوی نیست ( ! ) و امروز را برای منصب وزارت کشور معرفی نموده اند که دارای ثروتی میلیاردی و کلان است ( که حتی اصولگرایان در مورد منبع آن تشکیک نموده اند ). و جالب تر آنکه ایشان - محصولی - هنگام برگزاری انتخابات نهم ریاست ستاد انتخاباتی احمدی نژاد را بر عهده داشت و حال مجری این انتخابات خواهد بود. ( ! )

یادم می آید دوستی را برای فرستادن صلوات پس از آمدن نام علی (ع) مورد باز خواست قرار دادند و حال برای سران مرحوم و در قید حیات کشور نتنها صلوات فرستاده می شود که برای دولت مظلوم و محجور ( ! ) نهم مجلس ختم صلوات می گیرند و اخیراً هم در بخشنامه ای از بسیج مدارس خواسته شده تا نام دانش آموزانی که بیشترین صلوات را فرستاده اند به بسیج دانش آموزی ارسال کنند تا به بیشترین تعداد جوایزی اهداء گردد.

یادم می آید بنیانگذار انقلاب ایران نگران افتادن انقلاب به دست نااهلان بود و نسبت به عدم حضور نظامیان در سیاست گوشزد نموده بود و حال قانون نویسان ما حضور نظامیان و " سرداران " در انتخابات ریاست جمهوری را مجاز وضع نموده اند.

یادم می آید بزرگان دین و اخلاق به ما یادآور شده اند که فردی که ظلمی را ببیند و مقابل آن سکوت کند اجری مانند ظالم خواهد داشت و حال رجل ( ! ) اول سیاسی و الهی کشور ما چشم در چشم ملت می دوزد و دلسوزان ملت و کسانی را که در پی بازپس گیری حق ملت بوده اند را حتاک و... می خواند و دم از حفظ آبروی افرادی می زند که دامانشان به مفسده آلوده است.

یادم می آید برایم از درگیری یک ایرانی در آلمان با پلیس آن کشور در روزگار پیش از انقلاب تعریف نمودند و اینکه آن ایرانی پلیس کشور میزبان را مورد ضرب و شتم قرار داده و کسی نتوانست او را محکوم کند ( آن هم ایرانی ای که خود زیر یوق کاپیتلاسیون بود ! ) و حال برای نمونه در یک پرواز ایرانی به دبی پلیس امارات 15 زن را مورد بازرسی بدنی قرار میدهد و حتی بکارت یکی از مسافران را حین بازرسی بدنی به بهانه کنترل ترانزیت مواد مخدر ضایع می کنند و کسی نمی تواند حق ضایع شده را باز پس گیرد و سفیر بیشرم ایران در این کشور تنها می گوید: " سوء تفاهمی پیش آمده و به زودی رفع می گردد " ( ! )

یادم می آید همواره به من و تو هشدار داده اند که پایمان را اندازه گلیممان دراز کنیم و تظاهر به هیچ نکنیم و حال خود را متفکر پنداشته و قلم می زنم. نمادهای روشنفکری را در دست می گیرم. شریعتی می خوانم. دورانت را به بحث می گذارم. آهنگ های ... ( ! ) را گوش می دهم. حرکت ابرها و درختان را تفسیر فلسفی می کنم و ... چون مد شده که متفکرین و اندیشمندان و عاقلان و ... اینگونه اند. خوشی ها و خنده ها و ... دیگران را احمقانه و لوس و مضحک می شمارم و سکوت و نگاه خود را ژرف و اندیشمندانه ( ! )و...
چون ایرانیم و اصولاً جــــوگیـــر. از زمین و زمان ایراد می گیرم اما کوچکترین تغییری در سیاهی های خود اعمال نمی کنم.
شما چطور؟!

یادم می آید...


پ.ن : عکسی از حکم جناب کردان در مورد...



لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:20  توسط Drmy  |